ایمان یزدی در گفتگو با صبا:
فرهنگ همیشه اولین قربانی بحرانهاست
مسائل مالی و سوءمدیریت باعث شده تا برخی فقط تلاش برای بقا و زنده ماندن داشته باشند نه زندگی کردن، در زنده ماندن نیازی به سبد فرهنگ وجود ندارد، اما در زندگی کردن نیاز به فرهنگ، امید و آینده داریم.

حسن بردبار؛ صبا/ _ فیلم «طهران ۵۷» با ترکیبی کمسابقه از طنز و تاریخ، داستانی تخیلی از حضور ترامپ جوان و ستارههای هالیوودی در ایران پیش از انقلاب را روایت میکند. در مصاحبهای با کارگردان آن، ایمان یزدی و نویسنده فیلمنامه، مهرداد نیکنام، پرده از شکلگیری ایده، چالشهای نگارش و تولید، ممیزیها و دشواریهای اکران در شرایط اقتصادی و اجتماعی امروز سینما برداشته شد. هر دو، با صراحت درباره تلاش برای ایجاد تعادلی میان طنز موقعیتی، وفاداری به تاریخ و انتظار مخاطب و همچنین مسئولیتهای حرفهای در سینمای مستقل ایران صحبت کردند؛ گفتوگوهایی که هم جذابیت خندهآور فیلم را توضیح میدهد و هم تصویر روشن و واقعی از سینمای امروز کشور ارائه میکند.
ایمان یزدی، کارگردان فیلم «طهران ۵۷»، در گفتوگو با روزنامه صبا از تجربه ورود به ژانر کمدی پس از ساخت «برای رعنا» میگوید؛ از چالشهای ممیزی در روایت یک بستر تاریخی، از اکرانی که به گفته او «دوره طلاییاش را از دست داد» و از حال ناخوش سینمایی که درگیر بحران اقتصادی، کاهش مخاطب و حذف شدن از سبد فرهنگی خانوادههاست. یزدی معتقد است مشکل امروز سینما فقط اعتراضات یا فضای اجتماعی نیست، بلکه بیش از هر چیز معیشت مردم است؛ مردمی که با بلیتهای گران، دیگر سینما رفتن را در اولویت نمیبینند.
لطفاً در مورد ایده فیلم «طهران ۵۷» بگویید. داستان با حضور ترامپ جوان در ایران آغاز میشود. این ایده از کجا آمد و چرا تصمیم گرفتید چنین شخصیتی در بستر کمدی و تخیلی در تاریخ ایران قرار بگیرد؟
زحمت نوشتن فیلمنامه با مهرداد نیکنام و ابراهیم نصیری بود. زمانی که من به پروژه اضافه شدم، فیلمنامه کامل بود و من با متن آماده مواجه شدم. بنابراین درباره شکلگیری ایده و اتفاقات، بهتر است نویسندهها توضیح بدهند. اما برای من جذابیت از اینجا شروع شد که یک خبر واقعی تاریخی وجود داشت. قبل از اینکه فیلمنامه را بخوانم، خبر را دیده بودم و وقتی فیلمنامه را مطالعه کردم، دیدم چگونه نویسنده با تخیل خود آن واقعه تاریخی را به یک سوژه کمدی تبدیل کرده است. این موضوع امکان موقعیتهای سیاسی و تاریخی را برای شوخی فراهم میکرد، بدون اینکه نیاز باشد شوخیهای دمدستی یا مبتذل باشد. خودم از این نوع کارها همیشه خوشم میآید و جذاب بود که واقعیت و تخیل با هم ترکیب شدهاند.
پس شما دخل و تصرفی در نگارش فیلمنامه نداشتید؟
درست است. در نگارش فیلمنامه هیچ دخالتی نداشتم. فقط به سبک خودم برخی تغییرات کوچک را ایجاد کردم تا کار کردن با متن برایم راحتتر باشد، اما اصل متن و نگارش متعلق به نویسندگان بود و دست نزدهام. این باعث شد بتوانم روی اجرای فیلم تمرکز کنم و متن را همانطور که بود منتقل کنم.
شما پیشتر فیلم اجتماعی مثل «رعنا» ساخته بودید. برای ورود به ژانر کمدی ریسک نکردید؟
بله، قبلاً فیلم اجتماعی ساخته بودم، اما معتقدم کسی که مدعی فیلمسازی است باید خودش را در ژانرهای مختلف محک بزند. اینکه فقط در یک ژانر موفق باشد و در آن محدوده بماند، به نظرم غلط است. این ریسک جذاب بود و باید تجربه میشد. تجربه «تهران ۵۷» به من این فرصت را داد که ژانر کمدی را امتحان کنم و دیدم که میتوان با موقعیتهای تاریخی و سیاسی هم خنداند و هم فکر کرد.
فکر میکنید در این ریسک موفق بودید؟
اگر بخواهیم فقط از نگاه فروش مخاطب و میزان استقبال بگوییم، خیر. اما تبصره دارد. شرایط اقتصادی و اجتماعی کشور باعث شد فروش محدود باشد و تبلیغات هم بسیار کم بود. واقعیت این است که در چنین شرایطی نمیتوانیم معیار موفقیت را صرفاً عدد فروش بدانیم. ضمناً از طهران ۵۷ در هفته های ابتدایی استقبال خوبی شد، بنده در برنامه هفت برام سوال این بود که دوستان در ابتدای اعتراضات معتقد بودند اعتراضات بر روی فروش سینما تأثیر نگذاشته در حالیکه هفته های قبل از اعتراضات رو اگر بررسی کنید میزان فروش هفتگی و روزانه فیلم ها بسیار متفاوت است.
با توجه به اینکه فیلم کمدی است، چقدر تلاش کردید مخاطب هم بخندد و هم نسبت به موقعیتهای تاریخی و فرهنگی فکر کند؟
من به احترام کسانی که فقط برای خنداندن فیلم میسازند قائلم، اما معتقدم اگر قرار است مخاطب بخندد، دو نکته مهم باید رعایت شود: اول اینکه خنده همراه با فکر باشد، دوم اینکه فیلم در بستری تاریخی روایت شود و اشاراتی به اتفاقات و شخصیتهای واقعی دهه پنجاه داشته باشد. تلاش کردم که مخاطب هنگام خندیدن، در کنار لذت، جریانها و کنشهای تاریخی را هم ببیند و درک کند. این باعث شد فیلم هم طنز داشته باشد و هم بازتاب تاریخی. حتی موقعیتهای ساده مثل نفتفروش با گاری در تیتراژ، استعمار، کازینو و سرگرمی مردم، همه در لایههای زیرین معنا پیدا کنند، اما بسیاری از این المانها در اجرا حذف شدند یا تغییر کردند.
درباره شخصیتها و انتخاب بازیگران توضیح دهید.
ابرای شخصیتها، اولویت من خلق شخصیتهای باورپذیر بود. هیچ کاراکتری کاملاً سفید یا سیاه نیست، همه خاکستریاند و ویژگیهای خوب و بد دارند. خسرو و پرویز فرصتطلباند، اما وقتی پای ناموس یا کشورشان در میان است، کوتاه نمیآیند. برای انتخاب بازیگران، گزینهها را بررسی کردیم و با تیم تولید مشورت شد. مهم بود که ترکیب جدید باشد و بازیگرانی نقشهایی بازی کنند که قبلاً تجربه نکرده بودند. این باعث شد ترکیب متفاوتی داشته باشیم و هر نقش تازگی خودش را حفظ کند.
در مورد چالشهای پروسه ساخت و ممیزی بفرمایید.
ممیزی داشتیم، اما نوع خاصی بود، چون روایت تاریخی داشتیم و روزهای منتهی به انقلاب را نشان میدادیم. برخی بخشها کوتاه شد یا تغییر کرد. سعی کردیم اتفاقی نیفتد که مجبور شویم بخش دیگری را تغییر بدهیم. گروه بسیار منسجم و همدل بود و تمام توان خود را گذاشت. اگر موفقیتی بود، نتیجه تلاش گروه است و اگر نبود، مسئولیت مستقیم با من است.
با توجه به شرایط اقتصادی و اجتماعی، برخی معتقدند نباید فیلم اکران میشد. نظر شما چیست؟
متوقف کردن یا نکردن تفاوت چندانی ندارد. تبلیغات فیلم را متوقف کردیم و عملاً فیلم بدون تبلیغ، همانند متوقف شدن است. نمیتوانم بگویم همکارانم کار نکنند؛ آنها خانواده دارند و امرار معاششان از همین راه است. کار کردن جداست از نمایش و اکران.
نظر شما درباره وضعیت حال حاضر اکران و استقبال مخاطب چیست؟
معتقدم مسأله اقتصادی این روزها بسیار مهم هست اما اعتراضات و وضعیت اجتماعی نقشی جدی دارند، بعلاوه بلیط سینماها اصلا گران نیست، با توجه به وضعیت اسفبار اقتصادی ما که ناشی از سوءمدیریتهای کلان در طی سالیان است توان تهیه همین بلیط ارزان قیمت در بسیاری از خانوادهها وجود ندارد، زیرا مسائل مالی و سوءمدیریت مسئولین باعث شده تا برخی فقط تلاش برای بقا و زنده ماندن داشته باشند نه زندگی کردن، در زنده ماندن نیازی به سبد فرهنگ وجود ندارد، اما در زندگی کردن انسان و جامعه نیاز به فرهنگ، امید و آینده دارد.
برنامه بعدی شما چیست؟
در حال نگارش فیلم اجتماعی بعدی هستم. مسیر سخت است، تامین بودجه دشوار و سانس مناسب کم است، اما دغدغه من سینمای مستقل و روایت درست داستانهاست. امیدوارم در آینده بیشتر بتوانیم درباره مسائل فنی و روایت فیلمها صحبت کنیم، نه درباره شرایط اجتماعی یا اعتراضها.
پیام شما به مخاطبان و اهالی سینما چیست؟
امیدوارم حال همه خوب باشد و در فیلمهای بعدی بتوانیم تمرکز بیشتری بر جنبههای فنی و روایت داشته باشیم. سینما باید زنده بماند و مردم به فیلمهای با کیفیت دسترسی داشته باشند. فرهنگ و هنر نباید آخرین گزینه باشد و خانوادهها باید بتوانند در شرایط مناسب فیلم ببینند.





