محمد علیزادهفرد در گفتگو با صبا:
حاشیهنشینی دیگر فقط مسئله فرودستان نیست
یک زمانی خیلیها نسبت به حاشیهنشینی فاصله ذهنی داشتند؛ ذهن عمومی، مخصوصاً ذهن طبقه متوسط، خیلی بعید میدانست که روزی دچار چنین مسئلهای شود. اما الان با توجه به شرایط اقتصادی، به حاشیه رانده میشوند.

ناصر ارباب – فیلم سینمایی «حاشیه» در آستانه نخستین نمایش خود در چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر، به یکی از ملتهبترین مسائل اجتماعی امروز ایران میپردازد؛ حاشیهنشینی، نه فقط بهعنوان یک موقعیت جغرافیایی، بلکه بهمثابه سرنوشت ناخواسته انسانهایی که با یک ضربه اقتصادی، از طبقه متوسط به حاشیه شهر رانده میشوند. پدیدهای که در سالهای اخیر بیش از هر زمان دیگری به معضلی جدی در شهرهای بزرگ ایران بدل شده و دیگر محدود به قشرهای فرودست نیست. محمد علیزادهفرد در نخستین تجربه فیلم بلند خود، «حاشیه»، تلاش کرده این واقعیت اجتماعی را در قالب روایتی معمایی-پلیسی روایت کند؛ فیلمی که حاصل تجربه زیسته، دغدغه اجتماعی و نگاه سینمایی فیلمسازی است که پیشتر با فیلم کوتاه «شریف» موفق به دریافت سیمرغ جشنواره فیلم فجر شده بود و قرار است برای اولینبار در بخش سینمای رسانه جشنواره امسال به نمایش درآید. خبرنگار روزنامه صبا به همین بهانه با محمد علیزادهفرد، کارگردان فیلم «حاشیه» گفتوگو کرده است که در ادامه میخوانید.
محمد علیزادهفرد، کارگردان فیلم سینمایی «حاشیه»، در نخستین تجربه فیلم بلند خود به سراغ یکی از ملتهبترین مسائل اجتماعی امروز ایران رفته است. او در این گفتوگو، از ریشههای شکلگیری ایده فیلم، تجربههای زیسته شخصی، چالشهای فیلماولی بودن، اهمیت فیلمنامه، انتخاب بازیگران، همکاری با عوامل حرفهای و همچنین نقش جشنواره فیلم فجر در مسیر حرفهای فیلمسازان جوان صحبت میکند.
ایده فیلم «حاشیه» از کجا شکل گرفت و چرا سراغ این موضوع رفتید؟
به واسطه تجربه زیستهای که خود من در گذشته داشتم؛ زندگی در پایینشهر و چیزهایی که در آن فضا دیده بودم. بعدتر هم اتفاقات دیگری که در جامعه با آن مواجه شدیم، همه اینها کنار هم قرار گرفت و باعث شد من به سراغ ایده فیلم «حاشیه» بروم. به نظرم مسئله حاشیهنشینی شاید یک زمانی خیلیها نسبت به آن فاصله ذهنی داشتند؛ یعنی ذهن عمومی، مخصوصاً ذهن مردمی که خودشان را در طبقه متوسط میدیدند، خیلی بعید میدانست که روزی دچار چنین مسئلهای شود. اما الان با توجه به شرایط بد اقتصادی، فاصله طبقاتی و شکاف طبقاتی که روزبهروز هم در حال بیشتر شدن است، خیلی از آدمها با یک اتفاق در زندگیشان، که خیلی وقتها هم تقصیر خودشان نیست، ناگهان طبقه اجتماعیشان عوض میشود و مجبور میشوند به حاشیه رانده شوند. گاهی وقتها این اتفاق برای آدمهایی میافتد که در طبقه متوسط جامعه قرار دارند یا حداقل بهعنوان طبقه متوسط شناخته میشوند. یک ضربه یا بحران مالی باعث میشود طبقه اجتماعی این آدمها پایینتر بیاید و به سمت حاشیهنشینی سوق داده شوند. متأسفانه در سالهای اخیر تعداد این افراد رو به افزایش بوده و حاشیهنشینی در شهرها بیشتر از قبل شده؛ حداقل آمارها این را نشان میدهد.
به نظر شما چه عواملی باعث گسترش حاشیهنشینی شده است؟
یکی از دلایل اصلی این است که آدمها به دنبال فضاهای شغلی که در شهرهای بزرگ وجود دارد، به این شهرها مهاجرت میکنند، اما از طرف دیگر توانایی تأمین مسکن و اسکان در خود شهر را ندارند. همین مسئله باعث میشود حاشیهنشینی گسترش پیدا کند. ما میدانیم که حاشیهنشینی یعنی حاشیه یک بافت فرهنگی خاص؛ جایی که آدمهایی با فرهنگهای متفاوت کنار هم قرار میگیرند و الزاماً اشتراک فرهنگی یکسانی ندارند. این فضا میتواند آبستن بزههایی باشد که در آن شکل میگیرد و معمولاً هم کمسنوسالترها بیشتر درگیر این بزهها و آسیبها میشوند. به همین دلیل، ما بهعنوان سینماگر و کسانی که در عرصه فرهنگی و اجتماعی فعالیت میکنیم، احساس میکنیم پرداختن به این مسائل اهمیت دارد؛ برای اینکه حداقل تلنگری باشد، درباره این معضلات حرف زده شود و شاید در نهایت، توسط کسانی که مسئولیت دارند، راهحلهایی اتخاذ شود تا مردم، مخصوصاً بچهها و نسلهای آینده، کمتر با آسیبهای این فضاها مواجه شوند.
انتخاب نام «حاشیه» چقدر آگاهانه و مرتبط با دغدغه فیلم بود؟
با توجه به توضیحاتی که دادم، دغدغه اصلی ما پرداختن به مسائل روز حاشیهنشینی و اتفاقاتی است که برای افرادی که در این بخش از شهر زندگی میکنند رخ میدهد. اسم «حاشیه» ارتباط مستقیم با همین مسئله دارد و کاملاً در امتداد دغدغه اصلی فیلم است.
بهعنوان یک فیلماولی، سختترین بخش مسیر تولید برای شما چه بود؟
به نظرم سختترین اتفاق در تجربههای اول فیلمسازی، مخصوصاً در فضای فیلم بلند، جلب اعتماد است؛ اینکه اصلاً پروژه به جایی برسد و به نقطهای برسد که دیگران مجاب شوند این توانمندی برای ساخت اثر وجود دارد. تقریباً همه فیلمسازهای جوان با این مسئله درگیر هستند. با توجه به اینکه روزبهروز فیلمسازی گرانتر میشود و ریسک بالایی دارد، این اعتماد معمولاً بهسادگی شکل نمیگیرد. من هم در این مسیر با چالشهایی روبهرو بودم، اما لطف خدا شامل حالمان شد و توانستیم از این مرحله عبور کنیم و به ساخت اولین فیلم بلندمان برسیم.
فیلمنامه در فرآیند ساخت «حاشیه» چه جایگاهی داشت؟
تمام مواردی مثل فیلمنامه، بازی بازیگران و فضاسازی بصری، برای هر کارگردانی مهم است و طبیعتاً برای من هم اهمیت داشت. اما فیلمنامه همیشه برای من جایگاه ویژهای داشته است. اگر آن روایتی که قرار است برای مخاطب نقل شود و آن داستانی که گفته میشود جذاب نباشد و مخاطب نتواند با آن ارتباط برقرار کند، هرچقدر هم در عناصر دیگر مثل فضاسازی یا جنبههای فنی خوب عمل کنیم، به دلیل اینکه اصل قصه مخاطب را جذب نکرده، احتمالاً اثر موفقی نخواهد شد. ما قبل از ورود به مرحله تولید، تمام تلاشمان را کردیم که فیلمنامه به نقطه مطلوب برسد. حتی تا چند روز مانده به شروع فیلمبرداری هم بازنویسیها ادامه داشت و چندین نسخه مختلف نوشته شد تا به نسخهای برسیم که جلوی دوربین رفت. در این مسیر خیلی سعی کردیم مشورت بگیریم، گفتوگو کنیم و تا جایی که ممکن است متن را بهبود بدهیم.
درباره فضاسازی بصری و همکاری با مدیر فیلمبرداری بگویید.
در بحث فضاسازی بصری، حضور محمدرضا سجادیان بهعنوان مدیر فیلمبرداری برای من خیلی مهم بود. این حضور یک پشتگرمی بزرگ محسوب میشد، چون کسی کنارم بود که سلیقه بصریمان به هم نزدیک است و زبان مشترک داریم. ما قبلاً در فضای فیلم کوتاه با هم کار کرده بودیم و این تعامل خوب باعث میشد آن چیزهایی که در ذهن من هست، به تصویر تبدیل شود و بتوانیم آن را به مخاطب ارائه بدهیم. در این بخشها هم به واسطه تعاملی که بین عوامل وجود داشت، سعی کردیم بهترین نسخه خودمان را اجرا کنیم.
