شنبههای چالشی روزنامه صبا
سینمای زیرزمینی؛ محصول انتخاب یا اجبار؟/ چه چیزی فیلمسازان را به زیرزمین میکشاند؟
چرا فیلمساز ترجیح میدهد زیرزمین را به سالنهای رسمی سینما ترجیح دهد؟ پرسشی که پاسخ آن را نمیتوان صرفاً در «قانونگریزی» یا «اصرار بر ساختارشکنی» جستوجو کرد.

سمیرا جعفری- در روزهایی که «سینمای زیرزمینی» دیگر یک اتفاق حاشیهای و محدود به چند فیلمساز مستقل نیست و آرامآرام به یکی از نشانههای بحران در ساختار رسمی تولید و نظارت سینما تبدیل شده، پرسش اصلی این است؛ چرا فیلمساز ترجیح میدهد زیرزمین را به سالنهای رسمی سینما ترجیح دهد؟ پرسشی که پاسخ آن را نمیتوان صرفاً در «قانونگریزی» یا «اصرار بر ساختارشکنی» جستوجو کرد؛ گاهی وقتی مسیر رسمی طولانی، مبهم و غیرقابل پیشبینی میشود، زیرزمین به تنها مسیر باقیمانده برای فیلمسازی تبدیل میشود. این در حالی است که کمیسیون فرهنگی مجلس در بسیاری از حوزهها بیپروا درباره مسائل مختلف اظهارنظر میکند، اما درست وقتی پای فرهنگ و سینما به میان میآید، ملاحظات و خطوط قرمز را به اولویت نخست تبدیل میکند؛ رویکردی که شاید بیش از آنکه مسئله سینمای زیرزمینی را حل کند، به عمیقتر شدن شکاف میان سیاستگذار و سینماگر دامن بزند. حالا سؤال این گزارش نه دفاع از سینمای زیرزمینی است و نه محکوم کردن آن؛ مسئله این است که چه چیزی سینماگر را از روی زمین رسمی به زیرزمین میراند؟ و این که سینمای زیرزمینی؛ محصول انتخاب است یا اجبار؟ در گزارش چالشی این هفته روزنامه صبا شهرام مکری (کارگردان سینما)، سامان سالور (کارگردان و تهیهکننده سینما) و پیمان شوقی (منتقد سینما) درباره سینمای زیرزمینی، نسبت آن با سینمای مستقل و آینده این جریان صحبت کردهاند.

شهرام مکری، کارگردان سینما: بیقاعدگی بیش از سختگیری، ذهن خلاق را میترساند
سینمای زیرزمینی در سالهای اخیر به یکی از مفاهیم بحثبرانگیز در فضای سینمای ایران تبدیل شده است؛ جریانی که گاه صرفاً به فیلمهای فاقد مجوز اطلاق میشود، اما میتوان آن را از منظر شرایط تولید، اقتصاد سینما، استقلال هنری و نسبت فیلمساز با ساختار رسمی نیز بررسی کرد. شهرام مکری، کارگردان سینما، معتقد است شکلگیری سینمای زیرزمینی را نمیتوان به یک عامل واحد تقلیل داد و آنچه بیش از محدودیت، فیلمساز را به این مسیر سوق میدهد، تجربه یک فرآیند غیرقابل پیشبینی است. او همچنین میان «سینمای مستقل» و «سینمای زیرزمینی» تفاوت قائل است و معتقد است زیرزمینی بودن، به خودی خود هیچ ارزش زیباییشناختی ایجاد نمیکند.
مکری درباره عوامل شکلگیری سینمای زیرزمینی اظهار کرد: اگر بخواهیم بدون قضاوت اخلاقی نگاه کنیم، سینمای زیرزمینی معمولاً محصول یک تراکم است، نه یک علت واحد. محدودیت محتوایی بهتنهایی فیلمساز را به زیرزمین نمیراند؛ آنچه او را میراند، تجربه مکرر از یک فرآیندی است که خروجیاش برای او قابل پیشبینی نیست.
وی ادامه داد: وقتی فیلمساز نمیداند طرحش با چه معیاری رد یا تأیید میشود، وقتی مجوز ساخت با مجوز نمایش دو مسیر جداست و هرکدام میتواند سالها طول بکشد، او دیگر با یک نظام قانونی طرف نیست، با یک نظام غیرقابل پیشبینی طرف است. و ذهن خلاق، بیش از سختگیری، از بیقاعدگی میترسد.
مکری در ادامه، اقتصاد سینما را نیز یکی از عوامل مهم شکلگیری این وضعیت دانست و گفت: اقتصاد سینما هم در این میان نقشی کلیدی دارد که کمتر دیده میشود. وقتی تهیهکننده رسمی به دلیل ریسک بازگشت سرمایه از فیلمهای نویسندهمحور فاصله میگیرد، فیلمساز مستقل عملاً حتی پیش از رسیدن به مرحله مجوز، از چرخه تولید رسمی حذف شده است. پس آنچه او را به زیرزمین میبرد، بیشتر از آنکه «انتخاب اعتراضی» باشد، نتیجه نبود مسیر جایگزین است.
مکری درباره مصوبههای جدید در حوزه سینما و فرهنگ اظهار کرد: این مصوبه را باید در دو سطح جداگانه، اما به هم پیوسته، بررسی کرد؛ یکی محتوای حقوقی آن و دیگری بستری که در آن شکل گرفته است.
وی درباره ابهامهای حقوقی این مصوبه توضیح داد: از نظر محتوایی، وقتی مرز جرم و هنر با مفهومی مبهم مثل «سیاهنمایی» تعیین میشود، بیآنکه تعریف حقوقی روشنی از آن ارائه شده باشد، عملاً بحث تخصصی و کارشناسی جای خودش را به یک تصمیم شتابزده داده است.
مکری افزود: قانونگذاری در حوزه فرهنگ، اگر ادعای اصلاح دارد، نیازمند گفتوگوی چندجانبه با اهل فن، جامعهشناسان رسانه و خود جامعه هنری است. نبود چنین مشورتی، نشانهای است از اینکه این مصوبه نه از دل فهم یک بحران، بلکه از دل یک نگرانی امنیتی بیرون آمده است.
وی در ادامه به تغییرات اجتماعی سالهای اخیر اشاره کرد و اظهار کرد: جامعه ایران این روزها در وضعیتی است که میتوان آن را تلاش برای بازیابی یک عنصر واحد نامید؛ گروههای اجتماعی متفاوت، با روایتها و سبکهای زندگی متفاوت، در حال یافتن زبان مشترکی هستند که بتوانند در آن، با وجود اختلاف، در کنار هم دیده شوند.
مکری تأکید کرد: در چنین لحظهای، مصوبهای که فعالیت فرهنگی را با مفاهیم مبهم امنیتی گره میزند، نهفقط بازدارنده نیست، بلکه انگار، آگاهانه یا ناآگاهانه، در جهت عکس همین روند حرکت میکند.
او افزود: به جای تسهیل بازشناسی متقابل، مسیر مجرمانگاری هرچه گستردهتر بخشی از همین جامعه را هموار میکند؛ جامعهای که دقیقاً در تلاش است خودش را، نه از طریق حذف تفاوتها، بلکه از طریق بهرسمیتشناختن آنها، بازتعریف کند.
او افزود: اگر مجلس، به جای گسترش دامنه جرمانگاری، مسیر معکوس را انتخاب کند و اعلام کند که چنین فیلمسازیای جرم نیست، این تصمیم نه یک عقبنشینی، که یک بازگشت به تعریف اصلی نمایندگی خواهد بود.
مکری در پاسخ به این نگاه که فیلمهای زیرزمینی الزاماً جسورتر یا از نظر هنری ارزشمندتر از آثار رسمی هستند، گفت: نه، بههیچوجه. این یکی از بزرگترین سوءتفاهمها درباره سینمای زیرزمینی است؛ انگار نبود نظارت خودبهخود به معنای وجود جسارت هنری است.
