روزنامه صبا

روزنامه صبا

گزارش روزنامه صبا از چهلمین روز درگذشت اکبر عبدی

سینما برای مرد هزارچهره گرد هم آمد/ همه بودند، اما اکبر عبدی نبود


اهالی سینما، تئاتر، موسیقی و تلویزیون برای چهلمین روز درگذشت اکبر عبدی دور هم جمع شدند. سالن پر بود از چهره‌هایی که سال‌ها با اکبر عبدی کار کرده بودند؛ اما جای خود او خالی بود.

پگاه زارعی – این شاید کوتاه‌ترین توصیف از شبی باشد که اهالی سینما، تئاتر، موسیقی و تلویزیون برای چهلمین روز درگذشت اکبر عبدی دور هم جمع شدند. سالن پر بود از چهره‌هایی که سال‌ها با اکبر عبدی کار کرده بودند، با او خندیده بودند، خاطره ساخته بودند و بخشی از مسیر حرفه‌ای خود را در کنار او گذرانده بودند؛ اما جای خود او خالی بود.

عکس‌های بزرگ اکبر عبدی در گوشه و کنار مراسم دیده می‌شد. چهره‌اش از قاب‌ها به مهمانان نگاه می‌کرد و روی پرده ویدئوپروژکتور، تصاویر نقش‌آفرینی‌هایش یکی پس از دیگری پخش می‌شد؛ قاب‌هایی از فیلم‌ها و مجموعه‌هایی که هرکدام برای بخشی از مردم ایران خاطره‌ای ساخته‌اند. زیر تصاویر نیز عنوانی دیده می‌شد که شاید بیش از هر جمله دیگری برای توصیف او کافی بود: «مرد هزارچهره سینمای ایران»

تصویر اکبر عبدی روی پرده بود و صدای خاطراتش در میان حاضران می‌پیچید؛ اما خودش دیگر در سالن نبود. همین غیبت، فضای مراسم را عجیب و سنگین کرده بود. گاهی تشویق حاضران پس از پخش یکی از نقش‌های ماندگارش، بیشتر شبیه واکنشی به حضور دوباره او در قاب تصویر بود؛ حضوری که مرز میان خاطره و واقعیت را برای لحظاتی کم‌رنگ می‌کرد.

مراسم چهلمین روز درگذشت اکبر عبدی، بازیگر نامدار سینما، تئاتر و تلویزیون، به دعوت خانواده این هنرمند فقید شب شنبه 14 شهریور ماه 1405 برگزار شد؛ شبی که بیش از آنکه رنگ وداع داشته باشد، به پاسداشت نام و خاطرات هنرمندی اختصاص داشت که با نقش‌های ماندگارش برای چند نسل از مردم ایران خاطره ساخته است.

در این مراسم چهره‌های متعددی از فرهنگ و هنر حضور داشتند؛ کیانوش عیاری، ایرج طهماسب، حمید جبلی، علیرضا خمسه، فرهاد اصلانی، بهروز افخمی، مرتضی عقیلی، رسول نجفیان، سالار عقیلی، اکرم محمدی، محمدرضا شریفی‌نیا، مسعود ده‌نمکی، امیریل ارجمند، مهران غفوریان، نیوشا ضیغمی، نفیسه روشن، بهاره رهنما، رابعه اسکویی، کمند امیرسلیمانی، شراره رخام، بهاره رهنما، یوسف تیموری، باربد بابایی، امین زندگانی، حسام نواب صفوی، کورش تهامی، نسیم ادبی، شقایق فرهانی، خاطره حاتمی، فخرالدین صدیق شریف، محمود کلاری، ابوالحسن داوودی، پوریا پورسرخ، فرهاد قائمیان، محمدحسین فرحبخش، محمد شیری، قاسم زارع و جمعی دیگر از هنرمندان.

