میکائیل دیانی در گفتوگو با صبا:
مهمترین بستر سرمایهگذاری سینمای کوتاه است
در همه دنیا سینمای کوتاه محل تجربه، آموزش و کشف استعدادهای جدید است. فیلمسازان جوان وارد این عرصه میشوند، تجربه کسب میکنند و در نهایت استعدادهای برتر به سینمای حرفهای راه پیدا میکنند.

معصومه دهقان – اکران بسته فیلمهای کوتاه «تخطی»، «کپی» و «سرود کلنل» در قالب طرح «قرار» انجمن سینمای جوانان ایران، بار دیگر بحث جایگاه فیلم کوتاه در سینمای ایران را به میان آورده است؛ مدیومی که از نگاه فیلمسازانش نه مقدمهای برای ورود به سینمای بلند، بلکه عرصهای مستقل برای تجربهورزی، خلاقیت و کشف استعدادهای تازه است. میکائیل دیانی، محمد رحمتی و سجاد مشتاق در گفتوگو با روزنامه صبا ضمن تشریح دغدغههای محتوایی و فرمی آثار خود، بر ضرورت ایجاد چرخه پایدار اکران، نقش نهادهای فرهنگی در حمایت از فیلم کوتاه و اهمیت ارتباط مستقیم این آثار با مخاطبان تأکید میکنند؛ موضوعی که میتواند آینده سینمای کوتاه ایران را بیش از هر زمان دیگری به فضای عمومی سینما نزدیک کند.

فیلم کوتاه «تخطی» از جمله آثاری است که با بهرهگیری از فضای پلیسی و تعقیب و گریز، به یکی از چالشهای مهم اجتماعی یعنی نسبت میان قانون، عدالت و بازدارندگی مجازات میپردازد. میکائیل دیانی، کارگردان این اثر، معتقد است «تخطی» بیش از آنکه درباره قدرت یا عدالت شخصی باشد، درباره ناکارآمدی برخی سازوکارهای بازدارنده قانونی و ضرورت اصلاح آنهاست. او همچنین در این گفتوگو از دشواریهای تولید یک فیلم پلیسی در قالب فیلم کوتاه، جایگاه سینمای کوتاه در ایران و اهمیت اکران فیلمهای کوتاه برای گسترش چرخه نمایش این آثار سخن میگوید.
اگر امروز بخواهید «تخطی» را از نو بسازید، بدون حذف یا اضافه کردن چیزی و فقط با تغییر زاویه نگاه، داستان را از دید کدام شخصیت روایت میکنید؟
هر فیلمی از یک زاویه نگاه تعریف میشود و از ابتدا ترجیح من این بود که «تخطی» را از منظر پلیس روایت کنم. در واقع فیلم سه وجه اصلی دارد؛ نگاه پلیس، نگاه مجرم و نگاه قربانی. اگر قرار بود زاویه دید دیگری انتخاب شود، احتمالاً به سراغ خانواده قربانیان و کسانی میرفتم که در معرض خفتگیری و ناامنیهای شهری قرار گرفتهاند و انتظار دارند عدالت اجرا شود و امنیت به جامعه بازگردد. با این حال همچنان معتقدم زاویه دید پلیس بهترین انتخاب برای روایت این داستان بوده است.
آیا نگران نبودید که مخاطب فیلم را تأییدکننده نوعی عدالت شخصی یا رفتار خودسرانه بداند؟
واقعیت این است که فیلم اساساً درباره عدالت شخصی نیست. اگر مخاطب به سکانس آغازین توجه کند، میبیند که حتی پلیس فیلم نیز به دلیل نحوه عملکرد خود در جریان تعقیب و گریز مورد بازخواست قرار میگیرد و درباره درستی یا نادرستی رفتار او بحث میشود. بنابراین از همان ابتدا تأکید میشود که همه چیز باید در چهارچوب قانون بررسی شود. در طول روایت نیز قرار نیست رفتار خودسرانهای تجویز شود. حتی شخصیتی که در پایان دست به اقدامی میزند، از ابتدا فردی معرفی میشود که حاضر است هزینه عمل خود را بپردازد. آنچه برای فیلم اهمیت دارد، فراموش نشدن ضرورت تحقق عدالت و ایجاد بازدارندگی در قانون است. برخی منتقدان در ابتدا چنین برداشتی داشتند، اما در گفتوگوهایی که شکل گرفت، معمولاً به درک مشترکی درباره هدف فیلم رسیدیم.
طراحی تعقیب و گریز و فضای پلیسی فیلم در قالب فیلم کوتاه چه دشواریهایی داشت؟
فیلم کوتاه معمولاً مبتنی بر موقعیتهای مینیمالیستی و تعداد محدود لوکیشنهاست، اما وقتی وارد فضای پلیسی میشویم ناچاریم از این قواعد فاصله بگیریم. در «تخطی» با تعدد لوکیشن، فضاهای باز، صحنههای تعقیب و گریز، بدلکاری و جلوههای ویژه میدانی روبهرو بودیم که اجرای آنها در مقیاس فیلم کوتاه بسیار دشوار است. برخی از صحنهها فقط یک فرصت برای ضبط داشتند؛ زیرا محدودیت بودجه، امکانات و زمان اجازه تکرار نمیداد. به همین دلیل تمرینهای فراوانی انجام شد تا در همان برداشت محدود بتوانیم به نتیجه مطلوب برسیم. خوشبختانه با تلاش همه اعضای گروه این اتفاق افتاد، اما بدون تردید تولید چنین فیلمی در قالب کوتاه با سختیهای فراوان همراه بود.
فیلم کوتاه سالهاست تولید میشود اما کمتر وارد حافظه عمومی مخاطبان شده است. مشکل را در کجا میبینید؟
فیلم کوتاه علاوه بر اینکه یک مدیوم مستقل است، ماهیتی تخصصیتر و نخبگانیتر نیز دارد. این سینما معمولاً خلاقانهتر، جوانتر و تجربهگراتر از سینمای جریان اصلی است و اساساً برای مخاطب عام طراحی نشده است. با این حال فیلمهای کوتاه ماندگار فراوانی در تاریخ سینمای ایران وجود دارد که در میان مخاطبان جدی سینما و فیلمسازان شناخته شدهاند. بسیاری از ایدههایی که بعدها در قالب فیلمهای بلند موفق دیدهایم، ریشه در تجربههای فیلم کوتاه داشتهاند. بنابراین شاید حضور کمتر در حافظه عمومی به معنای کماهمیت بودن این سینما نباشد، بلکه ناشی از ماهیت متفاوت آن است.
آیا اکران فیلم کوتاه در سینماها یک مطالبه واقعی از سوی مخاطب است؟
به نظر من هنوز نمیتوان پاسخ قطعی به این پرسش داد. سالهاست که سینمای کوتاه بیشتر در فضای تخصصی و جشنوارهای حضور داشته و کمتر وارد چرخه عمومی اکران شده است. طرحهایی مانند «قرار» میتوانند به عنوان یک تجربه و آزمون جدی مورد ارزیابی قرار بگیرند تا مشخص شود آیا مخاطب عمومی نیز تمایل دارد فیلم کوتاه را روی پرده سینما دنبال کند یا خیر. برای قضاوت درباره موفقیت این طرحها باید منتظر نتایج عملی آنها ماند.
چرا فیلم کوتاه پس از چهار دهه فعالیت حرفهای همچنان نیازمند حمایت نهادهای دولتی و شبهدولتی است؟
این مسئله فقط مختص ایران نیست. در همه دنیا سینمای کوتاه محل تجربه، آموزش و کشف استعدادهای جدید است. فیلمسازان جوان وارد این عرصه میشوند، تجربه کسب میکنند و در نهایت استعدادهای برتر به سینمای حرفهای راه پیدا میکنند. به همین دلیل تقریباً در همه کشورها نهادهای فرهنگی و دولتی از سینمای کوتاه حمایت میکنند. اتفاقاً در ایران ساختار نسبتاً منسجم و موفقی برای این حمایت وجود دارد. انجمن سینمای جوانان ایران طی سالها توانسته چرخهای از آموزش، تولید، توانمندسازی و معرفی استعدادها را ایجاد کند. بسیاری از فیلمسازان شناختهشده سینمای ایران در بخشی از مسیر حرفهای خود از ظرفیتهای این انجمن بهره بردهاند و من نیز خود را از دانشآموختگان همین مجموعه میدانم.
در پایان اگر بخواهید درباره طرح «قرار» نکتهای اضافه کنید، چه میگویید؟
به نظرم هنوز برای قضاوت نهایی درباره طرح «قرار» زود است. باید اجازه داد این تجربه ادامه پیدا کند و نتایج آن در عمل مشخص شود.





