روزنامه صبا

روزنامه صبا

آرمین رحیمیان در گفت‌وگو با صبا:

دوست دارم مخاطب هر بار مرا از زاویه‌ای تازه ببیند


برای من مهم این است که منطق رفتاری کاراکتر، ریتم درونی و نسبتش با بحران متفاوت باشد. اگر نقش‌ها درست انتخاب شوند، حتی در یک ژانر یا فضا هم می‌شود هر بار از زاویه‌ای تازه دیده شد.

معصومه دهقان – «قمارباز» یکی از متفاوت‌ترین آثار حاضر در جشنواره فجر سال گذشته بود؛ فیلمی که با تکیه بر یک تریلر امنیتی ـ سایبری، بیش از آنکه درباره هک و فناوری باشد، به بی‌اعتمادی، سوءظن و پیچیدگی روابط انسانی می‌پردازد. به بهانه اکران این فیلم، با محسن بهاری کارگردان، آرمین رحیمیان بازیگر و احسان رفیعی‌جم مدیر فیلمبرداری آن درباره جهان روایی، بازی‌ها و طراحی بصری «قمارباز» گفت‌وگو کرده‌ایم.

آرمین رحیمیان، بازیگر فیلم «قمارباز»، معتقد است جذابیت اصلی این اثر در ابهام، تعلیق و بازی با ذهن مخاطب نهفته است. او در این گفت‌وگو از تجربه حضور در نخستین فیلم بلند محسن بهاری، چالش‌های ایفای نقش در یک تریلر معمایی و نگاهش به مسیر حرفه‌ای خود سخن گفته است.

 

شخصیت شما در «قمارباز» در مقایسه با نقش‌های قبلی‌تان چه تفاوتی داشت و چه چیزی باعث شد این نقش را بپذیرید؟

«قمارباز» برای من از این جهت متفاوت بود که برخلاف بعضی نقش‌های قبلی‌ام که صریح‌تر، بیرونی‌تر یا مبتنی بر اقتدار و موقعیت مشخص بودند، اینجا با شخصیتی روبه‌رو بودم که باید بیشتر از آن‌که دیده شود، حس شود. این نقش بر لبه ابهام حرکت می‌کند؛ نه کاملاً قابل اعتماد است و نه کاملاً قابل پیش‌بینی. دلیل اصلی پذیرشم هم همین بود. همیشه به نقش‌هایی علاقه‌مندم که از بازیگر دقت، صبر و حذف اضافه‌کاری می‌خواهند. «قمارباز» از آن جنس نقش‌هایی بود که باید لایه‌لایه ساخته می‌شد، نه با نمایش مستقیم، بلکه با کنترل دقیق انرژی، نگاه و سکوت.

شما در آثار متعددی نقش شخصیت‌های جدی، امنیتی یا تاریخی را بازی کرده‌اید. نگران تکرار شدن در این تیپ نقش‌ها نیستید؟

این نگرانی برای هر بازیگری وجود دارد، اما من بیشتر از «تیپ» به کیفیت درونی نقش فکر می‌کنم. اگرچه ممکن است از بیرون بعضی نقش‌ها در یک دسته قرار بگیرند، اما در عمق، هر کدام جهان متفاوتی دارند. برای من مهم این است که کاراکتر فقط یک ظاهر شبیه به نقش قبلی نباشد، بلکه منطق رفتاری، ریتم درونی و نسبتش با بحران متفاوت باشد. اگر نقش‌ها درست انتخاب شوند، حتی در یک ژانر یا فضا هم می‌شود هر بار از زاویه‌ای تازه دیده شد.

بازی در فیلمی که تعلیق آن بیشتر بر پایه اطلاعات و ذهنیت شخصیت‌هاست چه تفاوتی با آثار اکشن یا تاریخی دارد؟

در چنین فیلمی، بازیگر نباید همه‌چیز را لو بدهد. یکی از مهم‌ترین چالش‌ها این بود که شخصیت همیشه در مرز قضاوت‌ناپذیری بماند؛ نه آن‌قدر شفاف باشد که مخاطب زود تکلیفش را بفهمد و نه آن‌قدر مصنوعی که حس فریب بدهد. سعی کردم از اغراق در بیان و تأکید اضافی روی نیت شخصیت فاصله بگیرم. گاهی یک نگاه کوتاه، یک مکث یا حتی نحوه ایستادن از هر دیالوگی مهم‌تر است. تفاوت این نوع بازی با آثار اکشن یا تاریخی هم در همین مسئله نهفته است. در اکشن، بدن و واکنش‌های فیزیکی تعیین‌کننده‌اند و در آثار تاریخی، لحن و جهان‌سازی اهمیت بیشتری دارند، اما در فیلمی مثل «قمارباز» اطلاعات و ذهنیت موتور اصلی تعلیق هستند و بازیگر باید دقیق بداند چه میزان از درون شخصیت را آشکار و چه میزان را پنهان کند.

چقدر برای شناخت جهان حملات سایبری و فضای امنیتی فیلم تحقیق کردید یا از مشاوران پروژه کمک گرفتید؟

برای من اولین قدم در چنین پروژه‌ای این است که جهان روایی فیلم را بفهمم. این فضا فقط درباره تکنولوژی نیست، بلکه درباره اعتماد، کنترل، سوءظن و دستکاری اطلاعات هم هست. در مرحله آماده‌سازی، مطالعه و گفت‌وگو با عوامل پروژه اهمیت زیادی دارد، به‌ویژه زمانی که با حوزه‌ای تخصصی مواجه هستیم. اگر مشاور پروژه هم حضور داشته باشد، قطعاً کمک بزرگی است. با این حال هدف این نیست که بازیگر به یک متخصص فنی تبدیل شود؛ مهم این است که منطق روانی و رفتاری این جهان را درک کند.

