گزارش پشتصحنه فیلم مستند «حال خونیندلان؛ پهلوان جهان»
ثبت شکوه یک وداع/ از مصلی تا نجف؛ روایت یک حماسه
مستند «حال خونیندلان؛ پهلوان جهان» به کارگردانی بهروز افخمی و تهیهکنندگی میثم کریمی، تلاش میکند روایتی سینمایی از مراسم تشییع حضرت آقا در مصلای تهران ارائه دهد.

سمیرا جعفری- بعضی اتفاقها فقط در لحظه رخ نمیدهند؛ بلکه سالها بعد، به عنوان بخشی از حافظه تاریخی یک جامعه بازخوانی میشوند. مراسم تشییع حضرت آقا در مصلی تهران، با حضور گسترده مردم و نگاه رسانههای داخلی و خارجی، به یکی از همین قابهای ماندگار تبدیل شد. مستند «حال خونیندلان؛ پهلوان جهان» به کارگردانی بهروز افخمی و تهیهکنندگی میثم کریمی، تلاش میکند روایتی سینمایی از این اتفاق ارائه دهد؛ روایتی که از مرز یک گزارش تصویری عبور میکند و به دنبال ثبت آدمها، احساسها و نگاههایی است که در دل این رویداد تاریخی شکل گرفتند.
در این گزارش، از پشتصحنه ثبت این تصاویر، تلاش گروه بهروز افخمی برای پیدا کردن یک روایت سینمایی و لحظههایی میگوییم که نشان دادند گاهی یک اتفاق واقعی، خودش بزرگترین فیلمنامه را مینویسد.
در جریان همراهی با گروه سازنده این مستند، متوجه شدیم که مسیر تولید فقط به همان قابهایی که در مصلای تهران ثبت شدند محدود نبوده و گروه از ابتدا نگاه گستردهتری به این روایت دارد.
حضور در قم، مشهد و کربلا؛ مکانهایی هستند که از نظر معنایی و عاطفی میتوانند لایههای دیگری به این روایت اضافه کنند. همراهی با گروه تصویربرداری بهروز افخمی در این مسیرها، میتوانست تصویر کاملتری از حالوهوای این روزها و واکنشهای مردمی در نقاط مختلف ارائه دهد، اما در نهایت شرایط به شکلی پیش رفت که این امکان فراهم نشد.
روزی که تاریخ مقابل دوربین ایستاد
هنوز فضای مصلی حالوهوای یک روز عادی را پیدا نکرده بود. از ساعتها قبل، رفتوآمد گروههای رسانهای شروع شده؛ خبرنگارانی که جای دوربینهایشان را بررسی میکردند، تصویربردارانی که آخرین هماهنگیها را انجام میدادند و گروههایی که میدانستند قرار است با صحنهای روبهرو شوند که شاید دیگر تکرار نشود.
در میان این رفتوآمدها، گروه سازنده مستند «حال خونیندلان؛ پهلوان جهان» از شب قبل در محل مستقر شده بود. آنها آمده بودند تا یک اتفاق بزرگ را ثبت کنند؛ اما نه فقط با نگاه یک دوربین خبری. سه دوربین در نقاط مختلف آماده بودند تا از دل این مراسم، روایتی شکل بگیرد؛ روایتی که قرار نبود فقط تعداد جمعیت یا گستردگی مراسم را نشان دهد، بلکه میخواست لحظههای انسانی این اتفاق را پیدا کند.
در گوشهای از محوطه، هر کسی به دنبال یک قاب بود؛ اما برای گروه مستندساز، هر قاب ارزش یکسانی نداشت. آنها به دنبال لحظهای بودند که بتواند احساس پشت یک تصویر را منتقل کند؛ یک نگاه، یک سکوت، یک اشک یا واکنشی که شاید در میان هزاران تصویر دیگر گم شود.
میثم کریمی، سازنده مستند، میگوید از ابتدا قرار نبود این فیلم به یک گزارش تصویری تبدیل شود. هدف، پیدا کردن قصهای بود که از دل این اتفاق بیرون بیاید؛ قصه آدمهایی که از نقاط مختلف جهان خودشان را به ایران رسانده بودند تا در این مراسم حضور داشته باشند.
اما شاید یکی از متفاوتترین قابهای آن روز، واکنش خبرنگاران خارجی بود. خبرنگارانی که از رسانههای مختلف آمده بودند و حالا با صحنهای مواجه شدهاند که برای بسیاری از آنها غیرمنتظره بود.
در میان آنها، خبرنگاری روس حضور داشت که از شب قبل در محل مستقر شده بود. میشد تعجب را در نگاهش دید؛ تعجب از حجم حضور مردمی که برای وداع آمده بودند و فضایی که با تصور بسیاری از روایتهای بیرونی درباره ایران تفاوت داشت.
خبرنگاران شبکههای مختلف، از الجزیره گرفته تا تیآرتی ترکیه و دیگر رسانهها، هر کدام به دنبال جایگاهی بهتر برای ثبت تصاویر بودند. برای آنها، نماز بر پیکر حضرت آقا و حضور گسترده مردم، فقط یک رویداد خبری نبود؛ صحنهای بود که باید با بهترین قاب ممکن ثبت میشد.
حتی میان برخی از آنها رقابت شکل گرفته بود. یک خبرنگار ترکیهای با اصرار تلاش میکرد به نقطهای برسد که بتواند تصویر متفاوتتری ثبت کند. هیجان و کنجکاوی در رفتارشان دیده میشد؛ انگار چیزی فراتر از آنچه انتظار داشتند، پیش رویشان قرار گرفته است.
آنچه توجه آنها را جلب کرده بود، فقط تعداد جمعیت نبود. تصاویر مردان و زنانی که با اندوه گریه میکردند، خانوادههایی که کودکانشان را همراه آورده بودند و ارتباط عاطفی میان مردم و رهبرشان، بخش مهمی از واقعیتی بود که آنها از نزدیک میدیدند.
برای گروه مستندساز، همین نگاه بیرونی اهمیت داشت؛ اینکه کسی که از خارج از ایران میآید، با یک واقعیت مواجه شود و پس از بازگشت، روایت خودش را برای دیگران بازگو کند. در جهانی که روایتهای مختلفی درباره ایران ساخته میشود، حضور این شاهدان مستقیم میتواند زاویهای متفاوت از یک اتفاق تاریخی را منتقل کند.
اما ثبت چنین لحظهای، فقط به حضور در محل و روشن کردن دوربینها خلاصه نمیشد. مستند همیشه با برنامهریزی شروع میشود، اما در ادامه، واقعیت مسیر خودش را به فیلم تحمیل میکند.
گروه برای بعضی قابها از قبل برنامهریزی کرده بود. لوکیشنها بررسی شده بودند، زاویه دوربینها مشخص شده و دکوپاژ اولیه شکل گرفته است؛ اما گاهی یک اتفاق ساده، همه برنامهها را تغییر میدهد. مثل زمانی که گروه برای تصویربرداری به نقطهای رسید که پیشتر انتخاب کرده بود، اما امکان استفاده از آن موقعیت فراهم نشد و مجبور شدند همان لحظه طراحی تازهای برای ادامه کار انجام دهند.
در مقابل، گاهی اتفاقهایی پیشبینینشده به مهمترین بخش روایت تبدیل میشدند؛ مانند حضور ایرانیانی که خارج از کشور زندگی میکردند و تنها برای شرکت در مراسم تشییع خود را به ایران رسانده بودند.
«حال خونیندلان؛ پهلوان جهان» قرار نیست زندگینامهای درباره یک شخصیت باشد؛ این فیلم روایت یک روز و یک اتفاق است؛ روایتی از یک بدرقه تاریخی و آدمهایی که هر کدام از زاویهای متفاوت، شاهد آن بودند.
در پایان روز، وقتی دوربینها خاموش میشوند، چیزی که باقی میماند فقط حجم زیادی از تصاویر نیست؛ مجموعهای از لحظههاست که باید از میان آنها، یک روایت ساخته شود. روایتی از روزی که دوربینها تلاش کردند فقط شاهد نباشند، بلکه حافظ یک خاطره تاریخی باشند.

بهروز افخمی، کارگردان: روایتی که خود مسیرش را تغییر داد
دوربینها به دنبال مسافران جهان بودند، اما با یک تاریخ روبهرو شدند.
قرار بود دوربینها به دنبال آدمهایی باشند که هزاران کیلومتر سفر کردهاند تا به یک مراسم برسند؛ اما وقتی لحظه تاریخی فرا رسید، خود اتفاق تبدیل به شخصیت اصلی فیلم شد.
بهروز افخمی در مستند «حال خونیندلان؛ پهلوان جهان» تلاش میکند روایتی از یک بدرقه تاریخی بسازد؛ روایتی که در جریان تولید، بارها از برنامه اولیه فاصله گرفت و ابعاد تازهای پیدا کرد. با این کارگردان درباره تجربه ساخت این مستند، تغییر مسیر روایت و قابهایی که هنوز در حال شکل گرفتن هستند، گفتوگو کردیم.
بهروز افخمی درباره تولید این مستند اظهار داشت: ما فیلم «حال خونیندلان» با اسم فرعی «پهلوان جهان» را که شروع کردیم، تمرکزمان را گذاشتیم روی کسانی که از نقاط دور دنیا برای شرکت در مراسم تشییع به ایران آمدند. افراد زیادی را پیدا کردیم که واقعاً از مسیرهای دور، از آمریکا، اروپا، آسیای جنوب شرقی و مناطق دیگر در حال حرکت به سمت ایران بودند.
بعضی از این افراد، برای ما فیلم حرکتشان و همچنین پیامهایی درباره حضورشان در این مراسم، پیش از اینکه حرکت کنند، فرستادند. برنامه ما این بود که این افراد را در داخل کشور و در جریان مراسم هم دنبال کنیم؛ یعنی از زمان ورودشان به ایران، مسیرشان را ثبت کنیم و تا لحظهای که وارد این اجتماع بزرگ میشوند، همراهشان باشیم.
اما چنان هنگامهای به پا شد که متوجه شدیم این نقشه، بیش از حد خیالی و خیالپردازانه بوده است. ابعاد اتفاقی که رخ داد، بسیار بزرگتر از آن چیزی بود که تصور میکردیم.
البته همچنان قصد داریم پس از پایان مراسم، تا جایی که بتوانیم این افراد را پیدا کنیم و با آنها صحبت کنیم. حتی با وجود اینکه خودمان در عراق گیر افتادیم و به دلیل جنگ، پروازهای برگشت لغو شد و نتوانستیم خودمان را به مشهد برسانیم، فیلمبردارانی را به آنجا فرستادیم که تا حد امکان این کار را دنبال کنند.
اما از همین حالا فکر میکنم باید تأکید اصلی فیلم را روی همین وضعیتی بگذاریم که واقعاً اتفاق افتاد؛ یعنی کسانی که خودشان را به ایران رساندند و در این گردهمایی بزرگ تاریخی حضور پیدا کردند. به نظر من، تشییعی که اتفاق افتاد، قطعاً در تاریخ بشر بینظیر است.
وی ادامه داد: این افراد، با وجود اینکه هنوز تلاش میکنیم با آنها صحبت کنیم، به نوعی در برابر خود این اتفاق تاریخی قرار گرفتهاند و اهمیت حضورشان در برابر عظمت ماجرا، تبدیل به بخش فرعیتری شده است.
بهخصوص از زمانی که مشخص شد تشییع در عراق هم اتفاق میافتد. به جای اینکه ما فقط کسانی را دنبال کنیم که خودشان را به ایران رساندهاند، خود آقای شهید به عراق رفت و در آنجا با بسیاری از کسانی که به هر حال خارج از ایران بودند، ملاقات کرد و آنها نیز در همان عراق در مراسم تشییع شرکت کردند.
افخمی افزود: در بسیاری از نقاط دیگر، مانند پاکستان، تشییع مجازی یعنی بدون حضور خود آقا اتفاق افتاد که آن هم، طبق گزارشهایی که به ما رسید، متوجه شدیم با جمعیت بسیار زیادی همراه بوده است؛ حتی گفته شده که بیش از صد هزار نفر در آن حضور داشتند.
بنابراین، مثل هر فیلم مستندی، ما خودمان را به موضوع سپردهایم و میخواهیم ببینیم موضوع چگونه پیش میرود. بهخصوص اینکه در میانه این مسیر، جنگ هم شدت گرفت و به نظر میرسد که آمریکا، اسرائیل، انگلیس و دیگر دشمنان، نتیجه و پیام این حضور گسترده در ایران و عراق را دیدهاند.
با این حال، هنوز فکر میکنم حتی کسانی را که اکنون در حال ترک ایران هستند و ممکن است دیگر نتوانیم در داخل کشور از آنها فیلمبرداری کنیم، میتوانیم در خارج از ایران دنبال کنیم. شماره تلفنهای آنها را داریم، ارتباطها برقرار است و میتوانیم همان نقشه قبلی را کموبیش ادامه دهیم.
ضمن اینکه عظمت این ماجرا به شکلی است که نمیتوان جنبههای دیگر آن را نادیده گرفت. باید در این فیلم، تا جایی که در قالب یک مستند نیمهبلند یا بلند امکان دارد، به ابعاد دیگر این اتفاق نیز توجه کنیم.
این وضعیت فعلی ماست. من الان از عراق صحبت میکنم؛ در عراق هستیم، هنوز در نجف حضور داریم و حالا که مراسم تمام شده، دوست دارم تا جایی که امکان دارد، در نجف هم ادامه این روایت را دنبال کنیم.
این کارگردان سرشناس سینما بیان کرد: به نظرم از اسم فرعی انتخابشده برای فیلم هم این تفاوت مشخص است. در «حال خونیندلان ۱»، موضوع تشییع امام خمینی مورد توجه قرار گرفت. آن زمان، با وجود اینکه امام شخصیت شناختهشدهای در جهان بود، اما شناخت نزدیک و عمیقی که امروز بسیاری از مردم دنیا نسبت به آقای خامنهای بهعنوان یک انقلابی بزرگ و یک مبارز عدالتخواه دارند، وجود نداشت.
در تشییع امام، بسیاری از مردم جهان غافلگیر شدند. با وجود اینکه امام شخصیت شناختهشدهای بود، اما آن شرایط و آن حجم از حضور مردم، برای بسیاری قابل پیشبینی نبود.
من خودم در مراسم حضور داشتم و آن صحنهها را دیدم. نمای هوایی همان منطقه مصلی که آن زمان هنوز ساخته نشده بود و تپههای خاکی بود، نشان میداد که میلیونها نفر در بیابانها و دشتهای اطراف پیکر امام خمینی که در یخچال روی یکی از تپهها قرار داشت، حضور داشتند. بعد هم در جریان تشییع تا بهشت زهرا، نماهای هوایی و تصاویر بسیاری از این حضور ثبت شد و فیلمهای مستقلی نیز درباره آن ساخته شد.
اما تفاوت آن ماجرا با این اتفاق در این است که آن پهلوان، یعنی امام خمینی، در دنیا بهعنوان یک شخصیت شناختهشده مطرح بود، اما راه او و تواناییاش در تغییر دادن جهان هنوز آنطور که باید به رسمیت شناخته نشده بود.
کنجکاویهایی درباره امام، بهخصوص در کشورهای غیرمسلمان، وجود داشت؛ اما امروز شرایط متفاوت است.
به نظرم این بار، آقای خامنهای حقیقتاً «پهلوان جهان» شده است؛ یعنی غیر از اینکه پهلوان ماست، به یک چهره جهانی تبدیل شده است. بسیاری از عدالتخواهان در سراسر دنیا اکنون بهطور جدی به این فکر میکنند که آیا یک تغییر عالمگیر در حال اتفاق افتادن است یا نه.

میثم کریمی، تهیهکننده: روایت جهان از یک بدرقه
میثم کریمی، تهیهکننده مستند «حال خونیندلان؛ پهلوان جهان» تلاش کرده است روایتی فراتر از ثبت یک مراسم ارائه دهد؛ روایتی از یک بدرقه تاریخی، نگاه مهمانانی از کشورهای مختلف جهان و تجربهای که از دل یک اتفاق بزرگ شکل گرفته است. در ادامه گزارشمان برای شنیدن جزئیات این مسیر، از ایده اولیه ساخت فیلم تا انتخاب شخصیتها و شیوه روایت این مستند، با میثم کریمی درباره پشتصحنه شکلگیری این روایت سینمایی گفتوگو کردیم.
میثم کریمی گفت: قبل از اینکه درباره مستند صحبت کنم، باید بگویم بعد از اتفاقات جنگ، زمانی که بحث تشییع حضرت آقا مطرح شد، مستندهایی را که درباره مراسم تشییع حضرت امام خمینی (ره) ساخته شده بود، تماشا کردم. در همین جستوجو به مستند «حال خونیندلان» به کارگردانی بهروز افخمی رسیدم که موضوع آن، سفر ایرانیهایی از دورترین نقاط کشور برای حضور در مراسم تشییع حضرت امام بود. وقتی این مستند را دیدم، این ایده به ذهنم رسید که تشییع حضرت آقا نیز، با توجه به شرایطی که پس از جنگ رقم خورده بود، میتواند روایت متفاوتی داشته باشد.
بعد از جنگ و اتفاقاتی که در جهان رخ داده بود، مردم در نقاط مختلف دنیا دیدند ملتی وجود دارد که در برابر ظلم ایستاده است؛ ملتی که در برابر استکبار جهانی و رژیم صهیونیستی مقاومت کرده است. طبیعتاً برای بسیاری از مردم جهان این سؤال ایجاد شده بود که این مردم چه کسانی هستند که با وجود تمام فشارها و بمبارانها، همچنان پای باورهایشان ایستادهاند؟
وی افزود: ما میدانستیم که افراد زیادی از کشورهای مختلف در این مراسم شرکت خواهند کرد. از طرف دیگر، همه ما میدانیم که رسانههای مختلفی در دنیا وجود دارند که اتفاقات ایران را به شکل دیگری روایت میکنند؛ از برخی رسانههای آمریکایی گرفته تا رسانههای معاند. بنابراین، خبرنگاران و افرادی که از خارج از کشور برای پوشش این مراسم آمده بودند، احتمالاً با ذهنیتی از پیش شکلگرفته وارد ایران شده بودند و تصور دقیقی از میزان علاقه مردم ایران به رهبرشان نداشتند.
کریمی اظهار کرد: در ابتدا، وقتی به مستند «حال خونیندلان» درباره تشییع حضرت امام راحل رسیدم، این ایده در ذهنم شکل گرفت که اتفاقی که امروز در حال رخ دادن است، میتواند ادامه همان مسیر باشد.
البته در ابتدا، درباره نام فیلم نیز بحثهایی داشتیم. خود بهروز افخمی پیشنهاد داد که نام مستند «پهلوان جهان» باشد. این اسم، به دلیل ارتباطی که با فیلم «جهانپهلوان» داشت، برای ما جذاب بود. اما من اصرار داشتم که ارتباط میان این دو مقطع تاریخی حفظ شود. معتقد بودم مسیری که از سال ۱۳۵۷ با امام خمینی آغاز شد، توسط رهبر شهید انقلاب ادامه پیدا کرد و این دو شخصیت در یک خط و مسیر تاریخی قرار دارند. به همین دلیل، در نهایت به این نتیجه رسیدیم که عنوان «حال خونیندلان؛ پهلوان جهان» را برای این مستند انتخاب کنیم.
وی افزود: من و همنسلانم در مراسم تشییع حضرت امام راحل حضور نداشتیم، اما در گفتوگوهایی که در جریان ساخت برنامههای مرتبط با جنگ و اتفاقات اخیر با مسئولان مختلف داشتم، تقریباً همه یک نکته مشترک را مطرح میکردند؛ اینکه تشییع حضرت آقا با هیچ مراسم و رویداد دیگری قابل مقایسه نیست.
اما وقتی درباره این دو اتفاق صحبت میکنیم، یک ویژگی مشترک وجود دارد و آن، محبت مردم است. یعنی همان محبتی که مردم نسبت به امام خمینی داشتند، نسبت به حضرت آقا نیز دارند. همانطور که سربازان امام، ایشان را دوست داشتند، سربازان حضرت آقا نیز نسبت به ایشان علاقه و ارادت داشتند.
یکی دیگر از ویژگیهای مشترک، ایستادگی در برابر ظلم بود؛ اینکه یک رهبر در مقابل قدرتهایی که خود را صاحب اختیار جهان میدانند، بایستد و از باورهای خود عقبنشینی نکند. همین ویژگی را در هر دو مقطع تاریخی میبینیم و همین موضوع باعث شد احساس کنیم این مستند میتواند ادامهای بر آن روایت تاریخی باشد.
کریمی بیان کرد: در این فیلم، یک راوی مشخص یا یک شخصیت واحد که تمام داستان را دنبال کند، نداریم. روایت اصلی مستند توسط بهروز افخمی شکل میگیرد و خط داستانی فیلم بر پایه حضور گروههای مختلفی است که از کشورهای مختلف دنیا برای شرکت در مراسم تشییع به ایران آمدهاند.
حدود ۱۰۰ کشور جهان در این مراسم حضور داشتند و ما تلاش کردیم بخشی از نمایندگان این کشورها را در فیلم داشته باشیم. برای مثال، سراغ افرادی از ایتالیا، فرانسه و یونان گرفته تا عراق و دیگر کشورهای منطقه رفتیم. بخشی از مستند به چهرهها و روایت شخصی این افراد اختصاص دارد؛ اینکه چگونه خود را به ایران رساندند، چه شناختی از حضرت آقا داشتند و با چه ذهنیتی در این مراسم شرکت کردند. اما بخش اصلی فیلم، به خود مراسم تشییع و اتفاقاتی که در آن روز رخ داد، اختصاص دارد.
ما برای ساخت این مستند، تنها یک گروه فیلمبرداری داشتیم، اما با سه دوربین کار میکردیم. بهروز افخمی نیز تأکید داشتند که خودشان نظارت دقیقی بر روند تصویربرداری داشته باشند.
وی اذعان داشت: از ابتدا میدانستیم که قرار نیست صرفاً یک پوشش خبری و گسترده از مراسم ارائه دهیم. هدف ما این نبود که تمام اتفاقات را ثبت کنیم، بلکه به دنبال یک خط داستانی مشخص بودیم؛ اینکه ابعاد مختلف حضور خارجیها در این مراسم را روایت کنیم و از دل این حضور، داستانی شکل دهیم.
تصویربرداری ما از روز عاشورا آغاز شد و تا پس از مراسم تشییع ادامه پیدا کرد. البته بخشی از ارتباطات و پژوهشهای ما از قبل آغاز شده بود، زیرا نیاز داشتیم افرادی را پیدا کنیم که بتوانند بخشی از روایت فیلم باشند.
ما از طریق رایزنهای فرهنگی ایران در کشورهای مختلف ارتباط برقرار کردیم. همانطور که میدانید، این مستند به سفارش سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی ساخته میشود و این سازمان ارتباط گستردهای با رایزنهای فرهنگی در کشورهای مختلف دارد.
از آنها خواستیم افرادی را معرفی کنند که برای حضور در مراسم تشییع به ایران میآیند؛ کسانی که ارتباطی با ایران دارند یا به واسطه فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی خود، شناختی از کشور ما پیدا کردهاند.
این ارتباط باعث شد بتوانیم برخی از این افراد را از همان مبدأ سفر دنبال کنیم. یعنی اگر فردی از یک کشور دیگر قرار بود به ایران بیاید، روایت ما نیز از همان جایی آغاز میشد که او حرکت خود را شروع میکرد.
کریمی ادامه داد: در طول ساخت مستند، با افرادی روبهرو بودیم که شناخت مشخصی از ایران و حضرت آقا داشتند و با نگاهی صادقانه وارد این مسیر شدند. آنها آمده بودند تا چیزی را ببینند و تجربه کنند، نه اینکه از پیش تصمیم گرفته باشند روایت خاصی را تحمیل کنند. حتی بسیاری از آنها، به دلیل شناختی که از مسائل منطقه، جبهه مقاومت و اتفاقات اخیر داشتند، با ذهنیتی مشخص وارد این ماجرا شده بودند.
ما یک فرد آمریکایی در مستند داریم که حدود ۳۰ سال پیش، بهعنوان تفنگدار ارتش آمریکا برای انجام مأموریتی به فلسطین رفته بود و در آنجا با صحنههایی از ظلم و جنایت مواجه شده بود. او میگفت همان زمان با شخصیت حضرت آیتالله خامنهای آشنا شده و معتقد بود در شرایطی که بسیاری از مردم و دولتها در برابر این جنایتها سکوت کرده بودند، یک نفر در جهان ایستاده و درباره این مسائل سخن گفته است. همین موضوع باعث شد درباره شخصیت حضرت آقا تحقیق کند و شناخت بیشتری به دست آورد. او پس از جنگ نیز به ایران آمده بود و قصد داشت به مناطقی مانند میناب سفر کند و درباره موضوعات مختلف مستند بسازد. همچنین یک گروه چینی که برای ساخت مستند به ایران آمده بودند، برایشان جالب بود که مردم ایران تا این اندازه پای کشورشان ایستادهاند.
این ویژگیها، یعنی مواجهه یک فرد خارجی با واقعیتی که شاید پیش از آن تصویر دیگری از آن در ذهن داشته، برای ما اهمیت داشت.
تهیهکننده مستند «حال خونیندلان؛ پهلوان جهان» افزود: فکر میکنم کسی که ۵۰ سال بعد این مستند را ببیند، متوجه خواهد شد که در ایران شخصیتی وجود داشته که شاید جهان آنطور که باید و شاید، او را نشناخته بود. شاید در آن زمان، بسیاری بیشتر درک کنند که با چه شخصیتی مواجه بودهاند؛ شخصیتی که در برابر ظلم و ستم ایستاد و اجازه نداد فشارها و تهدیدها مسیر حرکت مردم ایران را تغییر دهد.
وی ادامه داد: به نظرم این مستند میتواند نشان دهد که یک «پهلوان» فقط متعلق به یک کشور نیست. شاید در زمان خود، بسیاری او را صرفاً در چارچوب یک جغرافیا میدیدند، اما اتفاقاتی که رخ داد و نوع واکنش مردم جهان به آن، نشان داد که این شخصیت فراتر از مرزهای یک کشور قابل بررسی است.
برای همین دوست دارم وقتی مخاطب آینده این فیلم را میبیند، فقط یک مراسم تشییع را مشاهده نکند، بلکه یک برهه تاریخی را ببیند؛ روزی که مردم ایران با حضورشان، تصویری واقعی از رابطه خود با رهبرشان ثبت کردند.
کریمی اظهار کرد: از ابتدا به دنبال این بودیم که قصه داشته باشیم؛ قصه کسانی که از نقاط مختلف دنیا تصمیم گرفتند به ایران بیایند، مسیرشان را طی کنند و در این اتفاق تاریخی حضور داشته باشند. این مسیر برای ما مهم بود؛ اینکه یک انسان در نقطهای از دنیا چه انگیزهای پیدا میکند که هزاران کیلومتر سفر کند و خود را به این مراسم برساند.
در کنار آن، خود مراسم و حضور مردم ایران نیز بخش مهمی از روایت است. یعنی فیلم میان این دو حرکت میکند؛ از یک سو نگاه کسانی که از بیرون میآیند و از سوی دیگر، واقعیتی که در داخل کشور اتفاق افتاده است.
وی گفت: وقتی با چنین اتفاق بزرگی مواجه میشوید، خود تصاویر آنقدر قدرتمند هستند که ممکن است تصور کنید فقط با کنار هم قرار دادن آنها میتوان فیلم ساخت. اما مستند نیاز به انتخاب دارد. باید بدانید چه چیزی را میخواهید بگویید و از چه زاویهای میخواهید وارد شوید.
ما تلاش کردیم از میان حجم زیادی از تصاویر، آن لحظههایی را انتخاب کنیم که بتوانند احساس و معنای این اتفاق را منتقل کنند. گاهی یک نگاه، یک گریه، واکنش یک فرد خارجی یا یک لحظه از حضور مردم، بیشتر از یک نمای گسترده میتواند مفهوم یک اتفاق تاریخی را منتقل کند. بهروز افخمی هم از ابتدا بر این نکته تأکید داشت که فیلم باید یک روایت مشخص داشته باشد. نگاه وی این نبود که فقط تصاویر را جمعآوری کنیم و یک مجموعه آرشیوی بسازیم و تأکید داشت که باید قصه پیدا کنیم، باید مسیر داشته باشیم و مخاطب را همراه کنیم.
به همین دلیل، ما یک شخصیت واحد بهعنوان راوی نداریم، اما خود آقای افخمی هدایت روایی فیلم را برعهده دارند و نگاه ایشان کمک کرد تا این اتفاق بزرگ، به یک روایت منسجم تبدیل شود.
کریمی در پایان بیان کرد: از آنجایی که نگاه ما از ابتدا سینمایی بوده، این فیلم برای تلویزیون ساخته نمیشود. البته جشنواره سینماحقیقت نیز یکی از گزینههایی است که به آن فکر میکنیم و امیدواریم اگر شرایط فراهم شود، فیلم را به آن جشنواره برسانیم.
در هر حال، تلاش ما این است که فیلم را تا پایان تابستان آماده کنیم. حتی قرار است یکی از آهنگسازان شناخته شده برای این مستند موسیقی بسازد؛ کسی که آثارش برای مردم آشناست و احتمالاً بسیاری او را میشناسند.
روایتی که هنوز ادامه دارد
همراهی با گروه سازنده «حال خونیندلان؛ پهلوان جهان» نشان داد که این مستند، فقط در مصلی تهران ساخته نمیشود. بخشی از روایت همزمان در نجف دنبال میشد؛ جایی که بهروز افخمی همچنان مسیر فیلم را از نزدیک هدایت میکرد و درباره تغییرات روایت با گروه در ارتباط بود. در همان زمان، گروههای دیگری نیز در قم و مشهد، قابهایی را ثبت میکردند که قرار است در کنار تصاویر تهران و نجف، پازل این روایت را کامل کنند. هر گروه، بخشی از یک داستان واحد را دنبال میکند؛ داستانی که از یک بدرقه آغاز شد، اما مرزهای جغرافیا را پشت سر گذاشت.
وقتی این همراهی به پایان رسید، بیش از هر چیز این واقعیت خودنمایی میکرد که ساخت یک مستند درباره یک رویداد تاریخی، تنها ثبت تصاویر یک روز نیست؛ کنار هم نشاندن روایتهایی است که در چند شهر و چند جغرافیا، همزمان در حال شکل گرفتناند. شاید نتیجه نهایی را مخاطبان پس از پایان تدوین روی پرده ببینند، اما آنچه در این روزها از نزدیک دیده شد، تلاش گروهی بود که کوشیدند پیش از آنکه لحظهها به خاطره تبدیل شوند، آنها را برای تاریخ حفظ کنند.





