روزنامه صبا

روزنامه صبا

میکائیل دیانی در گفتگو با صبا:

وقتی قانون از عدالت عقب می‌ماند


«تخطی» یک هشدار است؛ هشداری درباره لزوم بازنگری در بازدارندگی مجازات‌ها. اگر این بازنگری اتفاق بیفتد، هم رضایت عمومی افزایش پیدا می‌کند، هم امید اجتماعی تقویت می‌شود و هم عدالت بهتر محقق خواهد شد.

معصومه دهقان _ فیلم کوتاه «تخطی» به کارگردانی میکائیل دیانی، با تکیه بر یک موقعیت پلیسی–جنایی، سراغ یکی از ملموس‌ترین دغدغه‌های امروز جامعه می‌رود: خفت‌گیری خیابانی و ناکارآمدی مجازات‌های بازدارنده. دیانی در این گفت‌وگو از تجربه زیسته خود، نسبت میان قانون و عدالت، انتخاب آگاهانه ژانر، محدودیت‌های فیلم کوتاه و نگاه «مصلحانه»‌اش به سینمای اجتماعی می‌گوید؛ نگاهی که تلاش می‌کند به‌جای سیاه‌نمایی، مسیر گفت‌وگو و اصلاح را پیش روی مخاطب بگذارد.

 

«تخطی» به‌طور مستقیم به معضل خفت‌گیری خیابانی و واکنش پلیس در برابر ناکارآمدی قانونی می‌پردازد. این دغدغه جامعه‌محور چگونه نقطه آغاز تجربه شما شد؟ چرا این سوژه را انتخاب کردید؟

من به‌صورت شخصی یک تجربه زیسته در مواجهه با ماجرای خفت‌گیری خیابانی داشتم و در دو سه سال اخیر هم این موضوع به یک مسئله اجتماعی جدی تبدیل شده بود. از طرفی، به‌واسطه فضای خبری و رسانه‌ای، این اتفاق به دلیل وقوع مکرر در خیابان‌های شهرها، به نوعی قوام پیدا کرده بود. از آن‌جایی که من روزنامه‌نگار بودم و سوژه‌های ژورنالیستی برایم اهمیت داشت، در مسیر فیلم‌سازی هم همیشه نگاه اجتماعی و توجه به مسائل اجتماعی برایم اولویت داشته است. این سوژه را از این جهت مهم دیدم که می‌توانست بستری باشد برای گفتن حرفی جدی. در تحلیل‌های جامعه‌شناسی و حقوقی هم بارها به این موضوع پرداخته شده بود که ناکافی بودن مجازات خفت‌گیری و دزدی‌های خیابانی، باعث تکرار و تکثیر این جرم در فضای اجتماعی می‌شود. این‌که فرد بازداشت می‌شود، زندانی می‌شود و دوباره پس از آزادی همان عمل را تکرار می‌کند، مسئله‌ای بود که به چشم می‌آمد. مجموع این وجوه باعث شد این سوژه برای من به یک موضوع تازه و جدی تبدیل شود که ارزش پرداختن سینمایی داشته باشد.

شخصیت اصلی فیلم در موقعیتی قرار می‌گیرد که «از قانون عبور می‌کند تا قانون را اجرا کند». این پارادوکس اخلاقی را چطور روایت کردید؟

شخصیت اصلی داستان ما به‌طور جدی با همین ناکافی بودن مجازات درگیر است. او یک پلیس است که در مواجهه روزمره با این نوع خلافکاری قرار دارد و نتایج اخلاقی و اجتماعی مجازات‌های ناکافی را به چشم دیده است. در فیلم، خانواده آسیب‌دیده نمادی از جامعه ایرانی هستند؛ جامعه‌ای که مطالبه برخورد جدی‌تر و برخوردی بازدارنده دارد تا امنیت و ایمنی خانواده حفظ شود.کاراکتر اصلی ما بارها با این موقعیت روبه‌رو شده که افراد خاطی دستگیر شده‌اند، اما چون مجازات کافی نبوده، دوباره همان چرخه تکرار شده است. از این‌رو، اقدام او نوعی کنش از سر ناچاری، دلسوزی و انتقال یک پیام اجتماعی است؛ این‌که برخورد با چنین جرایمی باید به شکلی باشد که بازدارندگی واقعی ایجاد کند.

در روایت «تخطی»، تضاد میان قانون و عدالت چطور شکل گرفت؟ آیا این تم اولویت داشت؟

این موضوع یکی از دغدغه‌ها و اولویت‌های اصلی ما بود. ما تلاش کردیم به «نفع عمومی» توجه کنیم و قانون را به‌عنوان عنصری ببینیم که باید حافظ خیر عمومی، حقوق عامه و منافع جمعی باشد. سؤال محوری ما این بود که کدام رفتار می‌تواند به تحقق حق عامه و خیر عمومی منجر شود و قانون در این مسیر چطور باید با عدالت منطبق شود. رفتار کاراکتر اصلی و داستانی که روایت می‌شود، دقیقاً حول این ایده شکل گرفته است؛ این‌که در برخی موقعیت‌ها، قانون اگر نتواند عدالت را محقق کند، با چالش اخلاقی روبه‌رو می‌شود.

آیا آگاهانه به ژانر پلیسی _ جنایی وفادار بودید یا می‌خواستید از آن عبور کنید؟

ما از ابتدا سوژه را در اندازه یک فیلم کوتاه دیدیم، اما تلاش کردیم پرسش‌ها جدی و عمیق باشند و قصه هم ظرفیت روایی خودش را حفظ کند. این ایده قطعاً قابلیت تبدیل شدن به فیلم بلند را دارد، با شخصیت‌ها و موقعیت‌های بیشتر، اما ما تصمیم گرفتیم در چارچوب استاندارد فیلم کوتاه باقی بمانیم: یک شخصیت اصلی، یک موقعیت مرکزی و یک غافل‌گیری. در عین وفاداری به قالب فیلم کوتاه، سعی کردیم ساختار روایی کلاسیک و محکمی داشته باشیم؛ هم در فیلمنامه و هم در فرم اجرایی.

امضای بصری شما در «تخطی» چیست؟

من سعی کردم به قواعد ژانر پلیسی _ جنایی پایبند باشم؛ ژانری که ذاتاً ریتم بالا و اکشن دارد. در عین حال، به ساختار روایی کلاسیک وفادار ماندم. میزانسن‌ها، حرکات دوربین و دکوپاژ کاملاً حساب‌شده بودند. عمداً از دوربین روی دست و لرزان فاصله گرفتم، چون نمی‌خواستم التهاب را با تکان دادن دوربین القا کنم؛ بلکه التهاب باید از دل داستان و رفتار کاراکترها بیرون بیاید. هر حرکت دوربین در فیلم معنا دارد و تلاش کردم تجربه‌ای جدی و کلاسیک در این ژانر ارائه بدهم.

تعادل میان اکشن و سکوت‌های انسانی چگونه شکل گرفت؟

بخشی از این تعادل به تجربه من در سینمای مستند اجتماعی برمی‌گردد. در مستند، شخصیت‌ها اهمیت دارند و نزدیک شدن به آن‌ها روایت را انسانی‌تر می‌کند. در «تخطی» هم تلاش کردم اکشن در خدمت شخصیت باشد، نه بالعکس. چطور در زمان محدود فیلم کوتاه، پیچیدگی اخلاقی شخصیت را منتقل کردید؟ من همیشه به شخصیت‌پردازی اهمیت می‌دهم. همان‌طور که در «مدیر مدرسه» هم این موضوع برایم مهم بود، در «تخطی» هم سعی کردم قوس شخصیتی کاراکتر اصلی در همان زمان محدود شکل بگیرد. انسان‌ها برای من محور اصلی روایت هستند.

انتخاب بازیگران چطور انجام شد؟

خیلی برایم مهم بود که بازیگران حرفه‌ای سینما باشند و در عین حال در فضای فیلم کوتاه هم فعال باشند. آرش فلاحت‌پیشه با تحقیق میدانی، گفت‌وگو با افراد مرتبط و توجه به جزئیات نقش، کمک زیادی به کار کرد. امیر نوروزی هم برای شخصیت پلیس، روی رفتار و تیپ شخصیتی کار کرده بود. همچنین انتخاب سیاوش چراغی‌پور به این دلیل بود که می‌خواستم از او بازی متفاوتی بگیرم؛ چیزی که معمولاً در سینمای کوتاه یا بلند از او نمی‌بینیم. این انتخاب‌ها به تعمیق شخصیت‌ها کمک کرد.

در کار با بازیگران، چقدر به بداهه اعتماد داشتید؟

تمرین و میزانسن برای من بسیار مهم است، اما همیشه به کشف لحظه‌ای هم اعتقاد دارم. اگر بازیگری ایده یا اتودی ارائه دهد که به فیلم کمک کند، حتماً آن را می‌پذیرم. بازیگر نباید صرفاً مجری جلوی دوربین باشد.

محدودیت‌های فیلم کوتاه چطور مدیریت شد؟

محدودیت زمان و بودجه انتخاب‌های ناگزیر زیادی به ما تحمیل کرد. مثلاً سکانس تصادف پایانی فقط یک بار فرصت اجرا داشت. یا سکانس‌های خیابانی را در نصف روز گرفتیم، بدون امکان کنترل کامل فضا. سکانس‌های تعقیب و گریز هم در چند ساعت ضبط شدند. این‌ها چالش‌های جدی فیلم کوتاه است.

«تخطی» دستیابی به عدالت است یا شکست قانون؟

برای من «تخطی» یک هشدار است؛ هشداری درباره لزوم بازنگری در بازدارندگی مجازات‌ها. اگر این بازنگری اتفاق بیفتد، هم رضایت عمومی افزایش پیدا می‌کند، هم امید اجتماعی تقویت می‌شود و هم عدالت بهتر محقق خواهد شد.

نگاه مصلحانه شما به سینمای اجتماعی چگونه در فیلم نمود پیدا می‌کند؟

من همیشه از موضع منتقد دلسوز به مسائل اجتماعی نگاه کرده‌ام. سعی کرده‌ام علاوه بر نقد، راه‌حل و امید هم نشان بدهم. سینمای اجتماعی نباید منفعل باشد؛ باید مسیر برون‌رفت را پیشنهاد بدهد.

چه چیزی باعث می‌شود سینمای اجتماعی در فیلم کوتاه متفاوت دیده شود؟

خروج از نگاه منفعل و سیاه‌نما و نزدیک شدن به نگاه مصلحانه. این رویکرد هم روایت را متفاوت می‌کند و هم مخاطب را همراه‌تر.

صحبت پایانی

امیدوارم جشنواره فجر، به‌عنوان دورهمی خانواده سینمای ایران، محل اتفاق‌های خوب باشد. «تخطی» در جشنواره فیلم کوتاه تهران دیده شد و این دلگرمی بزرگی برای ادامه مسیر من بود.

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی