مصطفی کوشکی در گفتوگو با صبا:
تهیهکننده شریک اندیشه اثر است
تهیهکننده صرفاً مسئول تأمین هزینه نیست، بلکه هدایتکننده یک فرآیند تولید است. از مرحله شکلگیری ایده، در کنار گروه حضور دارد و تا پایان اجرا نیز مسئولیت خود را نسبت به کیفیت و محتوای اثر حفظ میکند.

سروین دهقان- «اسبنَورد» تنها روایت یک قتل یا یک خانواده نیست؛ نمایشی است درباره چرخه خشونت، زخمهای ماندگار و مسئولیتی که جامعه در برابر آن بر عهده دارد. روزنامه صبا در پروندهای ویژه، در گفتوگو با کارگردان، تهیهکننده و بازیگر این اثر، از جهان ذهنی نمایش، فرآیند تولید، شیوه اجرا و نسبت تئاتر با مسائل اجتماعی امروز روایت میکند. این نمایش هر شب ساعت ۱۹:۳۰ در سالن قشقایی مجموعه تئاترشهر روی صحنه میرود.
مصطفی کوشکی معتقد است نقش تهیهکننده در تئاتر فراتر از تأمین هزینههاست و از نخستین ایده تا آخرین اجرای یک اثر، در شکلگیری کیفیت و جهان فکری آن نقش دارد. او در گفتوگو با صبا از چرایی تولید «اسبنَورد»، نسبت میان کیفیت و اقتصاد تئاتر و ضرورت پرداختن به مسائل اجتماعی در صحنه امروز سخن میگوید.
«اسبنَورد» از ابتدا با چه ضرورتی برای شما شکل گرفت؟ چه چیزی در این متن بود که گفتید این نمایش باید ساخته شود؟
شیوه تولید در تئاتر مستقل تهران اساساً از متن آغاز نمیشود که ابتدا نمایشنامهای آماده باشد و بعد تصمیم بگیریم آن را تولید کنیم. ما ابتدا به این فکر میکنیم که پروژه جدیدمان باید درباره چه مسئلهای باشد، در چه کانسپتی شکل بگیرد، چه کسی نویسنده و کارگردان باشد و چه گروهی آن را به سرانجام برساند. در واقع، این شرایط اجتماعی و زیستی ماست که ضرورت تولید یک اثر را تعیین میکند. گاهی این ضرورت به خلق یک نمایشنامه تازه منجر میشود و گاهی به انتخاب متنی که پیشتر نوشته شده است. درباره «اسبنَورد» هم فضای اجتماعی امروز، خود به ما میگفت که چگونه باید با این اثر مواجه شویم و آن را به صحنه ببریم.
چقدر در شکلگیری نگاه اثر همراه بودید؟
من اساساً تهیهکننده را از جریان فکری اثر جدا نمیبینم. تهیهکننده صرفاً مسئول تأمین هزینه نیست، بلکه هدایتکننده یک فرآیند تولید است. از همان مرحله شکلگیری ایده و کانسپت، در کنار گروه حضور دارد و تا پایان اجرا نیز مسئولیت خود را نسبت به کیفیت و محتوای اثر حفظ میکند. در «اسبنَورد» نیز این همراهی بخشی از روند طبیعی تولید بود.
نام «اسبنَورد» خودش تصویری چندلایه و غریب ایجاد میکند. نگران نبودید مخاطب با این عنوان فاصله بگیرد؟
شاید عنوان نمایش در نگاه نخست کمی انتزاعی یا حتی سورئال به نظر برسد، اما مخاطبی که نمایش را میبیند، بهتدریج ارتباط آن را با جهان اثر پیدا میکند. اجرا از فضایی نسبتاً آشنا آغاز میشود، اما آرامآرام وارد جهانی فراواقعی میشود و همانجا عنوان نمایش نیز معنای خود را پیدا میکند و با فرم و روایت گره میخورد.
آیا مصطفی کوشکی تهیهکننده جایی با مصطفی کوشکی هنرمند اختلاف پیدا کرد؟
نه، چون اساساً این دو را از هم جدا نمیبینم. برای من کیفیت و تأثیرگذاری اثر همیشه در اولویت است، نه صرفاً فروش یا ملاحظات اقتصادی. به نظرم این تصور که تهیهکننده فقط سرمایهگذار است، نگاه دقیقی نیست. تهیهکننده در انتخاب اولیه، شکلگیری کیفیت و مسیر اثر نقش تعیینکننده دارد. البته تئاتر باید اقتصاد خود را داشته باشد و هزینههایش را تأمین کند، اما اگر نقطه ورود به یک پروژه صرفاً اقتصاد باشد، هیچ تضمینی برای کیفیت وجود ندارد. برعکس، وقتی کیفیت اولویت باشد، اقتصاد هم میتواند بهدرستی شکل بگیرد.
