کافه خاطره صبا؛ گفتوگو با ایرج سنجری
هادی اسلامی جزو آدمهای تأثیرگذار زندگیام است
هادی اسلامی از دوستان نزدیک خانوادگی ما بود و معاشرت زیادی با ایشان و خانوادهشان داشتیم. هادی اسلامی، با توجه به علاقهای که در من دید، از من برای بازی در نمایش خود استفاده کرد.

احمد محمد اسماعیلی – ایرج سنجری با صدای جذاب و مردانهاش، سالهاست حضور مستمر و تعیینکنندهای در عرصههای مختلف هنری، بهخصوص تئاتر و دوبله، دارد و نمایشهای زیادی را به عنوان تهیهکننده روی صحنه برده است. همکاریهای مؤثرش با ایرج دوستدار، عباس جوانمرد و هادی اسلامی در دهه پنجاه، توانست نام ایرج سنجری را به عنوان یک هنرمند مستعد جوان مطرح کند. وی سالهاست از اعضای هیئتمدیره انجمن صنفی سراسری گویندگان فیلم است. «در وجه حامل»، «زیرخاکی»، «زیرگذر لوطی صالح»، «نوای اسرارآمیز» و «معرکه در معرکه» از جمله کارهای شاخص بازیگریاش محسوب میشوند. با ایرج سنجری مروری داریم بر دوران کاریاش.
آیا فضای هنری خانواده و سابقه فعالیتهای پدرتان، در گرایش شما به هنر تأثیرگذار بود؟
شخصیت پدرم، علیاصغر سنجری، که سالها در عرصههای مختلف هنر فعالیت داشت، باعث شد من هم به این عرصه گرایش پیدا کنم و بتوانم در چنین خانوادهای که اتمسفر هنری در آن حاکم بود، با فضای کارهای هنری آشنا شوم و درست و اصولی در این فضا گام بردارم.
اولین تجربه شما از تماشای تئاتر یا فیلم چه بود و چه اثری در خاطرتان ماند؟
هفت سالم بود که برای نخستین بار پدرم من را به سینما برد. تاریکی سالن و پرده نقرهای سینما برایم جذابیت زیادی داشت و محو تماشای فیلم شدم؛ فیلمی که نامش را به خاطر ندارم.
در دهه چهل و سالهای پیش از آن، مرکز اصلی فعالیتهای تئاتری، خیابان لالهزار بود و بسیاری از بزرگان تئاتر، نمایشهای مهم ایرانی و خارجی را در تئاترهای لالهزاری روی صحنه میبردند. این نمایشها، علاوه بر برخورداری از کیفیت بالا و حضور بازیگران مطرح و توانمند، با استقبال فراوان مردم روبهرو میشدند؛ بهطوری که در همه سالنهای تئاتری لالهزار صف تشکیل میشد و اجراها با ظرفیت کامل و حتی بیش از آن روی صحنه میرفت.
به واسطه پدرم که در تئاتر فعالیت میکرد، با فضای تئاتر آشنا شدم و چون پدرم در تئاتر دهقان فعالیت داشت، به پشت صحنه نمایشهایی که در این سالن روی صحنه بود، میرفتم.
اولین تجربه حضور شما در صحنه و شروع فعالیت حرفهایتان چگونه رقم خورد؟
۹ ساله بودم که اولین کارم را در سال ۱۳۴۷ با بازی در نمایش «زیرگذر لوطی صالح» به کارگردانی هادی اسلامی آغاز کردم. در این نمایش، نقش یک پسر کم سن و سال و خردسال را بازی کردم.
چگونه به بازی در این نمایش راه پیدا کردید و نخستین همکاریتان با هادی اسلامی چگونه شکل گرفت؟
هادی اسلامی از دوستان نزدیک خانوادگی ما بود و معاشرت زیادی با ایشان و خانوادهشان داشتیم. هادی اسلامی، با توجه به علاقهای که در من دید، از من برای بازی در نمایش خود استفاده کرد. پس از بازی در نمایش «زیرگذر لوطی صالح»، عباس جوانمرد قرار بود نمایشی را اجرا کند و هادی اسلامی من را به ایشان معرفی کرد و به این ترتیب همکاریام با عباس جوانمرد آغاز شد.
در نمایش «زیرگذر لوطی صالح» با چه بازیگرانی همبازی بودید و همکاری با آنها چگونه بود؟
خسرو شکیبایی، مهری مهرنیا و هادی اسلامی در این نمایش بازی داشتند. خسرو شکیبایی در این نمایش نقش مرد لبوفروش زیرگذر را بازی میکرد.
از همبازی شدن با مرحوم خسرو شکیبایی در آن دوران خاطرهای دارید؟
تمام حضورم در آن سالها و همبازی شدن با این بزرگان، پر از خاطرات شیرین و خوب است. به هر حال شکیبایی از بزرگان بازیگری بود که برای کارش حرمت و ارزش خاصی قائل بود.
چه عواملی باعث شد برای بازی در نمایش «زیرگذر لوطی صالح» انتخاب شوید؟
من از ۶ سالگی کار دوبله را شروع کرده بودم و هادی اسلامی میدانست که به کارهای هنری علاقه دارم. او از من پرسید آیا علاقه دارم در نمایش او بازی کنم و من هم مشتاقانه گفتم که علاقه زیادی به بازیگری دارم.
پدرتان با بازیگری شما در تئاتر موافق بود؟
مخالفتی نداشت و در کنار بازیگری، درسم را هم ادامه میدادم.
با توجه به سن کم شما، چگونه دیالوگهای نمایش را حفظ میکردید؟
در سن ۶ سالگی، چون سواد خواندن نداشتم، دیالوگها را برایم میخواندند و من آنها را حفظ میکردم. البته چون از سنین پایین، به واسطه پدرم سواد آموخته بودم، در کارهای بعدی خودم دیالوگها را میخواندم و حفظ میکردم.
کدام محله زندگی میکردید؟
حوالی مختاری و خیابان شاهپور.
آیا بعد از بازی در نمایشهای عباس جوانمرد و هادی اسلامی، بازیگری برایتان جدیتر شد؟
بله، خیلی مهم شد و سالها همکاریام را با عباس جوانمرد و گروهش ادامه دادم. این همکاری تا زمان مهاجرت جوانمرد از ایران ادامه داشت. البته در آن سالها در دوبله هم حضور داشتم و کار میکردم. مدتی بعد، من هم در ۲۲ سالگی و در ابتدای دهه شصت، برای تحصیل، به خارج از کشور رفتم.
در دوران کودکی، همکاری شما با پدرتان در چه آثاری شکل گرفت؟
در کودکی، حدود سال ۱۳۴۶، در دو سریال و تلهتئاتر، مثل «شاطرآقا» و «داش پالکی»، به کارگردانی شعاعالدین مصطفیزاده بازی کردم. این سریالها در دفتر پدرم، «پدیده»، و با همکاری دوستانش، مثل سروش خلیلی، که سریال، فیلم و تلهتئاتر تولید میکردند، تهیه شد. این دفتر در میدان بهارستان قرار داشت.
تلهتئاترها در آن دوران چگونه ضبط و تصویربرداری میشدند؟ آیا با یک دوربین فیلمبرداری میکردید؟
معمولاً با دو یا سه دوربین فیلمبرداری میشد. اغلب این تلهتئاترها در استودیوی شبکه دو ضبط و تصویربرداری میشد و بعداً از تلویزیون برای مردم نمایش داده میشد.
مرحوم هادی اسلامی چه نقشی در شکلگیری شخصیت هنری و مسیر حرفهای شما داشت؟
با هادی اسلامی در دوران بلوغ، نوجوانی و جوانی همراه شدم و مثل یک عمو دوستش داشتم و او را عمو صدا میکردم. ما مانند یک خانواده بودیم. سه تفنگدار معروف آن زمان، یعنی پدرم، هادی اسلامی و مسعود ولدبیگی، رفاقت دیرین و محکمی با یکدیگر داشتند. آن دوران، ولدبیگی بازیگر بود و سالهای بعد به سراغ گریم رفت.
پس از مهاجرت، برای ادامه تحصیل چه مسیری را انتخاب کردید و در چه رشتهای به تحصیل پرداختید؟
بعد از انجام تحقیقات و مشورت با دوستان و آشنایان، کشور کانادا را برای تحصیل انتخاب کردم و در این کشور رشته کارگردانی خواندم.
آیا پیش از مهاجرت به خارج از کشور، فعالیت بازیگری خود را ادامه دادید؟
در سال های ابتدایی دهه شصت که تلویزیون بتدریج ساخت سریالها را دوباره آغاز کرده بود با احمد نجیب زاده در سریال اشک تمساح همکاری کردم و بعد از اتمام فیلمبرداری به کانادا رفتم.
دوران حضور شما در کانادا چگونه گذشت و چه فعالیتهایی در زمینه تحصیل و کار هنری داشتید؟
حدود دوازده سال در کانادا بودم و در ابتدای دهه هفتاد به ایران برگشتم. در دوران تحصیل، چند فیلم دانشجویی در دانشگاه محل تحصیلم ساختم که کارهای قابلتوجهی بودند. به واسطه آشناییها و ارتباطهایی که در آن دوران در کشور کانادا داشتم، دو سال قبل در دو فیلم و سریال کانادایی بازی کردم.
در فیلمهای کانادایی که در آنها حضور داشتید، چه نقشی را ایفا کردید؟
در یکی از این فیلمها که از نقشهای اصلی بود، نقش مردی مکزیکی را بازی کردم که شخصیت منفی داستان (بدمن) بود.
از تجربه همکاری با ایرج دوستدار در عرصه دوبله و آغاز فعالیت حرفهایتان در این حوزه بگویید؟
پدرم، سوای بازیگری و تهیهکنندگی، در دوبله هم فعالیت داشت و یکی از استودیوهای دوبله برای نقشی کودک در یک فیلم انگلیسیزبان، به گوینده کودک نیاز داشت و پدرم من را معرفی کرد. پدرم یک سری دیالوگ به خانه آورد و با من تمرین کرد و من آنها را حفظ کردم.
مدیر دوبلاژ این فیلم ایرج دوستدار بود. به استودیو رفتیم و نقشم را دوبله کردم. من با سایر بچهگویهای دوبله، مثل ناهید امیریان و زهره شکوفنده، آشنایی داشتم و با آنها کار میکردم.
نکته جالب در دوبله این بود که برای من فیلم پخش نمیشد و پدرم با لبزدن، دیالوگها را اجرا میکرد و من از روی حرکت لبهای او، دیالوگها را میگفتم. در آن سالها، بخش دوبله کانون پرورش فکری کودکان توسط فریدون دائمی اداره میشد و من در اغلب فیلمهای دوبله شده آن مجموعه کار میکردم. یکی از فیلمهایی که دوبله آن در ذهنم باقی مانده، فیلم «سازدهنی» به کارگردانی امیر نادری است.

پس از انقلاب، فعالیت خود در حوزه دوبله را چگونه ادامه دادید؟
قبل از رفتنم به کانادا، بهصورت جستهوگریخته در دوبله فعالیت میکردم. در زمان اعتصاب دوبلورها در اواخر دهه پنجاه، پدرم به کارش ادامه داد و جزو اعتصابکنندگان نبود و من نیز در کنار او کار میکردم.
برخی معتقد بودند دوبله در دهههای چهل و پنجاه در اختیار گروهی خاص و ورود افراد جدید به این حوزه دشوار بود. این دیدگاه تا چه اندازه با واقعیت آن دوران همخوانی دارد؟
بیشتر شایعه است تا واقعیت. این مسائل را کسانی مطرح میکردند که برای ورود به کار دوبله عزم و اراده جدی نداشتند و دوبله را کاری آسان و سهلالوصول میدانستند و میخواستند در کوتاهمدت دوبلور شوند. الان که به گذشته نگاه میکنم، از حضورم در دوره اعتصاب کاری دوبلورها راضی نیستم.
اعتصاب دوبلورها باعث شد هنرمندانی مانند خسرو شکیبایی فرصت بیشتری برای ورود به عرصه دوبله پیدا کنند. این اتفاق را چگونه ارزیابی میکنید؟
البته قبول دارم که به واسطه اعتصاب دوبلورها، عدهای فرصت ورود به کار دوبله را پیدا کردند ولی شکیبایی جزو آن دسته نبود چون پیش از آن هم در دوبله فعالیت میکرد. به نظر من هیچوقت درهای دوبله بسته نبود. همانطور که اشاره کردم، چون دوبله برای خیلیها جذاب بود، وارد این حوزه میشدند و میخواستند یکشبه دوبلور شوند؛ اما نه طاقت سختیهای دوبله را داشتند و نه تحمل، صبر و حوصله لازم برای این کار را. فرآیند دوبلور شدن زمانبر و سخت بود و به همین دلیل بسیاری از افراد این مسیر را ادامه نمیدادند.
همکاری با کدام یک از مدیران دوبلاژ برای شما تجربهای ماندگارتر و جذابتر بود؟
با مرحوم شایگان همکاری زیادی داشتم و از ایشان بسیار آموختم. در کنار این همکاری، با استاد رسولزاده و استاد لطیفپور نیز تجربیات ماندگار و ارزشمندی به دست آوردم.
در دوران کودکی، دستمزدهایی را که از فعالیتهای هنری دریافت میکردید چگونه مدیریت میکردید؟
پدرم دستمزدها را از استودیو دریافت میکرد و نزد خودش نگه میداشت. هر زمان که به پول نیاز داشتم، در اختیارم قرار میداد.
در دوران مدرسه، همکلاسیها و دوستانتان چه واکنشی نسبت به فعالیتهای هنری شما داشتند؟
موقعی که در نمایشهای عباس جوانمرد بازی میکردم، در دبیرستان مشعل هدایت در خیابان شاهپور تحصیل میکردم. در آن زمان، موظف بودیم موهایمان را کوتاه کنیم؛ اما من از وزارت فرهنگ و هنر نامهای داشتم که از این کار معاف بودم. چون موهایم را کوتاه نمیکردم، حسادت خیلی از بچهها برانگیخته شد و به خاطر این موضوع درگیریهای زیادی داشتم.
بحث فعالیت شما در دوبله پیش از رفتن به خارج از کشور ناتمام ماند. پس از بازگشت، این مسیر را چگونه ادامه دادید؟
یک سالی در دوبله کار کردم و بعد از بازگشتم دوباره به سمت دوبله رفتم.
پس از بازگشت به ایران، با توجه به جایگاه هادی اسلامی در سینما و تئاتر، آیا از او برای ورود به عرصه بازیگری سینما کمک خواستید؟
بعد از بازگشتم، به اداره تئاتر رفتم و هادی اسلامی را دیدم. با هم خوشوبش کردیم. ایشان قصد داشت نمایش «زیرگذر لوطی صالح» را دوباره اجرا کند، اما متأسفانه در حین تمرینات این نمایش دچار سکته قلبی شد و من از این اتفاق بسیار متأثر شدم.
با توجه به اینکه تئاتر معمولاً بازده اقتصادی بالایی ندارد، چه انگیزهای باعث شده به تهیهکنندگی آثار نمایشی ادامه دهید؟
تئاتر عشق و علاقه است و ارتباطی با بازده مالی ندارد. من از روی دل کار میکنم و دوست دارم سالی یک کار تئاتر روی صحنه ببرم. درست است که امروز برخی افراد در تئاتر به دنبال کسبوکار و درآمد هستند، اما روح تئاتر با این مسائل بیگانه است. در چند کار اخیر که تهیهکنندگی تئاتر را بر عهده داشتم، ضرر نکردم و همه چیز تقریباً سر به سر بود.
از میان کارهای اخیر تئاتری که تهیهکنندگی آنها را بر عهده داشتید، به کدام اثر علاقه بیشتری دارید؟
نمایش «برف سرخ» را خیلی دوست دارم. موضوع این نمایش درباره زندگی زن و شوهری است که در پشت صحنه تئاتر کار میکنند و برای آنها چالشهای متعددی رخ میدهد.
با توجه به شرایط فعلی، آیا همچنان ریسک تهیه و تولید تئاتر را میپذیرید و به این مسیر ادامه میدهید؟
اگر متن خوبی باشد، از تولید آن حمایت میکنم. با همسرم خانم ژاله صامتی هم دوست داریم یک کار مشترک را روی صحنه ببریم.
در همکاریهای مشترکی که با ژاله صامتی دارید، تقسیم وظایف میان شما چگونه است؟
قضیه کار با زندگی مشترک تفاوت دارد. وقتی ژاله صامتی کارگردان نمایش است، من به عنوان بازیگر باید طبق ایدهها و دیدگاههای او بازی کنم.
در تلویزیون نیز تجربه موفق همکاری با ژاله صامتی در سریال «زیرخاکی» را داشتید. درباره این همکاری بگویید؟
در سریال «زیرخاکی» همبازی بودیم، اما در صحنه مشترکی با هم کار نکردیم و نقشهایمان جدا بود.