کار با بازیگران حرفهای چه تأثیری بر روند تولید داشت؟
کار کردن با بازیگران حرفهای که سالها در سینما و تلویزیون فعالیت کردهاند، طبیعتاً با بازیگران کمتجربه متفاوت است. در این فیلم هم حضور این بازیگران خیلی وقتها کمککننده بود، چون آن چیزی که مدنظر ما بود و در گفتوگو به آن میرسیدیم، با توانمندی و تجربهای که داشتند، بهخوبی اجرا میشد. در بسیاری از مواقع نیاز نبود زمان زیادی صرف کنیم تا به وضعیت مطلوب از نظر بازی برسیم. خوشبختانه تعامل با بازیگران هم خیلی خوب بود. آقای احمدی، آقای کاظمی، سجاد بابایی و دیگر دوستان مثل خانم ونوس کانلی و خانم میترا رفیع، همگی تجربههای قبلی در سینما و تلویزیون داشتند و فضای بسیار دوستانهای پشت صحنه حاکم بود. این فضا باعث میشد اتفاق جلوی دوربین هم به شکل خوبی رقم بخورد.
انتخاب هادی کاظمی برای یک نقش جدی، انتخاب متفاوتی به نظر میرسید.
بله، یکی از کارهایی که در «حاشیه» انجام دادیم، این بود که ترکیب بازیگرانمان متفاوت باشد. فیلم ما کمدی نیست و فضای جدی دارد. آقای احمدی پیش از این تجربه نقشهای جدی را داشتند، اما این فیلم جزو اولین تجربههای آقای هادی کاظمی در فضای غیرکمدی بود. من قبل از شروع فیلمبرداری مطمئن بودم که این قابلیت در ایشان وجود دارد و از پس نقشی که به او واگذار شده برمیآید. معمولاً بازیگرانی که در کمدی موفق هستند و میتوانند با مخاطب ارتباط بگیرند، بازیگران توانمندیاند و اگر فرصت حضور در فضای جدی برایشان فراهم شود، میتوانند خودشان را بهخوبی نشان بدهند. انتخاب ایشان بهعنوان نقش اصلی مرد فیلم، انتخاب متفاوتی بود و من از نتیجهای که به آن رسیدیم، کاملاً راضی هستم.
جشنواره فیلم فجر چه اهمیتی برای شما دارد؟
جشنواره فیلم فجر همیشه ویترین سینمای ایران بوده، هست و خواهد بود. قطعاً برای همه فیلمسازها حضور در جشنواره مهم است و من هم از این قاعده مستثنا نیستم. اینکه فیلم ما در بزرگترین فستیوال سینمایی کشور به نمایش دربیاید و با مخاطبی مواجه شود که شامل منتقدان، اهالی رسانه و دیگر فیلمسازهاست، اتفاق مهم و جذابی است. این مواجهه میتواند باعث پیشرفت فیلمساز شود، به واسطه بازخوردهایی که از مخاطبان مختلف دریافت میکند.
نقش جشنواره فجر را در مسیر فیلمسازان فیلماولی چطور میبینید؟
جشنواره فجر در سالهای گذشته نشان داده که چقدر میتواند در پیشرفت کارگردانان، مخصوصاً فیلماولیها، تأثیرگذار باشد. فیلمسازانی بودهاند که پیش از حضور در جشنواره چندان شناختهشده نبودند، اما بعد از نمایش فیلمشان در فجر، نگاهها به آنها تغییر کرده و مسیر حرفهایشان کاملاً متفاوت شده است. به نظرم جشنواره فجر همچنان این پتانسیل را دارد و تأثیر آن در دیده شدن آثار و ادامه مسیر کارگردانی قابل انکار نیست.
انتظار شما از جشنواره فجر امسال چیست؟
به نظرم مهمترین نکته این است که به همه آثار توجه شود؛ چه آثار مستقل، چه سینمای بدنه و چه آثار ارگانی. این نگاه کمک میکند تا در سبد اکران سال آینده با فیلمهای متنوعتری روبهرو باشیم.امیدوارم فضا به شکلی باشد که رقابت سالمی بین فیلمها شکل بگیرد و هر فیلمی که توانسته ارتباط بهتری با مخاطب برقرار کند و المانهای سینمایی را بهتر رعایت کند، اتفاق خوبی برایش رقم بخورد. امیدوارم امسال هم جشنوارهای خوب و پرشور برگزار شود، آثار دیده شوند، دربارهشان صحبت شود و یک سال سینمایی خوب برای سینمای ایران آغاز شود.





