روزنامه صبا

روزنامه صبا

احسان رفیعی‌جم در گفت‌وگو با صبا:

جهان بصری «قمارباز» بر پایه سوءظن شکل گرفت


احسان رفیعی‌جم، مدیر فیلمبرداری «قمارباز»، معتقد است تعلیق این فیلم نه از نمایش فناوری و حملات سایبری، بلکه از روابط انسانی، تردیدها و کنجکاوی شخصیت‌ها شکل می‌گیرد.

معصومه دهقان – «قمارباز» یکی از متفاوت‌ترین آثار حاضر در جشنواره فجر سال گذشته بود؛ فیلمی که با تکیه بر یک تریلر امنیتی ـ سایبری، بیش از آنکه درباره هک و فناوری باشد، به بی‌اعتمادی، سوءظن و پیچیدگی روابط انسانی می‌پردازد. به بهانه اکران این فیلم، با محسن بهاری کارگردان، آرمین رحیمیان بازیگر و احسان رفیعی‌جم مدیر فیلمبرداری آن درباره جهان روایی، بازی‌ها و طراحی بصری «قمارباز» گفت‌وگو کرده‌ایم.

احسان رفیعی‌جم، مدیر فیلمبرداری «قمارباز»، معتقد است تعلیق این فیلم نه از نمایش فناوری و حملات سایبری، بلکه از روابط انسانی، تردیدها و کنجکاوی شخصیت‌ها شکل می‌گیرد. او در این گفت‌وگو از چالش‌های خلق جهان بصری فیلم و همکاری با محسن بهاری می‌گوید.

 

«قمارباز» درباره یک حمله سایبری است، اما بخش عمده‌ای از فیلم در فضای روابط انسانی و سوءظن میان شخصیت‌ها می‌گذرد. برای شما به عنوان مدیر فیلمبرداری، تصویر کردن بی‌اعتمادی مهم‌تر بود یا نمایش یک بحران امنیتی؟

آنچه بیشتر در «قمارباز» برای من مبنای انتخاب تکنیک‌های فنی و هنری در فیلمبرداری بود، مسئله جست‌وجوگری توأم با محدودیت و فشار زمانی شخصیت مأمور داستان است. این ویژگی می‌تواند موتور محرک هر دو مسئله‌ای باشد که شما مطرح کردید؛ هم بحران امنیتی و هم بی‌اعتمادی میان شخصیت‌ها.

در فیلم با جهانی روبه‌رو هستیم که تهدید اصلی دیده نمی‌شود و حمله سایبری ماهیتی نامرئی دارد. برای تبدیل چنین خطری به یک تجربه بصری، چه راهکاری انتخاب کردید؟

عینیت هر تهدیدی، چه مرئی و چه نامرئی، در روابط میان شخصیت‌ها و واکنش‌های آنها نمود پیدا می‌کند. قصه از جایی آغاز می‌شود که ما مواجهه کاراکترها را می‌بینیم. آنچه در فضاسازی، نورپردازی و حرکت دوربین اجرا کردیم، در واقع ابزار قصه‌گویی شخصیتی بود که در حال حل کردن یک معماست.

بسیاری از تریلرهای امنیتی جهان از نمایشگرها، داده‌ها و جلوه‌های دیجیتال برای ایجاد هیجان استفاده می‌کنند. شما و محسن بهاری چقدر تلاش کردید از این کلیشه‌ها فاصله بگیرید؟

از ابتدا تمرکز ما بیشتر بر روابط انسانی بود تا نمایش جنبه‌های فنی ماجرا. طبیعی است که در حافظه بصری همه ما نمونه‌های متعددی از این آثار وجود دارد، اما تلاش کردیم زبان تصویری فیلم در خدمت قصه و شخصیت‌ها باشد، نه صرفاً نمایش فناوری.

 در طراحی نور و رنگ فیلم، آیا از ابتدا به یک پالت بصری سرد و امنیتی فکر می‌کردید یا این فضا در طول تولید شکل گرفت؟

فضای رنگی، شکل نورپردازی و میزان کنتراست فیلم از همان مرحله پیش‌تولید مورد بحث قرار گرفت. درباره اینکه کدام بخش‌ها سردتر باشند، کجاها نور کم‌رمق‌تر یا پرکنتراست‌تر شود، از ابتدا به جمع‌بندی رسیده بودیم. البته شرایط تولید گاهی باعث تغییراتی در اجرا می‌شد.

آیا برای نزدیک شدن به فضای تریلرهای معاصر جهان مرجع تصویری مشخصی داشتید یا تلاش کردید زبان بصری مستقلی برای «قمارباز» پیدا کنید؟

همه ما در حافظه بصری خودمان منابع زیادی از تصاویر و تجربه‌های سینمایی داریم و طبیعی است که این حافظه بر کارمان تأثیر بگذارد. من هم از این قاعده مستثنی نیستم، اما نمی‌توانم بگویم در این پروژه مرجع مشخصی را دنبال می‌کردم. بیشتر تلاش ما رسیدن به زبان بصری متناسب با خود فیلم بود.

لوکیشن‌های محدود فیلم می‌توانستند خطر یکنواختی بصری ایجاد کنند. برای حفظ تنوع قاب‌ها چه تمهیداتی اندیشیدید؟

محدود بودن لوکیشن، لازمه درام این قصه بود. هر زمان که از فضای اصلی خارج می‌شدیم، بخشی از حس تنگنا هم کاهش پیدا می‌کرد و این مسئله در طراحی داستان لحاظ شده بود. در داخل همان فضای محدود نیز تلاش کردیم از زوایا و موقعیت‌های مختلف استفاده کنیم، اما هیچ‌وقت به خاطر تنوع بصری، حس صحنه را قربانی نکردیم.

در فیلم مرز میان متهم و بی‌گناه مدام جابه‌جا می‌شود. آیا این جابه‌جایی در طراحی قاب‌ها و فاصله دوربین با شخصیت‌ها نیز نمود داشت؟

آنچه بیشتر برای ما اهمیت داشت، نحوه حضور همزمان شخصیت‌ها در قاب بود. از فاصله میان آنها، انتخاب لنزها و نورپردازی برای شکل دادن به موقعیت‌های دراماتیک استفاده می‌کردیم، نه صرفاً تأکید بر متهم یا بی‌گناه بودن افراد.

همکاری با محسن بهاری در نخستین تجربه کارگردانی بلندش چگونه بود؟

همکاری ما مبتنی بر شناختی بود که از قبل وجود داشت. همین شناخت باعث شد ارتباط بسیار نزدیک و پویایی داشته باشیم. وقتی دو نفر درک مشترکی از مفاهیم داشته باشند، رسیدن به نتیجه بسیار سریع‌تر اتفاق می‌افتد و در «قمارباز» تقریباً در تمام مسیر در یک جهت حرکت می‌کردیم.

به عنوان مدیر فیلمبرداری، سخت‌ترین چالش شما در این فیلم چه بود؟

نمی‌توانم به یک سکانس مشخص اشاره کنم، چون تقریباً هیچ صحنه ساده‌ای در فیلم وجود نداشت. چالش اصلی من رسیدن به کلیت فضای اثر بود؛ اینکه نورپردازی مبتنی بر واقع‌گرایی باشد اما در عین حال حس رازآلودگی و تعلیق یک فیلم معمایی را هم حفظ کند.

بازخوردهای جشنواره فجر و اکران عمومی چقدر با تصوری که هنگام ساخت فیلم داشتید همخوان بود؟

هنگام فیلمبرداری احساس می‌کردم که اثر خوبی در حال شکل گرفتن است، هرچند همیشه دوست داشتم زمان بیشتری در اختیار داشته باشیم. وقتی بازخوردها را دنبال می‌کردم، بخشی از این استقبال برایم قابل پیش‌بینی بود و خوشحالم که فیلم توانسته با مخاطبان خود ارتباط برقرار کند.

اگر بخواهید مخاطب بعد از تماشای «قمارباز» فقط یک ویژگی از جهان بصری فیلم را به خاطر بسپارد، آن ویژگی چیست؟

دوست دارم دوربینی را به خاطر بسپارد که مثل یک فرد کنجکاو و بی‌قرار عمل می‌کند؛ دوربینی که همراه شخصیت‌ها در جست‌وجوی حقیقت است و مدام به دنبال کشف لایه‌های پنهان داستان حرکت می‌کند.

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی