شادی ضیایی در گفتوگو با صبا:
«خطرنج» الگوهای ارتباطی امروز را به چالش میکشد
شادی ضیایی از فرآیند شکلگیری این نقش، همکاری دوباره با نگین ضیایی، چالشهای شخصیتپردازی و وضعیت امروز تئاتر میگوید و معتقد است «خطرنج» به الگوهای ارتباطی انسان امروز میپردازد.

سروین دهقان – نمایش «خطرنج» به نویسندگی و کارگردانی نگین ضیایی، روایتی از پیچیدگی روابط انسانی، مرز میان دوست داشتن و قضاوت و لحظههای دشوار انتخاب است؛ اثری که با بازخوانی رمان «تصرف عدوانی» تلاش میکند به جای قضاوت شخصیتها، مخاطب را به تماشای لایههای خاکستری انسان امروز دعوت کند. نگین ضیایی کارگردان، امین موحدیپور تهیهکننده و شادی ضیایی بازیگر این نمایش در گفتوگو با روزنامه صبا از فرآیند شکلگیری اثر، چالشهای تولید تئاتر در شرایط امروز و مواجهه مخاطبان با «خطرنج» میگویند.
شادی ضیایی در نمایش «خطرنج» به کارگردانی نگین ضیایی، نقش «لیلی» را ایفا میکند؛ دختری پیکموتوری که با حضور کوتاه اما تأثیرگذارش، مسیر روابط میان شخصیتهای نمایش را دستخوش تغییر میکند. او در گفتوگو با روزنامه صبا از فرآیند شکلگیری این نقش، همکاری دوباره با نگین ضیایی، چالشهای شخصیتپردازی و وضعیت امروز تئاتر میگوید و معتقد است «خطرنج» بیش از آنکه صرفاً روایت یک رابطه عاطفی باشد، به الگوهای ارتباطی انسان امروز میپردازد
این نخستین همکاری شما با نگین ضیایی نیست. این بار در «خطرنج» چه تفاوتی در شیوه کارگردانی یا فرآیند تمرین احساس کردید؟
حقیقتش تفاوت خیلی زیادی نداشت؛ چون من و نگین همکاریهای زیادی با هم داشتیم و تقریباً به درک مشترکی از شیوه کار یکدیگر رسیدهایم. معمولاً خیلی زود متوجه میشوم که از من چه میخواهد. البته از آنجا که دیرتر از سایر بازیگران به این پروژه اضافه شدم، این تجربه تا حدی نسبت به کارهای قبلی برایم دشوارتر بود.
نگین ضیایی تا چه اندازه به بازیگر اجازه میدهد شخصیت را با پیشنهادهای خودش کامل کند؟
خیلی زیاد. اساساً نگین کارگردان ایدهمندی است، اما همیشه تأکید میکند که ما بازیگران هم با ایده وارد جلسه تمرین شویم و برای هر جلسه پیشنهادهای تازهای داشته باشیم؛ البته در همان چارچوبی که نویسنده و کارگردان مدنظر دارند.
این نقش چقدر به جزئیات رفتاری و فیزیکی وابسته بود؟ برای مثال نوع راه رفتن، ایستادن یا حتی نگاه کردن شخصیت را چگونه پیدا کردید؟
خیلی وابسته بود. فارغ از تفاوت سنی من با کاراکتر لیلی، از نظر شخصیتی هم تفاوتهای زیادی با او داشتم. از آنجا که نسبت به سایر بازیگران دیرتر به گروه اضافه شدم، احساس کردم بهترین راه این است که از طریق مشاهده این جنس آدمها و این نسل، کاراکتر را در خودم پیدا و کشف کنم. همانطور که اشاره کردید، آدمهایی مثل لیلی بدن و بیان خاص خودشان را دارند. لیلی شخصیتی است که انرژی بدنش از ذهنش جلوتر حرکت میکند. چالش اصلی من این بود که این ویژگیها به «تیپ» تبدیل نشوند و شخصیت، همچنان یک کاراکتر باقی بماند. البته منظورم این نیست که تیپسازی کار سادهای است؛ اتفاقاً بازی بسیار دشواری میطلبد، اما برای اجرای ما مناسب نبود.
بعد از اجرا، مخاطبان بیشتر درباره کدام ویژگی شخصیت شما صحبت میکنند؛ شغلش، رفتارش یا تأثیری که بر داستان میگذارد؟
جالب است که تا قبل از بازخورد مخاطبان، خیلی نگران بودم که لیلی برای تماشاگر شخصیتی آزاردهنده یا اصطلاحاً «روی اعصاب» باشد. اما خوشبختانه بعد از اولین اجرا این نگرانی کاملاً برطرف شد. مخاطبان اتفاقاً لیلی را دوستداشتنی توصیف کردند و بیشتر درباره تأثیری که در روند داستان میگذاشت صحبت میکردند.
این دختر پیک موتوری با وجود ظاهر ساده و شغل روزمرهاش، چه چیزی از جهان «خطرنج» را نمایندگی میکند که شاید شخصیتهای اصلی از دیدنش عاجزند؟
به نظر من و کارگردان، لیلی نماینده بخشی از مخاطبان است؛ حضوری قضاوتگر دارد. اما برای من، او بیش از هر چیز نماینده بیپروایی است. لیلی ساده است، اما احمق نیست. او فقط یک دختر شاد و شیطان نیست؛ آینهای تازه از میل و قدرت در زندگی هوشنگ کوهساری است. کودکانه رفتار میکند، اما قدرت تأثیرگذاری دارد؛ بازیگوش است، اما ناآگاه نیست.
به نظر شما این شخصیت بیشتر محصول شرایط اجتماعی امروز است یا یک انتخاب شخصی برای ساختن مسیر زندگی خودش؟
حقیقتش نمیشود پاسخ مطلقی به این پرسش داد. به گمان من، هر دو.
آیا تا به حال مخاطبی برداشتی از شخصیت شما داشته که با تحلیل خودتان کاملاً متفاوت باشد؟
بله. بعضی از مخاطبان، لیلی را برنده این جهان و این رابطه میدانستند، اما من با این برداشت موافق نبودم. نه به این معنا که او بازنده است، بلکه فکر میکنم چنین تقسیمبندیای اساساً درباره این شخصیت درست نیست.
در شرایط امروز که تئاتر با مسائل اقتصادی، کاهش مخاطب و تغییر سلیقه تماشاگر روبهروست، چه چیزی هنوز شما را به صحنه تئاتر برمیگرداند؟
فکر میکنم پاسخم تا حدی تکراری باشد، اما حقیقت همین است؛ عشق و علاقهای که ما به صحنه داریم، مهمترین دلیل ادامه دادن است. در عین حال، تئاتر برای ما فقط یک سرگرمی نیست، بلکه شغل ماست. با وجود تمام دشواریهای اجتماعی و اقتصادی، مانند بسیاری از مشاغل دیگر، ما هم محکوم به ادامه دادن هستیم.
اگر شخصیت شما نماینده یک زن از شهر امروز باشد، مهمترین چیزی که درباره زنان این نسل میگوید چیست؟
به نظرم لیلی تا حد زیادی نماینده نسل زد است؛ نسلی که نسبت به نسلهای گذشته جسورتر عمل میکند.
صحبت پایانی
در پایان، از شما بابت این گفتوگو ممنونم. از مخاطبان شما هم دعوت میکنم در این روزهای پایانی اجرای «خطرنج» به تماشای این نمایش بنشینند. به گمان من، دیدن این اثر ضروری است، چون «خطرنج» بیش از آنکه صرفاً درباره یک رابطه عاطفی باشد، الگوهای ارتباطی را نشانه گرفته است. این نمایش روند شکلگیری یک ارتباط و البته مسیر فروپاشی آن را به تصویر میکشد.