وی تأکید کرد: زیرزمینی بودن یک شرط تولید است، نه یک ارزش زیباییشناختی. همانطور که ممکن است یک اثر رسمی، به دلیل سانسور، از عمق تهی شود، یک اثر زیرزمینی هم ممکن است، دقیقاً به دلیل نبود بازخورد حرفهای، تدوینگر، مشاور دراماتورژی یا حتی تهیهکننده منتقد، در سطح جنجال باقی بماند و هرگز به فرم نرسد.
مکری درباره اهمیت انضباط در فرآیند هنری افزود: فرمالیسم واقعی، چه در سینمای رسمی و چه در زیرزمینی، محصول انضباط است، نه فقدان محدودیت. آنچه اهمیت دارد، کیفیت گفتوگوی فیلمساز با اثرش است، نه اینکه آن اثر از کدام کانال عبور کرده است. اما وقتی معنای زیرزمین با محدودیت بتواند نماینده جامعهای باشد که فکر میکند بیصداست، دیگر کسی به کیفیت هنری نمیاندیشد.
وی اذعان کرد: در واقع مرز دقیقی بین سینمای مستقل و زیرزمینی وجود ندارد، و شاید طرح این پرسش به شکل دوگانه، خودش بخشی از مسئله باشد. سینمای مستقل به معنای واقعی، مستقل از سرمایه دولتی یا شبکه توزیع بزرگ است، اما لزوماً بیرون از چارچوب قانونی نیست؛ میتواند مجوز بگیرد، اکران رسمی داشته باشد، و همچنان در تصمیمگیری هنریاش مستقل بماند. سینمای زیرزمینی اما، مشخصاً در وضعیتی تعریف میشود که مسیر رسمی برایش بسته یا غیرقابلاعتماد شده.
پس هر فیلم مستقل بدون مجوز، الزاماً زیرزمینی نیست؛ گاهی صرفاً یک فیلم است که هنوز مسیر اداریاش را طی نکرده. زیرزمینی شدنش وقتی اتفاق میافتد که فیلمساز از ابتدا میداند وارد آن مسیر رسمی نخواهد شد، چون تجربه به او آموخته که آن مسیر برایش وجود ندارد.
مکری درباره آینده سینمای زیرزمینی و احتمال از میان رفتن آن گفت: گمان نمیکنم سینمای زیرزمینی بمیرد. بخشی از آن، شاید بله، وارد چرخه رسمی شود و آرامتر عمل کند. اما بخشی از فیلمسازی همیشه به دنبال فضایی است که در آن، فرم بدون میانجیگری نهادی شکل بگیرد.
وی افزود: حتی در سینماهایی با کمترین محدودیت رسمی، جریانهای زیرزمینی یا حاشیهای وجود دارند، چون گاهی هنرمند خودش انتخاب میکند بیرون از نهاد بماند؛ نه از سر ناچاری، بلکه از سر انتخاب زیباییشناختی.»
مکری درباره میزان تأثیرگذاری سینمای زیرزمینی اظهار کرد: تأثیرگذاری سینمای زیرزمینی را نباید در بازخورد فوری آن جستوجو کرد؛ اثرش تدریجی و آرشیوی است.
وی توضیح داد: این آثار، حتی وقتی در زمان خودشان دیده نمیشوند، سندی از یک دوره باقی میگذارند که سینمای رسمی، به دلیل محدودیتهایش، هرگز آن را ثبت نمیکند.

سامان سالور، تهیهکننده و کارگردان سینما: برخورد قهری، سینمای زیرزمینی را بیشتر میکند
سینمای زیرزمینی حاصل فشارهای بیجا در ممیزی است و به نظرم پروانه ساخت خاصیتش را از دست داده است. این بخشی از دیدگاه سامان سالور، تهیهکننده، فیلمساز و از فعالان سینمای مستقل و انجمن تهیهکنندگان، درباره پدیدهای است که طی سالهای اخیر بیش از گذشته در سینمای ایران مورد توجه قرار گرفته است. سالور معتقد است تعریف «سینمای مستقل» نیز در سالهای اخیر دستخوش تغییر شده و نمیتوان فیلمی را که با استفاده از بودجههای سازمانی و دولتی تولید شده است، صرفاً به دلیل نوع روایت یا ساختار، مستقل دانست.
سامان سالور درباره شکلگیری سینمای زیرزمینی و نسبت آن با سینمای مستقل اظهار کرد: وقتی به فیلمساز فشار وارد میشود، او به جای اینکه انرژی خود را صرف ساخت فیلم کند، ناچار است بخش زیادی از وقت و توان خود را صرف رفتوآمد و پیگیری امور در وزارت فرهنگ کند.
این تهیهکننده و فیلمساز افزود: حتی گاهی فیلمهایی را میبینیم که پروانه نمایش گرفتهاند، اما پس از دریافت مجوز نیز از سوی بخشهای مختلف با مشکل مواجه میشوند. تا زمانی که مقوله فرهنگ نتواند استقلال خود را داشته باشد و به شکل مستقل تصمیمگیری کند، این مشکلات ادامه خواهد داشت.
سالور تأکید کرد: حتی همان فیلمی که مجوز وزارت فرهنگ را دارد نیز در معرض خطر است و ممکن است توسط افرادی که همیشه خود را دلسوز و در خط مقدم دفاع از فرهنگ و هنر میدانند، با چالش مواجه شود. برایند این وضعیت، بخشی از چیزی است که امروز از آن با عنوان فیلمسازی زیرزمینی یاد میکنیم.
سالور در ادامه درباره مفهوم سینمای مستقل گفت: من تا امروز هر فیلمی که کار کردهام، به معنای واقعی مستقل بوده است. اما متأسفانه این اصطلاح نیز در سالهای اخیر دستخوش تغییر شده است. گاهی فرد یا گروهی از امکانات یک ارگان یا سازمان استفاده میکند که از سرمایه شخصی آنها نیست، اما در نهایت عنوان سینمای مستقل را برای اثر خود به کار میبرد.
وی افزود: جدای از استقلال مالی، فیلم در وهله نخست باید استقلال فکری داشته باشد. وقتی برای تولید فیلم بودجههای کلان، ۱۰۰، ۱۲۰ یا ۱۵۰ میلیارد تومانی از منابع مختلف دریافت میشود و در عین حال اثر مستقل نامیده میشود، نمیتوان چنین تعریفی را پذیرفت.
سالور با اشاره به تجربه خود در تهیهکنندگی اظهار کرد: من تهیهکننده مستقلی بودهام و اگر مشخص شود که حتی هزار تومان وام یا کمک از سیستم دولتی گرفتهام، حاضرم تمام فیلمهایم را به صورت رایگان واگذار کنم.
سالور در ادامه به موضوع پروانه ساخت پرداخت و گفت: برایند این شرایط امروز به بحث پروانه ساخت میرسد. ما ۴۷ سال است که پروانه ساخت داریم، اما امروز این پروانه به معنای واقعی خاصیت خود را از دست داده است. یک جوان بااستعداد میتواند با یک تلفن همراه فیلم بسازد و دیگر برای این کار نیازی به پروانه ساخت ندارد. به اعتقاد من، پروانه ساخت به مانعی بزرگ بر سر راه فیلمسازان تبدیل شده است.
سالور با اشاره به گزارشی که در شورای عالی تهیهکنندگان مطرح شده است، اظهار کرد: امسال گزارشی در شورای عالی تهیهکنندگان مطرح شد که بر اساس آن، نزدیک به ۳۷ یا ۳۸ فیلم بدون مجوز که به تعبیر برخی دوستان فیلمهای زیرزمینی هستند، برای جشنواره کن ارائه شدهاند.
سالور با انتقاد از یکی دانستن فیلم دارای مجوز با فیلم دولتی گفت: اگر در پاریس هم بخواهید در سطح شهر فیلمبرداری کنید، باید از پلیس مجوز بگیرید. بنابراین اینکه من برای فیلمبرداری در سطح شهر از وزارت فرهنگ مجوز میگیرم، به این معنا نیست که فیلم من دولتی است.
وی افزود: برخی افراد در خارج از فضای رسمی نیز به فیلمهایی که مجوز دارند، انگ دولتی میزنند و تصور میکنند هر فیلمی که پروانه ساخت دارد، دولتی است. در حالی که باید پرسید آیا فیلمساز از نظر فکری وابسته به یک نهاد خاص است؟ آیا یک ارگان مشخص را تبلیغ کرده یا از آن حمایت کرده است؟ صرف دریافت مجوز نمیتواند چنین نتیجهای داشته باشد.
سالور ادامه داد: اینکه داشتن یا نداشتن پروانه ساخت به یک اولویت برای برخی جشنوارهها تبدیل شده، بحث دیگری است. متأسفانه در بعضی موارد، فیلمهایی که پروانه ساخت ندارند با نگاه متفاوتی مواجه میشوند.
این تهیهکننده با اشاره به تغییر رویکردهای مدیریتی در دورههای مختلف اظهار کرد: با تغییر مدیران، ریلگذاری کل سینما نیز تغییر میکند. مدیری میآید و یک مسیر را ایجاد میکند، مدیر بعدی آن مسیر را تغییر میدهد و مسیر دیگری را جایگزین میکند. این روند با ماهیت فرهنگ و هنر سازگار نیست. فرهنگ و هنر نمیتواند به شکل کامل تابع سلیقه مدیران باشد.
او ادامه داد: با این توضیحات این پرسش مطرح میشود که مسئولیت نهایی تصمیمگیری در حوزه فرهنگ بر عهده کدام نهاد است؟ آیا همه ارگانها به صورت موازی تصمیم میگیرند؟ این موازیکاری خود به یکی از مشکلات اساسی سینما تبدیل شده است.
سالور درباره مصوبهها و قوانین جدید در زمینه تولید فیلم بدون مجوز اظهار کرد: «مانع پروانه ساخت هنوز برداشته نشده و در عین حال، دوستان در مجلس نیز محدودیتهای دیگری را به این روند اضافه کردهاند.»
وی با صراحت درباره پیامد برخوردهای قهری گفت: قطعاً چنین برخوردهایی سینمای زیرزمینی را افزایش میدهد. ما سال ها برخورد قهری را تجربه کردهایم و نتیجه آن را نیز دیدهایم. اگر قرار بود برخورد قهری نتیجه بدهد، تا امروز باید نتیجه آن مشخص میشد.
این تهیهکننده درباره سیاستهای ممیزی نیز گفت: ممیزی تاکنون مشکلات را حل نکرده و در بسیاری موارد تنها به عنوان یک ابزار مورد استفاده قرار گرفته است. دولت باید در جایی تصمیم بگیرد که پروانه ساخت را کنار بگذارد و به فیلمسازان اعتماد کند.
سالور در ادامه با تشبیه سینما به آینه گفت: وظیفه ما مانند یک آینه است. من به عنوان تهیهکننده سینما تا امروز شش فیلم تهیه و ۱۱ فیلم تولید کردهام و در جشنوارههای مختلف حضور داشتهام. با اطمینان میگویم اگر این رهایی ایجاد شود، فیلم خوب ساخته خواهد شد. ما علاقهای به سیاهنمایی نداریم, واقعیت را نشان میدهیم و همین واقعیت میتواند به اصلاح امور کمک کند.
سالور با لحنی انتقادی ادامه داد: اگراصلاحپذیر نیستید، سینما را تعطیل کنید. بستن در سینما کار دشواری نیست. اما نمیتوان هم سینما، تئاتر و موسیقی را داشت و هم با چنین محدودیتهایی با آنها برخورد کرد.
سالور در بخش دیگری از این گفتوگو اظهار کرد: قطعاً فیلمهای مستقل و حتی زیر زمینی میتواند با سینمای رسمی رقابت کند. هنر صرفاً تابع پول و سرمایه نیست؛ هنر به استعداد وابسته است.
سالور تأکید کرد که مستقل بودن بهتنهایی کیفیت یک فیلم را تضمین نمیکند و گفت: در این زمینه سوءاستفاده هم وجود دارد. گاهی عدهای از همین عنوان استفاده میکنند و موجسواری به راه میاندازند. نمیتوان گفت هر فیلم بدون مجوزی و یا مستقلی الزاماً فیلم خوبی است. فیلمهایی نیز وجود دارند که حتی الفبای سینما را نمیدانند.

پیمان شوقی، منتقد سینما: هر فیلم بدون مجوز، زیرزمینی نیست
در سالهای اخیر اصطلاح «سینمای زیرزمینی» بیش از گذشته به گوش میرسد؛ برای توصیف بخشی از فیلمهایی که خارج از سازوکار رسمی سینمای ایران تولید شدهاند. آثاری که یا بدون دریافت مجوز ساخته میشوند و یا از مسیرهای غیررسمی به دست مخاطب میرسند. آیا میتوان این فیلمها را «زیرزمینی» نامید؟ شوقی (منتقد سینما و کارشناس رسانه) در گفتوگو با روزنامه صبا ، با مرور نمونههایی از سینمای ایران و جهان، درباره تفاوت سینمای زیرزمینی با فیلمهای بدون مجوز، شرایط تولید آثاری مانند «کسی از گربههای ایرانی خبر نداره»، « برادران لیلا» و «بیداد»، پیامد برخوردهای هیجانی با فیلمها و همچنین آثار احتمالی مجازاتهای سنگین برای فیلمسازان سخن گفته است.
شوقی درباره جایگاه سینمای زیرزمینی در تاریخ سینما گفت: از نظر تاریخی سینمای زیرزمینی یک جریان خاص در سینمای آمریکاست که در برخی کشورهای دیگر هم دنباله روهایی یافت (مثل اروپا و ژاپن) این جریان علیه جریان رایج سینما قد علم کرد و به موازات آن با تابوشکنی و جنجال آفرینی روی اصلاح تدریجی ممیزی رسمی اثر گذاشت؛ اما از نظرهنری تأثیرات مهمی روی سینما نداشت.
شوقی در ادامه با تأکید بر تفاوت میان فیلم بدون مجوز و سینمای زیرزمینی گفت: بیایید تعریفهایمان دقیق باشد و کورکورانه هر اصطلاحی که سر زبانها میافتد را تکرار نکنیم؛ «فیلم زیرزمینی» در فرهنگ سینمای دنیا معنی مشخصی دارد و شامل رادیکالیسمی در برابر اجتماع است که در فیلمهای بدون مجوز ایرانی دیده نمیشود. فیلمهای زیرزمینی، پروداکشن خیلی محدودی داشتند و از بازیگر شناخته شده استفاده نمیکردند. این محدودیتها خودخواسته بودند و عصیانی علیه سینمای متعارف به شمار میرفتند. طبعاً فقط در اکرانهای خصوصی دیده میشدند ولی صرف اینکه فیلمی از مسیرهای غیررسمی دیده میشود، آن را در این طبقه بندی قرار نمیدهد.
او آثار ایرانی موسوم به زیرزمینی را بیشتر حاصل تلاش برای گسترش فضای فعالیت دانست و اظهار کرد: این فیلمها عمدتاً تلاش بخشی از بدنه سینما برای عقبراندن خطوط قرمز و بازکردن فضای فعالیت است؛ که ضمناً یک مدل اقتصادی هم برای خودشان پیدا کردهاند و حتی ممکن است حمایت هم بشوند.
شوقی با اشاره به فیلمهایی که در سالهای اخیر بدون مجوز ساخته شدهاند، اظهار کرد: در اغلب فیلمهای به اصطلاح زیرزمینی سالهای اخیرمان، سکانسهایی از خیابان، زندان و دیگر لوکیشنهای عمومی میبینیم که فیلمبرداری در آنها ممنوع است و این یعنی این محدودیتها به شکلی برای سازندگان فیلمها تسهیل شده است. پس چرا خودمان را گول بزنیم و بگوییم آثاری که تولیدشان آشکار است، بودجه دارند، امکانات دارند و حمایت شدهاند زیرزمینی هستند؟
او در بخش دیگری از صحبتها درباره فیلم «بیداد» با تأکید بر اینکه هنوز فیلم را ندیده است، گفت: فیلمهای قبلی آقای بیرقی هم حاشیههایی داشتند ولی از نظر سینمایی فیلمهایی معمولی هستند که بیشتر به خاطر مضامینشان برای گروههایی از مخاطب (داخلی و خارجی) جذاب بودند و به همین دلیل هم ساخته شدند. چنین روندی کاملاً در راستای سازوکار بیزنسی سینما است و نه تنها در چارچوب سینمای زیرزمینی نمیگنجد، بلکه به سینمای متعارف نزدیک است. تقریباً همه فیلمهای ممنوعه دیگرمان هم همین هستند.
شوقی در توضیح این نظر افزود: وقتی شما کالایی تولید میکنید که از ابتدا میدانید بازار هدف دارد، درآمد دارد، اسپانسر دارد، مطلوب فلان جشنوارههای جهانی است و… یعنی اصول صنعتی و تجاری سینما را در نظر گرفتهاید. همه اینها را بررسی میکنید، سود و زیان را میسنجید و بعد فیلم را میسازید. این دیگر تولیدی نیست که با حداقل امکانات و صرفاً برای ادای یک دغدغه پنهان یا بیان یک مضمون انتقادی تولید شود و جنجال به پا کند.
او با تأکید براینکه بهتر است کلمه «زیرزمینی» را برای این آثار باب نکنیم، اظهار کرد: نمیخواهم ارزش اجتماعی فیلمهای دغدغهمند را کم نشان دهم، اما وقتی صحبت از سینما به عنوان شغل و بیزنس میکنیم، ماهیت آن آثار از «سینمای زیرزمینی» دور میشود. برای همین من تعبیر «فیلمهای شکاری» را برای این آثار پیشنهاد میکنم.
شوقی درباره معنای این تعبیر توضیح داد: «فیلم شکاری» یعنی فیلمی که چون مجوز ساخت ندارد، فیلمبرداریاش با سرعت و در سکوت خبری انجام میشود تا به مشکل برنخورد. ولی زمان کاملی را به پیشتولید و تدوین اختصاص میدهد تا محصول نهایی سروشکل داشته باشد. مضمون بسیاری از این فیلمها اگرچه ممکن است در زمان خود تابو تلقی شود ولی با گذشت زمان حساسیتهای خود را از دست میدهد و یا حتی بلاموضوع میشود. مثل فیلم به اصطلاح زیرزمینی «کسی از گربههای ایرانی خبر نداره» ساخته بهمن قبادی، که شاید الان نسل جوان تعجب کند که زمانی فیلم ساختن درباره گروههای موسیقی در ایران مجاز نبود. همان فیلمنامه اگر امروز ارائه شود، احتمالاً به راحتی تصویب میشود و حتی ممکن است وام فارابی را هم به آن بدهند! این فرق میکند با فیلمهای جنبش سینمای زیرزمینی ده شصت میلادی در دنیا، که هنوز بعد از شصت هفتاد سال همچنان ساختارشکن و پیشرو به نظر میرسند.
شوقی در پایان با اشاره به موضوع «سیاهنمایی» در مصوبه جدید مجلس گفت: ما کارشناس حقوق یا سیاستمدار نیستیم، ولی از منظر فعالان فرهنگی تناقضی در این مصوبات میبینیم. یکی از مواردی که در این مصوبه جرمانگاری شده و احکام سنگینی هم برایش تعیین کردهاند، اقداماتی است که از آن تلقی سیاهنمایی درباره جامعه ایران شود. احتمالاً پرسش بسیاری از اهالی فرهنگ از نمایندگان محترمی که این قوانین را طراحی کردهاند این است که طرح قوانین جدید چه تصویری از جمهوری اسلامی ایران به جهان نشان میدهد؟ انتشار این خبر که فرضاً اگر کسی بدون مجوز دولتی در ایران یک فیلم بسازد تا آخر عمر از فیلمسازی محروم شود، آیا تصویر سفیدی از ما میسازد؟
وی در نهایت تأکید کرد: امیدوارم نگاه قانونگذاران به حوزه فرهنگ، دور از هیجانهای لحظهای باشد و به دراز مدت و تأثیری که در طول زمان میگذارند هم بیندیشند و امیدوارم شکل نهایی قوانین جدید آنگونه باشد که در داخل کشور سبب افزایش همدلی عموم مردم با حاکمیت شود و در جهان، نام ایران را بلندتر سازد.