همکاری با محسن بهاری به عنوان یک کارگردان فیلم اولی چگونه بود و چه ویژگی‌ای در شیوه کارش بیش از همه توجه شما را جلب کرد؟

همکاری با یک کارگردان فیلم‌اولی ممکن است برای بعضی‌ها ریسک به نظر برسد، اما گاهی همین تجربه با انرژی و تمرکز ویژه‌ای همراه است. در مورد محسن بهاری، چیزی که برای من مهم بود نگاه متمرکز و اشتیاق او برای ساختن یک جهان منسجم بود. کارگردان فیلم‌اولی معمولاً شور کشف را با خود دارد و اگر این شور با شناخت همراه شود، نتیجه می‌تواند ارزشمند باشد. حساسیت او نسبت به جزئیات و کنترل لحن روایت، بیش از هر چیز توجهم را جلب کرد.

 هنوز بسیاری از مخاطبان شما را با نقش عبدالمالک ریگی به یاد می‌آورند. فکر می‌کنید آن نقش تا چه اندازه مسیر حرفه‌ای شما را تغییر داد؟

نقش عبدالمالک ریگی بدون تردید یک نقطه عطف جدی در مسیر حرفه‌ای من بود. از آن نقش به بعد، نگاه بخشی از مخاطبان و حتی برخی فیلمسازان به من تغییر کرد. آن تجربه از نظر روانی، اجرایی و مسئولیت اجتماعی بسیار سنگین بود و باعث شد بیشتر دیده شوم. اما برای من مهم‌تر از دیده شدن، این بود که فهمیدم می‌توانم وارد نقش‌هایی شوم که فقط بر اساس ظاهر یا کلیشه تعریف نمی‌شوند. بعد از «شبی که ماه کامل شد» بیشتر به این فکر کردم که آیا هر نقش چیزی تازه برای کشف دارد یا نه. در «قمارباز» هم همین نگاه برایم اهمیت داشت.

شما تجربه نویسندگی و کارگردانی فیلم کوتاه را هم داشته‌اید. آیا این تجربه باعث شده هنگام بازیگری، نگاه متفاوتی به میزانسن و روایت داشته باشید؟

قطعاً. وقتی تجربه نویسندگی و کارگردانی داشته باشید، دیگر فقط به نقش فکر نمی‌کنید؛ به نسبت نقش با کل فیلم هم توجه دارید. بازیگری که پشت دوربین را هم تجربه کرده باشد، نسبت به میزانسن، ریتم صحنه، جای دوربین و حتی سکوت‌ها حساس‌تر می‌شود. چون می‌داند هر انتخاب بازیگری بخشی از معماری روایت است. این تجربه به من کمک کرده فقط به خوب بازی کردن فکر نکنم، بلکه ببینم بازی من چگونه به ساختن جهان فیلم کمک می‌کند.

در سال‌های اخیر بازیگران جوان زیادی وارد سینما شده‌اند، اما تعداد کمی موفق می‌شوند به نقش اول‌های ماندگار برسند. فکر می‌کنید مهم‌ترین مانع چیست؟

به نظر من یکی از مهم‌ترین موانع، شتاب‌زدگی است. خیلی‌ها می‌خواهند سریع دیده شوند، اما ماندگاری معمولاً نتیجه زمان، انتخاب درست و انضباط است. مانع دیگر این است که بعضی بازیگران خیلی زود خودشان را در یک قالب ثابت قرار می‌دهند. در حالی که بازیگری جدی یعنی توانایی عبور از قالب‌ها و پذیرش ریسک. برای رسیدن به نقش اول‌های ماندگار فقط استعداد کافی نیست؛ باید صبر، تمرین و پشتکار هم داشت.

اگر قرار باشد مخاطب پس از تماشای «قمارباز» فقط یک ویژگی از شخصیت شما را به خاطر بسپارد، دوست دارید آن ویژگی چه باشد؟

دوست دارم مخاطب ابهام هوشمندانه شخصیت را به خاطر بسپارد؛ این حس که او همیشه بیش از چیزی که می‌گوید، درونش جریان دارد. اگر تماشاگر بعد از فیلم احساس کند با شخصیتی روبه‌رو بوده که تا لحظه آخر او را وادار به فکر کردن کرده، برای من یعنی نقش درست شکل گرفته است.

بعد از «قمارباز» دوست دارید مخاطبان شما را در چه نقش یا ژانری ببینند که تاکنون فرصت تجربه‌اش را نداشته‌اید؟

همیشه به نقش‌هایی علاقه‌مند بوده‌ام که از من فاصله دارند و مجبورم می‌کنند چیز تازه‌ای کشف کنم. دوست دارم در آینده نقش‌هایی را تجربه کنم که از نظر عاطفی و روانی پیچیده‌تر و حتی آسیب‌پذیرتر باشند. همچنین ژانرهایی مثل درام روان‌شناختی، جنایی شخصیت‌محور یا حتی یک کمدی دقیق و جدی برایم جذاب هستند. دوست دارم مخاطب هر بار من را از زاویه‌ای تازه ببیند.

صحبت پایانی؟

«قمارباز» برای من فقط یک نقش تازه نبود؛ تجربه‌ای بود در مواجهه با ابهام، تعلیق و قضاوت‌ناپذیری. از همه مخاطبانی که با دقت و حوصله فیلم را تماشا می‌کنند ممنونم. امیدوارم تماشاگران در این فیلم فقط دنبال داستان نباشند، بلکه با جهان شخصیت‌ها، تردیدها و لایه‌های پنهان آن‌ها نیز همراه شوند. اگر «قمارباز» توانسته باشد چنین نسبتی با مخاطب برقرار کند، برای من موفقیت بزرگی است.

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی