سامان خلیلیان در گفتوگو با صبا:
هنرمندان باید به آرامش جامعه کمک کنند
آرزو میکنم شرایط به سمتی برود که هنرمندان بتوانند با آرامش بیشتری وظیفه فرهنگی و اجتماعی خود را انجام دهند و تئاتر همچنان به عنوان فضایی برای گفتوگو، اندیشیدن و بهتر زیستن در کنار مردم باقی بماند.

معصومه دهقان – نمایش «کشتارگاه» به نویسندگی و کارگردانی کاوه مهدوی، با نگاهی آزاد به جهان «عروسی خون» فدریکو گارسیا لورکا، این روزها در تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه است؛ نمایشی که در دل فضایی به ظاهر خشن و آغشته به تراژدی، از عشق، جبر، سنت و زخمهای پنهان انسان معاصر سخن میگوید. در این پرونده، کاوه مهدوی از جهان شاعرانه و استعاری اثرش میگوید، سامان خلیلیان از چالشهای تولید و اجرای تئاتر در روزگار دشوار امروز و مهسا مهجور از ساختن شخصیتی که پشت سکوتها و خشونت ظاهریاش، زخمی عمیق و عاشقانهای ناتمام پنهان کرده است؛ سه روایت از نمایشی که بیش از آنکه درباره کشتار باشد، درباره انسان، عشق و تکرار سرنوشت است.
سامان خلیلیان، بازیگر و تهیهکننده نمایش «کشتارگاه»، معتقد است آنچه این اثر را از یک روایت صرفاً تلخ و خشن متمایز میکند، نگاه شاعرانه و عاشقانهای است که کاوه مهدوی در دل یک جهان تراژیک خلق کرده است. او در این گفتوگو از تجربه همزمان بازیگری و تهیهکنندگی، دشواریهای تولید تئاتر در شرایط امروز و ویژگیهای نقش «حاتم» گفت.
شما در «کشتارگاه» هم بازیگر هستید و هم تهیهکننده. این دو مسئولیت همزمان چه تأثیری بر نگاه شما به پروژه داشت و کدامیک چالشبرانگیزتر بود؟
در ابتدا پیشنهاد حضورم در «کشتارگاه» به عنوان بازیگر و برای ایفای نقش حاتم مطرح شد. حدود دو سال پیش هم قرار بود این نمایش روی صحنه برود اما به دلیل مشغلههای کاری امکان حضور در تمرینها را نداشتم. وقتی پروژه دوباره شکل گرفت، این بار فرصت همکاری فراهم شد و در کنار بازیگری، تهیهکنندگی اثر را هم پذیرفتم. واقعیت این است که بازیگری و تهیهکنندگی دو جهان کاملاً متفاوت هستند. نقش حاتم به دلیل پیچیدگیهای شخصیتی و چالشهای اجرایی برایم جذاب بود اما تهیهکنندگی نیز مسئولیت سنگینی دارد؛ بهخصوص در شرایط فعلی تئاتر. آنچه باعث شد این مسئولیت را بپذیرم، شناختی بود که از کاوه مهدوی، نگاه او و نمایشنامه «کشتارگاه» داشتم.
چه چیزی در متن و جهان نمایش «کشتارگاه» شما را متقاعد کرد که علاوه بر بازیگری، در مقام تهیهکننده نیز کنار این پروژه قرار بگیرید؟
سالهاست با کاوه مهدوی همکاری میکنم و به جهان ذهنی و دغدغههای او آشنا هستم. نمایشنامه «کشتارگاه» برای من صرفاً یک متن نمایشی نبود؛ اثری بود که دغدغههای انسانی و اجتماعی مشخصی داشت و در عین حال از ظرفیت بالایی برای خلق یک اجرای تاثیرگذار برخوردار بود. از سوی دیگر تجربه حضور این نمایش در جشنواره تئاتر شهر و انتخاب آن به عنوان اثر برگزیده، اعتماد من را نسبت به کیفیت نهایی کار بیشتر کرد و همین موضوع انگیزه مضاعفی برای حضور در جایگاه تهیهکننده به من داد. از طرفی، کاوه مهدوی برای من قبل از هر چیز یک نمایشنامهنویس توانمند است. قلم او ویژگیهای خاص خودش را دارد و در مقام کارگردان هم امضای شخصی خود را حفظ کرده است. همین شناخت باعث شد با اطمینان کامل در این پروژه کنار او قرار بگیرم.
در مقام بازیگر، مهمترین ویژگی نقش حاتم چیست؟
حاتم نماینده نسلی است که تصور میکند حق تصمیمگیری برای دیگران را دارد. اما هرچه جلوتر میرویم، پیچیدگیهای روانی او آشکار میشود و مخاطب متوجه میشود که این شخصیت فقط یک چهره مقتدر و مستبد نیست. بزرگترین چالش برای من این بود که باید شخصیتی حدود هفتاد یا هفتاد و پنج ساله را بازی میکردم؛ فردی که اقتدار و خشونت در رفتار او نهادینه شده است. نقش بسیار دشواری بود اما خوشبختانه بازخوردی که از مخاطبان دریافت کردهام نشان میدهد حاتم را باور کردهاند و این برای یک بازیگر ارزشمندترین اتفاق است.
به عنوان تهیهکننده، مهمترین دغدغه شما در تولید تئاتر امروز چیست؟
بدون تردید شرایط اقتصادی امروز، تولید یک نمایش حرفهای بیش از هر زمان دیگری دشوار شده است. هزینههای دکور، لباس، تبلیغات، دستمزد عوامل و حتی موارد سادهای مثل چاپ بروشور به شدت افزایش پیدا کردهاند و در بسیاری از موارد دخل و خرج پروژهها با هم همخوانی ندارد. اگر برای این وضعیت چارهای اندیشیده نشود، در آینده نزدیک تولید آثار باکیفیت با بحران جدی مواجه خواهد شد. تئاتر برای ادامه حیات خود نیازمند حمایت و برنامهریزی دقیق است.
«کشتارگاه» گروه بازیگران پرشماری دارد. مدیریت چنین گروهی چه دشواریهایی داشت؟
طبیعتاً هرچه تعداد عوامل بیشتر باشد، هماهنگیها هم پیچیدهتر میشود. اما خوشبختانه گروه «کشتارگاه» بیشتر از آنکه یک پروژه باشد، یک خانواده است. همدلی و همراهی اعضای گروه باعث شد بسیاری از مشکلات احتمالی به وجود نیاید. یکی از بهترین تجربههای تهیهکنندگی من همین فضای صمیمی و حرفهای است که در این پروژه شکل گرفت.
در شرایطی که بسیاری از نمایشها به سمت اجراهای مینیمال و کمبازیگر رفتهاند، چرا «کشتارگاه» چنین گروه بزرگی دارد؟
چون متن این ضرورت را ایجاد میکرد. من معتقدم اگر نمایشنامهای به حضور تعداد زیادی شخصیت نیاز داشته باشد، حذف آنها صرفاً به دلیل مسائل اقتصادی به روایت آسیب میزند. در «کشتارگاه» هر شخصیت کارکرد مشخصی دارد و حذف هر کدام از آنها میتوانست بخشی از جهان نمایش را ناقص کند. به همین دلیل حضور این تعداد بازیگر برای روایت اثر کاملاً ضروری بود.
اجرا در تماشاخانه ایرانشهر چه امکانات و محدودیتهایی برای شما ایجاد کرد؟
ایرانشهر یکی از مهمترین و حرفهایترین سالنهای تئاتر کشور است و مدیریت مجموعه نیز همکاری بسیار خوبی با گروهها دارد. با این حال محدودیت تعداد سالنهای استاندارد در تهران باعث شده بسیاری از اجراها به صورت همزمان در یک مجموعه روی صحنه بروند. این موضوع گاهی در زمینه امکانات فنی، نور، فضاهای پشت صحنه و برنامهریزی اجرایی چالشهایی ایجاد میکند اما خوشبختانه مجموعه ایرانشهر تلاش میکند این مشکلات تا حد امکان مدیریت شود.
آینده حرفهای خود را بیشتر در بازیگری میبینید یا تهیهکنندگی؟
برای من هیچکدام بر دیگری برتری ندارد. از کودکی در فضای هنرهای نمایشی حضور داشتهام و در بخشهای مختلفی از این حوزه فعالیت کردهام؛ از بازیگری و کارگردانی گرفته تا طراحی صحنه و تهیهکنندگی. اگر اثری دغدغههای ذهنی من را داشته باشد، در هر جایگاهی که بتوانم به آن کمک کنم حضور خواهم داشت. تئاتر برای من فقط یک حرفه نیست؛ بخشی از زندگی و حال خوب من است.
صحبت پایانی؟
فکر میکنم نکته مهم این است که هنرمندان همیشه یک قدم جلوتر از جامعه حرکت میکنند؛ نه به این معنا که از مردم جدا باشند، بلکه به این معنا که زودتر از دیگران به سراغ دغدغهها، آسیبها و مسائلی میروند که جامعه ممکن است بعدها با پیامدهای آن مواجه شود. هنر در بهترین شکل خود میتواند به روشنتر شدن نگاه ما نسبت به پیرامون و زیست اجتماعیمان کمک کند. امروز، در شرایطی که جامعه با انواع فشارهای روانی، اقتصادی و اجتماعی روبهروست و تبعات بحرانها بر زندگی روزمره مردم تأثیر گذاشته، مسئولیت هنرمندان نیز سنگینتر از گذشته شده است. به نظرم ما باید از ظرفیت هنر برای تلطیف فضا، ایجاد امید و کمک به آرامش روانی جامعه استفاده کنیم. این شاید یکی از مهمترین وظایف هنرمند در چنین روزهایی باشد. خوشبختانه میبینیم که بسیاری از گروههای نمایشی، با وجود همه دشواریها و محدودیتها، همچنان روی صحنه میروند و تلاش میکنند نقش اجتماعی خود را ایفا کنند. در شرایطی که حتی امکانات تبلیغاتی نیز محدود شده، این استمرار و پایداری ارزشمند است. امیدوارم مردم هم بیش از پیش از تئاتر حمایت کنند و به سالنهای نمایش بیایند. حضور تماشاگران بزرگترین دلگرمی برای هنرمندان است و نفسِ مخاطب به اجرای زنده معنا میبخشد. آرزو میکنم شرایط به سمتی برود که هنرمندان بتوانند با آرامش بیشتری وظیفه فرهنگی و اجتماعی خود را انجام دهند و تئاتر همچنان به عنوان فضایی برای گفتوگو، اندیشیدن و بهتر زیستن در کنار مردم باقی بماند.





