روزنامه صبا

روزنامه صبا

گفتگو با بازیگران «کانگوروی ژاپنی»

چالش‌ها و شخصیت‌های «کانگوروی ژاپنی»


نمایش «کانگوروی ژاپنی» روایتی صحنه‌ای از انسانِ امروز در جهان مدرن است؛ جهانی پر از گفت‌وگوهای تمام‌نشدنی، سوءتفاهم‌های تکرارشونده و روابطی که در آن آدم‌ها بیش از آن‌که شنونده باشند، گوینده‌اند.

احمد محمداسماعیلی _ نمایش «کانگوروی ژاپنی» به کارگردانی مسعود میرطاهری روایتی صحنه‌ای از انسانِ امروز در جهان مدرن است؛ جهانی پر از گفت‌وگوهای تمام‌نشدنی، سوءتفاهم‌های تکرارشونده و روابطی که در آن آدم‌ها بیش از آن‌که شنونده باشند، گوینده‌اند. این اثر که بر متنی دیالوگ‌محور و موقعیت‌هایی ایستا استوار است، تلاش می‌کند با اتکا به بازی بازیگران و طراحی فضایی نمادین، تماشاگر را به دل جهانی ببرد که نه تمیز و منظم، بلکه انباشته از باقی‌مانده‌های مصرف، اضطراب و فرسودگی است؛ جهانی که در آن زن و مرد از چهاردیواری امن خانه بیرون کشیده می‌شوند و میان زباله‌ها، صندلی‌ها و مرزهای مبهم صحنه، ناچارند با یکدیگر، با خاطراتشان و با میل پنهانِ دیده‌شدن روبه‌رو شوند. در این میان، زوجی که در فضای عبور گرفتار کشمکش‌اند، و دو مدیر صحنه که همیشه مأمور سامان‌دادن جهان دیگران بوده‌اند اما حالا رؤیای حضور در مرکز توجه را در سر می‌پرورانند، هر کدام وجهی از این زیستِ پرتنش و تکراری را نمایندگی می‌کنند؛ زیستی که در آن جدال‌های کوچک، آرزوهای عقب‌افتاده و میل به شنیده‌شدن، پیوسته خود را بازتولید می‌کند.

«کانگوروی ژاپنی» که حاصل بیش از یک‌سال تمرین فشرده با گروهی از بازیگران جوان است، نمونه‌ای از تئاتر متکی بر کار گروهی و هماهنگی اجرایی است؛ اجرایی که در آن بازیگران با یکدستی و ریتم مشترک، بار اصلی انتقال معنا را بر دوش می‌کشند و می‌کوشند از دل انبوه دیالوگ‌ها، موقعیت‌هایی زنده و قابل لمس خلق کنند. میرطاهری که سال‌هاست در عرصه تئاتر به تربیت و حمایت از نسل جوان مشغول است و در کارنامه خود همکاری با هنرمندانی چون هوشنگ حسامی، حسین کیانی و فارس باقری را دارد، در این اثر نیز کوشیده است تجربه کارگاهی، تمرین طولانی‌مدت و نگاه جمعی به صحنه را در قالب اجرایی منسجم به نمایش بگذارد. این نمایش در روزهای بهمن و اسفند در تالار چهارسو روی صحنه رفته و به همین بهانه با کارگردان و بازیگران آن درباره جهان اثر، شیوه شکل‌گیری اجرا، تجربه تمرین طولانی و نگاهشان به روابط انسانی در این نمایش گفت‌وگو کرده‌ایم.

 

محمد مازندرانی: نقشم بسیار واقعی و ملموس است

درباره ویژگی نقشی که در «کانگوروی ژاپنی» ایفا کردید بگویید؟

متن نمایش شباهت‌های زیادی با زندگی همه ما دارد و در کنارش از یک‌سری المان‌های بی‌ربط با زندگی رئال هم استفاده می‌شود. در واقعیت هم در رابطه هر زن و مردی چالش‌هایی وجود دارد و ممکن است بر سر یک چیز کم‌اهمیت با هم کل‌کل کنند. این مشاجره‌ها تمامی ندارد و هیچ‌کدام هم نمی‌پذیرند شاید نظر طرف دیگر درست باشد. جذابیت نقشی که بازی می‌کنم همین مسئله بود؛ اینکه نقش مرد خیلی واقعی و ملموس است.

 نکته جالب در این نوع رابطه‌ها این است که دو نفری که اختلاف عقیده شدیدی دارند در کنار هم به رابطه‌شان ادامه می‌دهند

یک وقت‌هایی برای اینکه متهم نشوند در رابطه کم آورده‌اند، کنار هم باقی می‌مانند و در مواردی شاید این جسارت را ندارند که بپذیرند در مسیر اشتباهی کنار هم هستند. البته بحث وابستگی و علاقه هم وجود دارد.

 

پریسا فصیح: این زن شوهر خنگی دارد

 چه ویژگی‌هایی درباره نقشی که ایفا کردید باعث شد در نمایش بازی کنید؟

این زن، شوهر خنگی دارد و نمی‌خواهد در مقابل دیگران کم بیاورد. دعواهای بین این زن و شوهر آن‌قدر بی‌پایه و سطحی است که سریع از یادشان می‌رود و حتی در مواقعی فراموش می‌کنند سر چه مسئله‌ای با هم وارد مشاجره شده‌اند. بسیاری از زندگی‌های مشترک امروزی دارای مشکلاتی پیش‌پاافتاده هستند و این زوج مدام در حال کل‌کل با هم‌اند. من‌من‌کردن‌ها هم قضیه را تشدید می‌کند و هر کدام اعتقاد دارند حرفی که می‌زنند درست است.

 در زمینه بازی چقدر کارگردان به شما آزادی عمل داد؟

سال‌هاست شاگرد مسعود میرطاهری هستم و الفبای بازیگری را نزد ایشان آموخته‌ام. در حین کار با یک محیط دوستانه روبه‌رو بودیم. البته ایشان نسبت به شاگردان سخت‌گیر هستند و در مواقع لزوم به بازیگر آزادی عمل می‌دهند و هر جا نیاز باشد ورود می‌کنند و بازی را اصلاح و روتوش می‌کنند. این نمایش حاصل یک سال‌ونیم تمرین است و حدود صد جلسه کاری تمرین انجام شد.

 

حامد اسماعیلی: بزرگ‌ترین چالش، حفظ ریتم و راکورد بود 

آیا ایفای نقش آدمی که در موقعیتی قرار دارد و از آن بیزار است چالش‌زا است؟

مهم‌ترین مسئله، ویژگی‌های این آدم است؛ هم ویژگی‌های ظاهری و هم بحث روابط خانوادگی و مسائل زناشویی و اتفاقاتی که در زندگی مشترک زیاد رخ می‌دهد. هرچه نمایش جلو می‌رود، مخاطب متوجه می‌شود این اختلاف‌نظر پیشینه‌ای قدیمی دارد و رفتارهایی که زن بروز می‌دهد، مرد را به ستوه آورده است. او هیچ تمایلی برای دیدن نمایشی که خواهرزنش در آن بازی می‌کند نداشته و از جبر همسرش این کار را انجام می‌دهد و دائماً دنبال راه فرار می‌گردد. برای ایفای چنین ویژگی‌هایی چالش جالبی داشتم؛ از جمله اینکه ریتم بازی حفظ شود و راکورد نقش از دست نرود. این وضعیت در پروسه تمرینات شکل گرفت و به آن رسیدم.

آیا از تجربیات زیست شخصی هم در ایفای نقش بهره بردید؟

بله، چنین اتفاقی رخ داد. همه ما در موقعیت‌هایی قرار می‌گیریم که تمایلی برای حضور در آن نداریم.

 

مائده شهوازیان: بایدها و تعارف‌های خنده‌دار زندگی

 نقشی که ایفا کردید برایتان چه ویژگی‌هایی داشت؟

برای این زن مهم است که «باید» و خواسته‌اش اتفاق بیفتد. در این اجرا مسئله مهم، باید و نبایدهای خانوادگی است که اصولاً وجود دارد اما به چشم نمی‌آید و ماندنش چالش‌زاست. خیلی از بایدها را خودمان به وجود می‌آوریم؛ بایدهایی که بعضی وقت‌ها خنده‌دار است. مثلاً از چیزی خوشمان نمی‌آید اما باید آن را به فرد مقابل تبریک بگوییم. انگار الزامی وجود دارد وقتی به نمایشی دعوت می‌شویم، حتماً باید به عوامل و بازیگرانش تبریک بگوییم.

بحثی که «تعارف» میان ایرانی‌ها رواج بسیاری دارد

برخی از این ویژگی‌ها مثل تعارفی‌بودن درباره ایرانی‌ها مصداق دارد و همان‌طور که در نمایش می‌بینیم، در فرهنگ‌های دیگر هم کم‌وبیش تعارف‌هایی وجود دارد، هرچند شاید اندازه تعارف ایرانی‌ها نباشد.

 آیا در پروسه تمرینات مختصاتی به نقش اضافه کردید؟

به کارگردان اعتماد دارم و ایشان هم این اعتماد را به من و سایر بازیگران داشت و ایده‌هایمان را در تمرینات بیان می‌کردیم. وقتی قرار است نقشی را بازی کنم تلاش می‌کنم به متن وفادار باشم و اهل اضافه‌کردن نیستم؛ چون اگر چند جمله به گفتار نقش اضافه کنم شاید زیادی به نظر برسد. مسئله مهم، دنبال‌کردن درست مسیر نقش در طول اجراست. با سایر بازیگران هم در تعامل بودیم و موقعیت نقش‌هایمان را کنکاش می‌کردیم.

 

علیرضا رشیدی: موتور حرکت، آرزوی رسیدن به جلوی صحنه است

ایفای نقش آدمی که علاقه زیادی به بازیگرشدن دارد برایتان چه ویژگی‌هایی دارد؟

همیشه علاقه داشته‌ام حضور جدی در تئاتر داشته باشم و در خیلی از نمایش‌ها، علاوه بر بازیگری، کارهای پشت‌صحنه را هم انجام داده‌ام و این زیستِ همراه با کار را دوست داشتم. در کار قبلی استادم مسعود میرطاهری با معین پورموسوی هم این فضا را زندگی کردیم. هر دو از دو نسل متفاوت هستیم و اختلاف سنی زیادی داریم، اما در این کار به‌خوبی با نقش‌هایمان ارتباط برقرار کردیم. نکته مهم این است که یک شخص چه آرزوهایی برای رسیدن به جلوی صحنه دارد و چقدر می‌تواند به هدفش برسد.

 در پروسه طولانی‌مدت تمرینات نمایش چه مختصاتی را به نقش اضافه کردید؟

این آدم و دوستش کاری را که به آن‌ها محول شده خیلی جدی می‌گیرند و تصور می‌کنند چون نقشی به آن‌ها سپرده شده باید کارشان، یعنی چیدمان صحنه، را درست انجام دهند. در چیدن نایلون‌های کف صحنه دقت زیادی دارند و فکر می‌کنند اگر کارشان را خوب انجام بدهند، به کارهای بیشتری دعوت می‌شوند. بعضی وقت‌ها بازیگران چنین نقش‌هایی را حتی بهتر از بازیگران اصلی ایفا می‌کنند.

 

معین پورموسوی: مهم‌ترین خواسته دیده‌شدن و جلب اعتماد است

 مهم‌ترین ویژگی نقشی که ایفا کردید چه بود؟

ایفای این نقش از این بابت برایم جذاب بود که نمونه چنین آدمی را زیاد می‌بینیم؛ آدم‌هایی که تلاش می‌کنند دیده شوند و به آن‌ها اعتماد شود تا روی صحنه بیایند و بازی کنند.

آیا برایشان شهرت بازیگری مهم است؟

شهرت، محبوبیت و دیده‌شدن برایشان مهم است و هر کسی عقاید و اهداف خاص خودش را دارد. این آدم‌ها در پشت‌صحنه به‌شدت تلاشگرند تا اعتماد کارگردان را جلب کنند و نقشی به دست بیاورند، اما در عمل کمتر کارگردانی حاضر می‌شود به آن‌ها نقش بدهد. به نظر من این شخصیت و دوستش قابلیت و توانایی زیادی دارند و استحقاق حضور روی صحنه را دارند و برخلاف خیلی از پُرمدعاها، شایسته و سخت‌کوش هستند. پیت و مایک در صحنه اول بابت دیده‌نشدنشان مشغول خالی‌کردن دق‌دلشان هستند و مدام نق می‌زنند؛ آن‌ها حتی در تخیلشان هم بازی می‌کنند.

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی