مهران عشریه در گفتوگو با صبا:
«بالا» الزاماً جای بهتری نیست
مهران عشریه، نویسنده «پایین نردبان»، در این گفتوگو از معنای نردبان، نسبت «بالا» و «پایین» با ناخودآگاه و شخصیتی میگوید که پشت موفقیتهای ظاهری، با انبوهی از رویاها و هویتهای سرکوبشده روبهروست.

سروین دهقان – مهران عشریه، نویسنده «پایین نردبان»، در این گفتوگو از معنای نردبان، نسبت «بالا» و «پایین» با ناخودآگاه و شخصیتی میگوید که پشت موفقیتهای ظاهری، با انبوهی از رویاها و هویتهای سرکوبشده روبهروست.
در خلاصه نمایش، آدمهایی هستند که در تاریکی دستوپا میزنند تا صدایشان را به «بالای نردبان» برسانند. چرا نردبان؟ چرا نه دیوار، در، پنجره یا هر چیز دیگری که امکان خروج داشته باشد؟ این نردبان برای شما ابزار رسیدن است یا ابزار سنجیدن فاصله؟
نردبان در نمایش نماد ارتباط یکطرفه و سلسلهمراتب حافظه است. دیوار، در و پنجره بیشتر ابزار عبور یا خروج فیزیکیاند، اما شخصیتهای نمایش، آرزوها، استعدادها و رویاهای سرکوبشده یک زن هستند که در ناخودآگاه او دفن شدهاند. نردبان این هویتهای مدفون در «پایین» را به «بالا»، یعنی خودآگاهی، متصل میکند. بنابراین بیش از آنکه ابزار رسیدن باشد، ابزاری برای سنجیدن فاصله است؛ فاصله میان آنچه شخصیت اصلی میتوانست باشد و آنچه اکنون هست. شخصیتها مدام منتظرند نردبان پایین فرستاده شود، اما یا اصلاً نمیرسد یا نیمهکاره رها میشود و آنها دوباره به تاریکی برمیگردند.
یکی از جذابیتهای عنوان نمایش این است که «بالا» و «پایین» میتوانند معنای روانشناختی پیدا کنند. آیا در جهان نمایش، «بالا» واقعاً جای بهتری است؟ یا هرچه بالاتر برویم، سقوط دردناکتر میشود؟
«بالا» و «پایین» در نمایش معنایی نسبی دارند. از نگاه شخصیتهای فراموششده، «بالا» یعنی زندگی واقعی، دیدهشدن، عشق و هنر و «پایین» یعنی فراموشی و مرگ. اما شخصیت زن در «بالا» به موفقیت اجتماعی، رفاه مالی، شغل و سفر رسیده است و با این حال احساس پوچی و تنهایی میکند. بنابراین «بالا» الزاماً جای بهتری نیست. نمایش میگوید هرچه انسان برای رسیدن به تصویری که جامعه از موفقیت ساخته، آرزوها و بخشهای واقعی وجودش را بیشتر سرکوب کند، سقوط احساسیاش سنگینتر میشود؛ چون زندگی او در بالا، بر هویتها و استعدادهای سرکوبشدهاش در پایین بنا شده است.




