هادی نائیجی، کارگردان سینما:
تجمعات «باغ فردوس» جلوه هویت مشترک ایرانی بود
هادی نائیجی کارگردان سینما معتقد است آنچه در باغ فردوس رخ داد، صرفاً یک تجمع صنفی نبود، بلکه جلوهای از هویت مشترک ایرانی بود که توانست تأثیری فراتر از یک گردهمایی معمولی بر افکار عمومی بگذارد.

سمیرا جعفری– شاید مهمترین اتفاقی که در تجمعات باغ فردوس در جنگ تحمیلی سوم رخ داد، صرفاً برگزاری چند شب گردهمایی نبود؛ بلکه شکلگیری فضایی بود که در آن فاصله میان هنرمندان و مردم، دستکم برای ساعاتی، رنگ باخت. باغ فردوس در آن شبها دیگر فقط یک مجموعه فرهنگی یا پاتوق هنری نبود؛ به مکانی تبدیل شده بود که مردم در کنار چهرههایی قرار میگرفتند که سالها آنها را روی پرده سینما، صفحه تلویزیون و شبکههای اجتماعی دیده بودند. نور تلفنهای همراه، پرچمهای برافراشته، حلقههای کوچک گفتوگو و ثبت لحظههایی که به سرعت در فضای مجازی دستبهدست میشد، تصویری متفاوت از نسبت میان جامعه و هنرمندان به نمایش گذاشت؛ تصویری که در آن هنرمندان بیش از آنکه در جایگاه ستارههای شناختهشده قرار بگیرند، در قامت شهروندانی دیده میشدند که دغدغهای مشترک با مردم دارند. بازتاب گسترده این حضور در شبکههای اجتماعی و واکنش مخاطبان نشان داد که جامعه همچنان نسبت به کنشهای اجتماعی چهرههای فرهنگی حساس است و حضور یا عدم حضور آنها را با دقت دنبال میکند. حالا با مطرح شدن احتمال ازسرگیری این تجمعات، بار دیگر بحث درباره نقش هنرمندان در تقویت همبستگی اجتماعی، میزان تأثیرگذاری حضور آنها در کنار مردم و ظرفیت باغ فردوس برای تبدیل شدن به بستری برای گفتوگو و نزدیکی بیشتر میان جامعه هنری و افکار عمومی در کانون توجه قرار گرفته است. روزنامه صبا در گفتوگو با هادی نائیجی کارگردان سینما ابعاد مختلف این تجربه و نگاه آنها به ادامه این مسیر را بررسی کرده است.
نائیجی درباره تأثیر تجمعات شبانه باغ فردوس گفت: «من از یک منظر بین این تجمع و دیگر تجمعاتی که به شکل مردمی در محلهها و مکانهای مختلف برگزار میشود هیچ تفاوتی نمیبینم. هر کسی که ایرانی است، در چنین موقعیتی ویژگیهای فردی و شخصیتی خود را کنار میگذارد و به عنوان یک شهروند در کنار شهروندی دیگر قرار میگیرد تا آن حس مشترک و زیبای وطن را تجربه کند. از این منظر، دیگر تفاوتی میان پزشک، هنرمند یا سایر اصناف وجود ندارد و همه در جایگاه یک ایرانی کنار هم میایستند.»
او در عین حال که معتقد است حضور هنرمندان به واسطه جایگاه اجتماعی و رسانهای آنها تأثیر متفاوتی بر جامعه دارد، افزود: «حوزه هنر به دلیل ماهیت رسانهای خود در نوک پیکان جامعه قرار میگیرد. به همین دلیل حضور هنرمندان در چنین موقعیتهایی میتواند اثرگذاری ویژهتری داشته باشد. من در بازخوردهایی که از مردم میدیدم، متوجه میشدم که آنها تصاویر و ویدئوهای هنرمندان را دنبال میکنند و نسبت به رفتار و واکنش آنها حساس هستند. مردم برای هم فیلمها و عکسها را میفرستادند و درباره احساسات و واکنش هنرمندان صحبت میکردند. همین مسئله نشان میدهد که این حوزه میتواند تأثیرگذاری گستردهتری داشته باشد.»
نائیجی اتفاق مهم آن روزها را همراهی هنرمندان با مردم میداند و اظهار کرد: «به نظرم اتفاق بسیار جالبی رخ داد؛ این بار هنرمندان پشت سر مردم حرکت کردند و نه برعکس. همین موضوع باعث شد این حضور، تأثیرگذار و قابل توجه باشد.»
او درباره ظرفیت باغ فردوس برای تبدیل شدن به محلی برای ارتباط بیشتر مردم و هنرمندان نیز توضیح داد: «آنچه در فضای مجازی از این تجمعات بازتاب پیدا کرد، تا حد زیادی توانست این ارتباط را شکل دهد، اما واقعیت این است که آن شبها بیشتر حکم آغاز یک مسیر را داشت. اگر قرار باشد باغ فردوس به محلی برای ارتباط مستمر میان مردم و هنرمندان تبدیل شود، باید سازوکارهای تازهای برای آن طراحی شود. مردم به طور طبیعی رویدادهای هنری و حضور هنرمندان محبوب خود را دنبال میکنند و این رویداد هم از همین قاعده پیروی میکند، اما برای شکلگیری یک ارتباط پایدار و موثرتر نیاز به برنامهریزی بیشتری وجود دارد.»
او ادامه داد: «البته باید در نظر داشت که همه هنرمندان لزوماً در باغ فردوس حضور نداشتند. برخی از آنها در محلهها و مناطق مختلف شهر در کنار مردم بودند و تصاویر این حضورها نیز منتشر شد. بنابراین نباید تمام این جریان را صرفاً محدود به باغ فردوس دانست. با این حال اگر قرار باشد باغ فردوس به عنوان یک تجمع تخصصی هنری شناخته شود و تجربهای کاملتر نسبت به دوره گذشته شکل بگیرد، قطعاً باید درباره سازوکارهای جدید آن فکر شود.»
این فیلمساز درباره تأثیر این فضا بر شکلگیری ایدههای هنری نیز گفت: «طبیعتاً هر کسی که در حوزه داستانی فعالیت میکند، از چنین موقعیتهایی تأثیر میگیرد و این تجربهها میتواند زمینهساز شکلگیری آثاری باشد. اما من معتقدم که برای تبدیل شدن این مشاهدات به یک اثر داستانی ماندگار، زمان لازم است. مشاهده مستمر کمک میکند با انباشت ایدهها، هنرمند فرصت کافی برای پخته شدن تجربهها داشته باشد.»
نائیجی با اشاره به تفاوت میان رسانه و روایت داستانی تأکید کرد: «در حوزه خبر، واکنش سریع یک ضرورت است و خبر باید همزمان با رویداد منتشر شود تا اثرگذار باشد، اما در حوزه داستانی شرایط متفاوت است. تجربه نشان داده آثاری که با عجله و در واکنش فوری به یک رویداد تولید میشوند، معمولاً از عمق و ماندگاری کمتری برخوردارند. به همین دلیل معتقدم برای روایت داستانی این تجربهها باید صبوری کرد و اجازه داد زمان، مشاهدات و تجربهها را به بلوغ برساند.»
او در پایان تأکید کرد که اصل مشاهده و مواجهه مستقیم با چنین رویدادهایی برای هنرمندان ضرورتی انکارناپذیر است؛ ضرورتی که میتواند در آینده به خلق روایتهایی عمیقتر و ماندگارتر منجر شود.