امروز تولید نمایشی که صرفاً سرگرمکننده نباشد، چه هزینهای دارد؟
من این دوگانه را قبول ندارم. اینکه تصور کنیم نمایش دغدغهمند الزاماً فروش ندارد، به نظرم درست نیست. اثر باکیفیت مخاطب خودش را پیدا میکند و اگر بتواند تأثیرگذار باشد، از نظر اقتصادی هم موفق خواهد بود. کیفیت، مخاطب و اقتصاد از هم جدا نیستند و در نهایت این مخاطبان، منتقدان و صاحبنظران هستند که درباره موفقیت یک اثر قضاوت میکنند.
نگاه شما به تولید در تئاتر مستقل تهران بعد از سالها فعالیت تغییر کرده است؟
خط فکری ما در این سالها تغییر اساسی نکرده است. از ابتدا بر استقلال اثر، کیفیت تولید، ارتباط با مخاطب و تأثیرگذاری تأکید داشتیم؛ چه زمانی که آثار شکسپیر را تولید میکردیم و چه امروز که نمایشنامهای ایرانی و معاصر روی صحنه میبریم. موضوعها تغییر میکنند، اما رویکرد ما ثابت مانده است.
آیا هنوز میشود فقط به دلیل یک دغدغه اجتماعی نمایش تولید کرد یا باید از ابتدا به فروش فکر کرد؟
به نظرم این دو موضوع را نباید مقابل هم قرار داد. ممکن است آثاری صرفاً با هدف فروش تولید شوند، اما درباره تئاتر حرفهای، کیفیت و دغدغه اجتماعی با موفقیت اقتصادی منافاتی ندارند. اثری که حرف مهمی برای گفتن داشته باشد و درست اجرا شود، میتواند مخاطب خود را نیز پیدا کند.
وقتی کارگردان به اجرای مینیمال میرسد، نقش تهیهکننده در حمایت از این انتخاب چیست؟
مینیمالیسم در این نمایش یک انتخاب سلیقهای نبود؛ ضرورتی بود که خود متن و جهان اثر به ما تحمیل میکرد. هر اثر، شیوه مواجهه با خودش را تعیین میکند و تهیهکننده نیز باید از همان ابتدا این مسیر را بشناسد و از آن حمایت کند. در «اسبنَورد» فرم اجرا کاملاً در خدمت جهان نمایش بود.
هیچوقت احساس نکردید این نمایش برای شرایط امروز جامعه بیش از حد تلخ یا سنگین است؟
نمایش اجتماعی طبیعتاً از دل زیست مردم بیرون میآید، اما قرار نیست صرفاً بازتاب تلخیها یا نوعی ناله باشد. یک اثر اجتماعی باید تیز، هشداردهنده و تأثیرگذار باشد؛ مخاطب را بعد از خروج از سالن به فکر وادارد و شاید حتی تغییری هرچند کوچک در نگاه او ایجاد کند. صرف تلخ بودن، ارزش هنری ایجاد نمیکند.
دوست دارید مخاطب بعد از اجرا بیشتر درباره چه چیزی صحبت کند؛ داستان، فرم یا مسئله پنهان نمایش؟
اینها از هم جدا نیستند. فرم، محتوا و مسئلهای که نمایش درباره آن حرف میزند، همه به هم وابستهاند. برای ما خوشحالکننده است که بسیاری از تماشاگران بعد از خروج از سالن همچنان درباره نمایش فکر میکنند، به خودشان، رفتارهایشان و مسئولیت فردیشان رجوع میکنند. اگر نمایش چنین پرسشی ایجاد کند، به هدفش رسیده است.
سختترین بخش تهیهکنندگی این نمایش چه بود که تماشاگر روی صحنه نمیبیند؟
مهمترین چالش، حفظ آزادی عمل برای تولید یک اثر هنری است. وقتی گروهی بدون حاشیهسازی و صرفاً با دغدغه پرداختن به مسائل واقعی جامعه کار میکند، طبیعی است که گاهی با نگاهها یا موانعی روبهرو شود که این دغدغه را درک نمیکنند. بخش مهمی از انرژی گروه صرف عبور از همین فرسایشهای پنهان میشود؛ مسائلی که تماشاگر هرگز روی صحنه نمیبیند، اما در پشت تولید یک اثر حضوری جدی دارند.