آیا حضور ژاله صامتی در سریال «زیرخاکی» در پذیرش این نقش برای شما تأثیر داشت؟
نه، ارتباطی نداشت. در زندگی مشترک ما اصلی حاکم است که در پیشنهادهای کاری، هرکدام مستقل عمل کنیم و خودمان درباره رد یا قبول نقشها تصمیم بگیریم.
با توجه به پرکاری ژاله صامتی در عرصه بازیگری سینما و تلویزیون، آیا در انتخاب نقشها با شما مشورت میکند؟
پیش آمده که متن پیشنهادی را در اختیارم قرار دهد تا بخوانم و نظر بدهم و من هم دیدگاهم را بیان میکنم. در مواقعی که همسرم به هر دلیلی کاری را قبول نمیکند، کارگردان یا تهیهکننده آن اثر از من میخواهند که پادرمیانی کنم تا ایشان نقش را بپذیرد.
در فیلم «در وجه حامل» با ژاله صامتی همبازی بودید. درباره این تجربه همکاری بگویید؟
در فیلم «در وجه حامل» نقش یک مرد بدهکار و فلج را بازی میکردم. فیلم موفقی بود و تجربه خوبی از همکاری با همسرم داشتم.
آیا تا به حال پیش آمده فیلمنامهای برای بازی به ژاله صامتی پیشنهاد شود و شما پس از خواندن آن، از او بخواهید در آن بازی نکند؟
وقتی یک فیلمنامه درست و اصولی نوشته شده باشد و بازیگر و کارگردان خوبی در آن حضور داشته باشند، دلیلی برای مخالفت کردن من وجود ندارد.
درباره حضور و فعالیتتان در انجمن صنفی سراسری گویندگان فیلم بگویید؟
من جزو نسل سوم گویندگان هستم و در دورههای مختلف، عضو هیأتمدیره انجمن صنفی سراسری گویندگان فیلم بودهام. این انجمن یکی از انجمنهای موفق در این حوزه است.
کار کدامیک از گویندگان را بیشتر میپسندید و از نظر شما چه کسانی در دوبله شاخص هستند؟
ژرژ پطرسی، کار و صدایش بینظیر و درجهیک است. در میان نسل جوانتر نیز کار افشین زینوری استاندارد و باکیفیت است. شادان شامبیاتی هم از گویندگان در حال رشد نسل جوان محسوب میشود و صدای مناسب و لحن بم و خوبی برای گویندگی دارد.
با توجه به حضور نسل جدید گویندگان، آیا آینده دوبله را با وجود این جوانان امیدوارکننده میدانید؟
مایه امیدواری است، اما به شرطی که پدر دوبله را درنیاورند.
فکر میکنید چه کسانی ممکن است به آینده دوبله آسیب بزنند؟
دوستان کملطف و بخش زیرزمینی دوبله که بدون ضوابط خاصی در این حوزه فعالیت میکنند.
اعتقاد دارید دوبلههای زیرزمینی به این حوزه آسیب زدهاند؟
حالا که دیگر روی زمین و حتی توی هوا و بالای زمین هم هستند! یکسری کارها در فضای مجازی دوبله میشوند که واقعاً افتضاح و ضعیف هستند. البته گویندگانی هم هستند که کارشان خوب و باکیفیت است و مانند علیمردانی میتوانند عضو انجمن ما شوند.
آیا با ژاله صامتی برنامهای برای اجرای نمایش مشترک دارید؟
طرحهایی را مطالعه کردهایم و منتظریم شرایط برای اجرای نمایش مهیا و مناسبتر شود تا بتوانیم یکی از این طرحها و متنها را برای اجرا آماده کنیم. به هر حال، حضور در تئاتر و ارتباط بیواسطه با مخاطب که از نزدیک اجرای صحنه را تماشا میکند، فوقالعاده هیجانانگیز و جذاب است.
این روزها مشغول چه فعالیتهایی هستید و برنامهتان برای ادامه مسیر کاری چیست؟
چند وقت پیش در دوبله یک فیلم حضور داشتم که هم نقش و هم خود فیلم برایم جذابیت داشت و از کارم لذت بردم. دوست دارم پس از سالهایی که در ایران نبودم، فعالیت بیشتری در عرصه دوبله و بازیگری داشته باشم.





