ابوالفضل صفری در گفتگو با صبا:
تهیهکنندگی در سینمای ایران با تولید و تدارکات اشتباه گرفته شده
ما نمیدانیم چه چیزی میخواهیم تولید کنیم، فقط میدانیم چطور تولید کنیم. تهیهکنندگی با تدارکات اشتباه گرفته شده و این بزرگترین آسیب سینمای ایران است. فیلمهای شاخص محصول دانشاند، نه اتفاق.

معصومه دهقان – «رقص باد» ساخته سیدجواد حسینی، بیش از آنکه صرفاً یک فیلم عاشقانه باشد، حاصل همنشینی سه نگاه متفاوت اما هممسیر است؛ نگاه تهیهکنندهای که «اندیشه» را مقدم بر تولید میداند، کارگردانی که به روایت آرام و احساسات کنترلشده وفادار مانده و بازیگری که نقش خود را «حرکت روی لبه پرتگاه» توصیف میکند. در مجموعه گفتوگوهای پیشرو، ابوالفضل صفری، جواد حسینی و رضا ثامری از فرآیند شکلگیری این فیلم، چالشهای تولید و اجرا، و نسبت سینمای امروز با عشق، سکوت و مسئولیت اجتماعی میگویند؛ روایتهایی که کنار هم، تصویر کاملتری از پشتصحنه و جهان انسانی رقص باد ارائه میدهند.
ابوالفضل صفری، تهیهکننده فیلم سینمایی «رقص باد»، معتقد است بخش مهمی از آسیبهای امروز سینمای ایران نه از کمبود استعداد، بلکه از ضعف اندیشه در تهیهکنندگی ناشی میشود. او در این گفتوگو از تجربههای خود در تلویزیون و سینما، مسیر شکلگیری «رقص باد» بهعنوان یک عاشقانه متفاوت، نقش تهیهکننده بهمثابه مدیر پروژه و چالشهای تولید در شرایط امروز میگوید؛ مسیری که به باور او تنها با دانش، فکر و شناخت اکوسیستم سینما میتواند به اثری ماندگار منجر شود
تجربه تهیهکنندگی در فیلم «رقص باد» چگونه بود؟
این فیلم دومین تجربهام در تهیهکنندگی سینماست است. قبل از این تجربهای داشتیم که رسانهای هم شد و دربارهاش صحبت شد. بعد از تجربه «موقعیت مهدی» ــ که در واقع یک برش تدوینی و پیوست از «عاشورا» بود ــ ما وارد یک فضای حقوقی و رسانهای شدیم و ترجیح دادیم آن تجربه را در همان حد نگه داریم. «رقص باد» دومین تجربه رسمی من در تهیهکنندگی سینمایی است، اما مسیر ورود من به این حوزه تدریجی بوده و ناگهانی نبوده است.
تجربهی کار در تلویزیون با پروژههایی مانند «سارقان روح»، «سرجوخه» و «عاشورا» چه تأثیری روی نگاه شما به سینما و تولید فیلمهای بلند گذاشت؟
واقعیت این است که این تجربهها تأثیر مستقیمی روی نگاه من نگذاشتند، چون هرکدام از این پروژهها یک گونه مستقل هستند. سریالهای امنیتی، پلیسی یا جنگی هرکدام زبان و جهان خودشان را دارند. نگاه من به این شکل نیست که از یک مدیوم به مدیوم دیگر مهاجرت کنم؛ بلکه هر پروژه با مختصات خودش تعریف میشود. پروژه که تمام میشود، تمام شده و پروژه بعدی با مسئلهای تازه آغاز میشود.
چه چیزی باعث شد بعد از تلویزیون به سمت تهیهکنندگی سینمایی بروید؟
اینطور نبود که تلویزیون برای من تمام شده باشد یا سینما جایگزین آن شده باشد. همچنان بزرگترین و فراگیرترین تولیدات ما در تلویزیون شکل میگیرد. اما بعد از پر شدن یک دوره تجربه، طبیعی است که آدم بخواهد فرمهای دیگری را هم امتحان کند. «رقص باد» حاصل یک دغدغه شخصی بود، نه یک پیشنهاد بیرونی.
پیشنهاد تهیهکنندگی «رقص باد» چگونه شکل گرفت؟
در واقع پیشنهاد نبود؛ ایده از خود من بود. من طراح و خالق این پروژه بودم. یک مسئله ذهنی و دغدغه شخصی داشتم و تصمیم گرفتم آن را به یک فیلم سینمایی تبدیل کنم. سینمای ایران از عاشقانههای متفاوت خالی شده و «رقص باد» تلاشی بود برای ساخت یک عاشقانه متفاوت، متناسب با شرایط امروز و زندگی امروز.
بهعنوان تهیهکننده، چه چالشهایی در مسیر تولید فیلم داشتید؟
هر فیلم چالشهای خودش را دارد. «رقص باد» از نظر جغرافیایی فیلم سختی بود. وقتی با یک داستان عاشقانه ساده روبهرو هستید، اگر به سادگی در تصویر میرسید، یعنی پشت آن پیچیدگی و مهندسی زیادی وجود دارد. مثل محصولاتی که ظاهر ساده دارند اما طراحی پیچیدهای پشتشان است. برای بسیاری از فریمها و پلانها فکر شده و اینها را باید متخصصان حوزه فنی تحلیل کنند.
تا چه حد به فیلمنامه و دید کارگردان نزدیک شدید؟
این یک تصور اشتباه است، اصلاً تهیهکننده نباید به فیلم نزدیک شود؛ تهیهکننده مدیر و خالق اثر است. در حقیقیت عناصر دیگر باید با سیاستگذاری و طراحی پروژه انتخاب و اضافه شوند. وظیفه تهیهکننده این است که دیگران را به فیلم نزدیک کند. تهیهکننده مدیر پروژه است و همه باید مطابق نظر کلی پروژه حرکت کنند. من از دکمه لباس تا انتخاب بازیگر درگیر کار بودم، چون این مدل تهیهکنندگی من است.
رابطه کاری شما با سیدجواد حسینی و تیم چگونه بود؟
بنده نویسنده و کارگردان را دعوت به همکاری کردم و مسیر مشترکمان شکل گرفت. این یک کار جمعی بود و همه چیز با تعامل جلو رفت.
در انتخاب عوامل کلیدی چقدر حضور مستقیم داشتید؟
کاملاً مستقیم. مدل تهیهکنندگی من صنعتی است. تهیهکننده باید همه عوامل را انتخاب و آماده و حتی آموزش بدهد. همه اینها در خدمت محصول نهایی است.
آیا در انتخاب بازیگران هم نقش مستقیم داشتید؟
بله، تمام بازیگران انتخاب مستقیم خودم بودند. مثل تمام پروژههایی که پیشتر انجام دادهام.
مهمترین مسئولیت تهیهکننده در سینمای امروز چیست؟
به نظر من اصل مسئله «اندیشه» است. ما نمیدانیم چه چیزی میخواهیم تولید کنیم، فقط میدانیم چطور تولید کنیم. تهیهکنندگی با تدارکات اشتباه گرفته شده و این بزرگترین آسیب سینمای ایران است. فیلمهای شاخص محصول دانشاند، نه اتفاق.
«رقص باد» چه پیام اجتماعیای دارد؟
پیام دارد، اما ترجیح میدهم دربارهاش صحبت نکنم. فیلم باید خودش حرف بزند.
چه چیزی این فیلم را متمایز میکند؟
یک عاشقانه متفاوت است؛ نگاهی تازه به عشق در شرایط امروز.
بعد از «رقص باد» در چه پروژههایی فعال هستید؟
در حال حاضر بیشتر درگیر مدیریت در دفتر هستم. برنامه مشخصی ندارم.
آیا تهیهکنندگی آثار اجتماعی را هدفمند دنبال میکنید؟
بله. تمام کارهای من دغدغه اجتماعی داشتهاند.
توصیهتان به تهیهکنندگان جوان چیست؟
با تجربه وارد شوند. اکوسیستم را بشناسند. سینما فقط تصویر نیست؛ باید روح داشته باشد.
داوری جشنوارهها چقدر مسیر فیلم را تغییر میدهد؟
هر جشنواره سیاست خودش را دارد. داوران هم بر اساس همان سیاست انتخاب میشوند. ما فیلممان را ساختیم، بقیهاش با خودشان است.
صحبت پایانی
سینما اگر قرار است زنده بماند، باید اندیشه داشته باشد. «رقص باد» تلاشی است برای همین مسیر.