مراسم با اجرای امیریل ارجمند آغاز شد. او در ابتدای برنامه با اشاره به جایگاه ویژه اکبر عبدی در میان مردم و هنرمندان گفت: امشب اینجا جمع شده‌ایم نه برای بدرقه؛ چرا که با وجود گذشت ۴۰ روز از رفتنش، هنوز در میان ما حضور دارد. آمده‌ایم تا یاد کنیم از یک هنرمند خوش‌قلب، یک انسان، یک نابغه و یک خاطره مشترک. بعضی آدم‌ها وقتی می‌روند، کلمات را هم با خود می‌برند و آدم می‌ماند با سکوتی که از هزار جمله رساتر است.

در بخش‌هایی از مراسم، تصاویری از نقش‌آفرینی‌های ماندگار اکبر عبدی در آثار مختلف سینمایی و تلویزیونی پخش شد؛ تصاویری که هرکدام بخشی از کارنامه این بازیگر را به یاد می‌آوردند و با استقبال و تشویق حاضران همراه شدند.

اکرم محمدی، بازیگر: اکبر عبدی برای چند نسل خاطره ساخت

اکرم محمدی در سخنانی با یادآوری خاطرات همکاری خود با اکبر عبدی، از شخصیت انسانی و هنری این بازیگر گفت و اظهار کرد: اکبر مثل همه هنرمندان بزرگ دنیا هیچ‌گاه از بین ما نخواهد رفت. هنرش، خاطرات حضورش در قاب تصویر و آثاری که برای نسل‌های مختلف به یادگار گذاشت، همیشه باقی خواهد ماند. او همچنین با اشاره به همکاری خود با اکبر عبدی در فیلم «مادر» از ماندگاری نقش‌ها و خاطرات این هنرمند سخن گفت.

سالار عقیلی، خواننده: اگر اکبر عبدی بود، حال و هوای دیگری داشتیم

در ادامه مراسم، سالار عقیلی با اشاره به علاقه و ارادت خود به اکبر عبدی گفت: «اگر امشب استاد عبدی اینجا بودند، حال و هوای دیگری بر مراسم حاکم می‌شد. من کوچکتر از آن هستم که بخواهم درباره بزرگی ایشان صحبت کنم، چون خاطرات بسیار زیادی با استاد داشتم. او با روایت خاطره‌ای از حضور اکبر عبدی در یکی از کنسرت‌هایش گفت: یک شب که تولد استاد عبدی بود، برایشان کیک گرفتیم. بعد از اجرای قطعه «خوشه‌چین»، استاد بلند شدند و رقصیدند. بعداً به ما تذکر دادند که چرا چنین اتفاقی افتاده است. وقتی به استاد گفتم نزدیک بود ما را ممنوع‌الکار کنند، گفت: تولدم بوده، باید گریه می‌کردم؟ عقیلی در ادامه با اجرای قطعاتی، یاد این هنرمند فقید را گرامی داشت.

فاطمه معتمدآریا، بازیگر: اکبر عبدی در حرفه خود یک نابغه بود

در بخش دیگری از مراسم، پیامی از فاطمه معتمدآریا پخش شد. او در این پیام گفت: درست است که می‌گویند اکبر عبدی مهربان و بخشنده بود، اما باید گفت او در حرفه خودش یک نابغه بود؛ بازیگری بی‌نظیر با خلاقیتی فوق‌العاده. ما ابتدا همکار بودیم، بعد دوست شدیم و بعد دوست خانوادگی. اکبر معرفت بود و درست است که امروز کنار من نیست، اما یادش برای همیشه در قلب من باقی خواهد ماند؛ نه فقط در قلب من، بلکه در قلب همه مردم ایران.

پیشنهاد جشنواره کمدی با نام اکبر عبدی و رونمایی از تندیس

در ادامه مراسم، شهرام زمانی با بیان خاطراتی از دوستی دیرینه خود با اکبر عبدی، پیشنهاد برگزاری جشنواره‌ای با محوریت آثار کمدی و با نام این هنرمند را مطرح کرد.

او با اشاره به جایگاه اکبر عبدی در سینمای ایران گفت: حیف است نام چنین هنرمندی زنده نماند. پیشنهاد می‌کنم جشنواره‌ای برای آثار کمدی دهه‌های مختلف با تندیس اکبر عبدی برگزار شود.

پس از این پیشنهاد، با حضور ایرج طهماسب، علیرضا خمسه، بهروز افخمی، محمدرضا شریفی‌نیا، مسعود ده‌نمکی، خانواده اکبر عبدی و مادر این هنرمند از تندیس اکبر عبدی رونمایی شد.

هدف از طراحی این تندیس، ایجاد انگیزه برای نسل جوان و حمایت از استعدادهای حوزه کمدی عنوان شد.

خانواده اکبر عبدی: او هنوز زنده است

المیرا عبدی، دختر اکبر عبدی، با قدردانی از حضور هنرمندان و دوستداران پدرش گفت: در این ۴۰ روز حتی یک بار صدایش را نشنیدم و فقط توانستم فیلم‌هایش را ببینم. اکبر همیشه زنده است و شما باید او را زنده نگه دارید.

من شاید نتوانم حتی یک دهم مهربانی و معرفت پدرم را ادامه بدهم، اما تلاش می‌کنم ذره‌ای از آن را حفظ کنم.

مصی عبدی، همسر اکبر عبدی، نیز با اشاره به زندگی مشترک ۴۰ ساله خود با این هنرمند گفت: اکبر به من یاد داد مهربان باشم. من ۴۰ سال با همه سختی‌ها و شیرینی‌های زندگی با او همراه بودم و فکر می‌کنم اکبر هنوز زنده است.

در پایان مراسم، مادر زنده‌یاد اکبر عبدی با تشکر از حضور مهمانان گفت: اکبر عبدی همه مردم را دوست داشت. با حضورتان روح پسرم را شاد کردید.

در ادامه این مراسم، خبرنگار صبا در حاشیه مراسم با تعدادی از بازیگران و سینماگران حاضر گفت‌وگو کرد. بسیاری از بازیگران ابتدا تمایلی به صحبت کردن نداشتند؛ اندوه فقدان اکبر عبدی آن‌قدر تازه بود که صحبت کردن درباره او برایشان آسان نبود. با این حال، به نظر می‌رسید غیرت، علاقه و تعصب نسبت به هنرمندی که سال‌ها در کنار او کار کرده بودند، اجازه نمی‌داد از کنار نام اکبر عبدی به سادگی عبور کنند.

نیوشا ضیغمی، بازیگر: اکبر عبدی یک استعداد عجیب بود

نیوشا ضیغمی با بغض و چشم‌های گریان درباره اکبر عبدی گفت: اول اینکه واقعاً نمی‌دانم؛ اکنون که اینجا هستم، خوشحال نیستم. اتفاقی که افتاده، به نظر من، یک ضایعه بزرگ برای هنر جهان است، نه فقط ایران. آقای عبدی فقط یک بازیگر نبودند؛ به نظر من، ایشان استعدادی عجیب و کم‌نظیر بودند که شاید تاکنون در تاریخ سینمای ایران کسی شبیه ایشان نبوده و پس از این نیز نخواهد بود. نمی‌دانم سال‌ها بعد چه زمانی و چه کسی خواهد آمد که بتواند شبیه ایشان باشد.

او افزود: ابتدا می‌خواهم به جامعه سینمایی، جامعه هنری و تمام مردم ایران تسلیت بگویم. من بسیار خوشبختم که افتخار داشتم چند بار با ایشان کار کنم. نخستین بار که با ایشان همکاری کردم، در پروژه «اخراجی‌ها ۱» بود و از ایشان بسیار آموختم؛ بسیار زیاد.

این بازیگر با مرور خاطرات قدیم خود با اکبر عبدی عنوان کرد: یک روز مرا در ماشین صدا کردند و گفتند: تو جوانی، تازه‌کاری. آمده‌ای، حواست به خودت باشد. من سینما را تا انتهایش دیده‌ام. هر نقشی بگویی، کار کرده‌ام؛ اما یادت باشد روحت را نفروشی. برای اینکه بمانی، برای اینکه نقش بگیری، ممکن است پیشنهادهای زیادی به تو بشود، اما حواست را جمع کن. آدم بودن، نخستین درس زندگی است که تو در سینما، به عنوان یک بازیگر، باید بیاموزی. تا این لحظه که اینجا ایستاده‌ام، هر زمان که می‌خواهم کار کنم، انگار صدای ایشان در گوشم است. بسیار بسیار از نبودن ایشان غمگینم ؛ نه به خاطر اینکه ایشان رفته‌اند، چرا که ایشان قطعاً جایگاهشان در آغوش خداوند است، بلکه برای خودمان که دیگر اکبر عبدی را نداریم.

او در پایان بیان کرد: امیدوارم خدا به خانواده ایشان، به المیرا، به همسرشان صبر بدهد، چون می‌دانم چقدر پدرشان را دوست داشت. همه ما نسبت به ایشان یک حس پدری واقعی داشتیم. به هر حال، نمی‌دانم… امیدوارم فقط روزی کسی بیاید که تا حدی شبیه ایشان باشد.

پوریا پورسرخ، بازیگر: آدم‌های بزرگ نیاز به تعریف ندارند

پوریا پورسرخ از جمله هنرمندانی بود که هنگام سخن گفتن از اکبر عبدی، بیش از آنکه به دنبال تعریف و تمجید باشد، بر بزرگی و جایگاه انکارناپذیر او تأکید کرد. از نگاه او، بعضی هنرمندان چنان درخشان و اثرگذارند که برای اثبات بزرگی‌شان نیازی به تعریف دیگران ندارند؛ کارنامه و حضوری که از خود به جا گذاشته‌اند، گویاتر از هر سخنی است. پورسرخ همچنین از تجربه همکاری با عبدی و همراهی و حمایت او در پشت صحنه گفت و از خانواده این هنرمند یاد کرد.

او درگفت‌وگو با خبرنگار صبا گفت: آدم‌های بزرگ نیاز به تعریف یا ذکر خاطره‌ای از امثال من ندارند. همیشه بزرگی و درخشش آنان نیاز به اثبات ندارد. بدون شک، از نظر من، اگر اولین بازیگر تاریخ کشورمان نباشند، قطعاً جزو دو، سه نفر اول هستند و این واقعاً انکارناپذیر است.

پورسرخ عنوان کرد: در مورد شخصیت ایشان در پشت صحنه، من چند کار با ایشان تجربه داشتم و با ایشان کار کردم. بسیار انسان همراهی بودند؛ به‌ویژه برای کسی که از نظر مالی شرایط ضعیف‌تری داشت. من به‌خوبی به یاد دارم که ایشان بسیار کمک می‌کردند. خانواده دوست‌داشتنی‌ای دارند و من بهترین‌ها را برای ایشان و خانواده‌شان آرزو می‌کنم. امیدوارم روحشان قرین رحمت و آرامش باشد.

کوروش تهامی، بازیگر: یک جمله درباره اکبر عبدی خیلی کم است

کوروش تهامی در ابتدا تمایلی نداشت درباره اکبر عبدی سخن بگوید، شاید از این رو که در برابر بزرگی و جایگاه این بازیگر، چند جمله را کافی نمی‌دانست. با این حال، در نهایت از عبدی گفت؛ از هنرمندی که به باور او آن‌قدر بزرگ و دوست‌داشتنی است که حتی پذیرش رفتنش نیز دشوار به نظر می‌رسد. تهامی، با نگاهی آمیخته به اندوه و ناباوری، رفتن عبدی را نیز به شوخی‌های همیشگی او تشبیه کرد: در واقع، گفتن یک جمله درباره آقای اکبر عبدی بسیار کم است. نخست اینکه درباره ایشان، یک جمله واقعاً کافی نیست؛ اما آقای اکبر عبدی آن‌قدر بزرگ و دوست‌داشتنی بود که من فکر می‌کنم اکنون نیز حضور دارد و زنده است. شاید این هم یکی از شوخی‌های ایشان باشد. شاید همین چند جمله کوتاه تهامی، بیش از هر توضیح دیگری حال و هوای این شب را نشان می‌داد؛ شبی که برای بسیاری از حاضران، نبودن اکبر عبدی هنوز شبیه یکی از شوخی‌های همیشگی خودش بود؛ شوخی‌ای که این بار هیچ‌کس دوست نداشت باورش کند.

ابوالحسن داوودی، کارگردان: بخش زیادی از ماندنم در سینما مدیون اکبر عبدی است

برای ابوالحسن داوودی، اکبر عبدی تنها یکی از بازیگران کارنامه حرفه‌ای‌اش نبود؛ بخشی از خاطره شکل‌گیری و ماندگاری او در سینمای حرفه‌ای، با نام عبدی گره خورده است. داوودی از «سفر جادویی» یاد می‌کند؛ فیلمی که حضور عبدی در آن، به باور او، نقطه‌ای تعیین‌کننده در مسیر حرفه‌ای‌اش بود. او همچنین از همکاری دوباره با عبدی در «نان و عشق و موتور 1000» می‌گوید و از رضایتی که از حضور او در این فیلم داشته است؛ بازیگری که به گفته داوودی، حتی در نقشی نسبتاً کوتاه می‌توانست چنان تأثیرگذار ظاهر شود که بخش مهمی از کلیت فیلم را از آنِ خود کند.

او درباره نقش اکبر عبدی در مسیر حرفه‌ای خود گفت: نقطه شروع سینمای جدی من با حضور اکبر آغاز شد؛ یعنی در «سفر جادویی»، حضور اکبر عبدی و آن ترکیبی که توانست من را در سینمای حرفه‌ای نگه دارد، اتفاقی تعیین‌کننده بود. همین الان داشتم به المیرا، دخترش، و همسرش می‌گفتم که شاید اگر فیلم «سفر جادویی» ساخته نمی‌شد و اکبر چنین حضور درخشانی در آن نداشت، من در سینما ماندگار نمی‌شدم. چون کار من سینما نبود؛ من از قبل از انقلاب در تلویزیون بودم و تلویزیون برایم مطرح بود. چیزی که باعث شد به شکل حرفه‌ای در سینما بمانم، واقعاً بخش زیادی از آن مدیون اکبر است.

وی ادامه داد: من دو کاری را که با او انجام دادم، هر دو جزو کارهای بسیار خاطره‌انگیز و درخشانی هستند که فکر می‌کنم پیش از هر چیز، رضایت خاطر خودم را فراهم کرده‌اند. یعنی میزان رضایتی که شاید از حضور اکبر عبدی در فیلم «نان و عشق و موتور 1000» داشتم، اگر بخواهم آن را نسبت بگیرم، واقعاً شاید در بالاترین حد بود؛ اینکه توانست در یک نقش نسبتاً کوتاه، اما تا این اندازه تأثیرگذار ظاهر شود، به‌گونه‌ای که کلیت فیلم را تقریباً از آن خودش کرد.

داوودی اذعان کرد: چیزی که هیچ‌وقت دوست ندارم باور کنم، این است که اکبر عبدی نیست. ترجیح می‌دهم فکر کنم هست و همچنان اکنون، در گوشه‌ای، دارد سر به سر عده‌ای می‌گذارد، بعد به عده‌ای کمک می‌کند و همان کارهایی را انجام می‌دهد که تمام عمرش…

فخرالدین صدیق شریف، بازیگر: اکبر عبدی دیگر تکرار نمی‌شود

فخرالدین صدیق شریف، هنگام سخن گفتن از اکبر عبدی، بیش از هر چیز بر ویژگی منحصربه‌فرد کارنامه او تأکید داشت؛ بازیگری که در هر نقش، چهره‌ای تازه از توانایی‌های خود را به نمایش گذاشت و هیچ‌یک از نقش‌هایش شبیه دیگری نبود. از نگاه صدیق شریف، همین تنوع و قدرت آفرینش، نشانه نبوغی است که به‌سادگی در میان هنرمندان تکرار نمی‌شود. او در ادامه از داغ سنگین فقدان عبدی گفت؛ فقدانی که برای خودش نیز همچنان باورپذیر نشده است.

صدیق شریف، در گفت‌وگو با صبا اظهار کرد: تصور می‌کنم شخصیتی مانند اکبر عبدی دیگر تکرار نمی‌شود. اگر کارنامه هنری این شخصیت را بررسی کنیم، تمام آثارش ویژگی متمایز و خاص خود را دارند و هیچ‌کدام شبیه دیگری نیستند؛ «اخراجی‌ها» با «در چشم باد»، «در چشم باد» با «رسوایی» و «رسوایی» با «مادر» متفاوت است. این، نبوغی است که در کمتر هنرمندی دیده می‌شود.

وی افزود: تصور نمی‌کنم سالیان سال بگذرد و ما شاهد ظهور یک اکبر عبدی دیگر باشیم. به هر حال، داغ بزرگی بود؛ داغ بزرگی که بر دل بچه‌های هنرمند، بر دل کسانی که عاشق اکبر عبدی بودند و همچنین بر دل خانواده عزیزش نشست. از دست دادن اکبر، مسئله‌ای واقعاً عجیب و غیرقابل باور بود و برای من هنوز هم قابل باور نیست.

محمد شیری، بازیگر: اکبر عبدی شوخ و خیلی با معرفت بود

محمد شیری در روایت خود از اکبر عبدی، از هنرمندی می‌گوید که شوخ‌طبعی‌اش در کنار مرام و معرفت انسانی، تصویری ماندگار از او در ذهن همکارانش به جا گذاشته است. شیری با یادآوری خاطره‌ای از همکاری و همراهی با عبدی در تئاتر، از بزرگواری او در مواجهه با یک تصمیم حرفه‌ای و حمایتی که از همکارش داشت، سخن گفت.

او عنوان کرد: خدمتتان عرض کنم که بار دیگر به همه عزیزان، همکاران، خانواده ایشان و ملت بزرگ ایران که می‌دانم اکبر را دوست داشتند، تسلیت می‌گویم. اکبر شوخ بود و در عین حال بسیار با معرفت بود. یادم هست که در خانه‌اش جمع شدیم تا برای اجرای یک تئاتر، سالنی در خیابان شریعتی انتخاب کنیم. به دلایلی آن سالن را مناسب ندیدیم و بعد سالن دیگری انتخاب کردیم. من بررسی کردم و به اکبر گفتم: اکبر جان، این سالن به درد تئاتر نمی‌خورد. در نهایت به این نتیجه رسیدیم که من در آن کار حضور نداشته باشم. اکبر آن‌قدر معرفت داشت که نه‌تنها از این موضوع ناراحت نشد، بلکه مبلغی نیز به من پرداخت کرد. اکبر واقعاً نمونه بود. روحش شاد و یادش گرامی؛ اکبر فراموش‌نشدنی است.

 

پایان یک مراسم، آغاز یک ماندگاری

مراسم چهلم اکبر عبدی به پایان رسید و در حالی که او نبود، اما همه‌ جا بود؛ در صدای همکارانش، در خاطرات دوستانش، در اشک‌های خانواده‌اش و در دست‌زدن‌های ممتد حاضران هنگام تماشای نقش‌هایی که هنوز زنده‌اند. حتی در تندیسی که قرار است نام او را برای نسل‌های بعد به یادگار بگذارد؛ گویی اکبر عبدی، با رفتنش از میان ما، به حافظه ما پیوست.

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی