روزنامه صبا

روزنامه صبا

حبیب ایل‌بیگی در گفت‌وگو با روزنامه صبا:

جنگ تنها دلیل ریزش مخاطب نیست/ تلویزیون تبلیغ سینما را جدی نمی‌گیرد


ایل‌بیگی از اقتصادی می‌گوید که نگه داشتن یک سالن سینما را دشوارتر می‌کند، از ۷۰ شهری که هنوز سینما ندارند، از امکان اجرای دوباره طرح سینمای رایگان و از تصمیمی برای شفاف شدن سهم سینمادار و صاحب فیلم.

سمیرا جعفری- سینما هنوز زنده است؛ اما برای زنده ماندنش باید با چند بحران هم‌زمان دست‌وپنجه نرم کند؛ از جیب کوچک‌تر خانواده‌ها و بلیت گران تا سالن‌هایی که هنوز در ده‌ها شهر وجود ندارند، فیلم‌هایی که گاهی مخاطب خود را پیدا نمی‌کنند و تبلیغاتی که به اندازه کافی دیده نمی‌شوند. جنگ هم به این فهرست اضافه شده، اما همه ماجرا نیست. در روز ملی سینما، سراغ  بحث سالن‌ها رفتیم؛ جایی که قرار است فیلمساز، سینمادار و مخاطب دوباره به هم برسند. حبیب ایل‌بیگی، مدیرعامل مؤسسه سینماشهر، در گفت‌وگو با روزنامه صبا، از اقتصادی می‌گوید که نگه داشتن یک سالن سینما را هر روز دشوارتر می‌کند، از حدود ۷۰ شهری که هنوز سینما ندارند، از امکان اجرای دوباره طرح سینمای رایگان و از تصمیمی برای شفاف شدن سهم سینمادار و صاحب فیلم. اما شاید مهم‌ترین پرسش این باشد؛ اگر مردم هنوز سینما را دوست دارند، چرا گذرشان به سالن‌ها کمتر می‌افتد؟

 

اگر بخواهیم از سالن‌های سینما شروع کنیم، امروز چه تعداد ایرانی برای تماشای فیلم به سینما می‌روند؟ اصلاً آمار مشخصی در این زمینه وجود دارد؟

بله. بعد از ایجاد سامانه سمفا در سال ۱۳۹۸، آمار و اطلاعات سینما بسیار دقیق و به‌روز شده و حتی به شکل ساعتی می‌توان آن را بررسی کرد. اگر بخواهم روندی را اعلام کنم، در سال ۱۴۰۵ که امروز بیست‌ودوم شهریور و روز بعد از روز ملی سینماست، حدود پنج میلیون مخاطب در شش ماهه اول سال داشته‌ایم. با توجه به شرایط جنگ و اتفاقاتی که افتاد، تعطیلی سینماها و مشکلاتی که وجود داشت، می‌توان گفت مخاطب امسال نسبت به سال قبل و دو سال گذشته که شرایط این‌گونه نبود، کاهش پیدا کرده است. طبیعی هم هست که تعطیلی و مشکلات این‌چنینی باعث شود مخاطب کمتر شود. در سال ۱۴۰۴ حدود ۲۲ تا ۲۴ میلیون مخاطب داشتیم و در سال ۱۴۰۳ این رقم به ۳۵ میلیون مخاطب رسید که به نظر من رقم خوبی بود. در شرایط عادی، یعنی همان سال ۱۴۰۳ که شرایط‌مان عادی بود، مخاطب سینما هر سال افزایش پیدا می‌کرد. اگر مروری بر تعداد بلیت‌های فروخته‌شده در سال‌های گذشته داشته باشیم، بیشترین تعداد بلیت بعد از انقلاب مربوط به سال ۱۳۶۹ است که ۸۱ میلیون قطعه بلیت فروخته شد. پایین‌ترین میزان هم در سال ۱۳۹۲ بود که حدود ۹ میلیون و ۶۰۰ هزار بلیت فروخته شد. بعد از سال ۱۳۹۲ دوباره رشد خوبی داشتیم. در دهه ۷۰ و ۸۰ بعد از آن سال‌های پررونق، کاهش مخاطب داشتیم. طبیعی هم بود؛ چون رقبای دیگری برای سینما آمدند. ویدئو وارد خانه‌های مردم شد و در سال‌های اخیر هم سینما با رقبای خیلی جدی‌تری از جمله ماهواره، پلتفرم‌ها و امکان تماشای فیلم روی گوشی هوشمند مواجه شده است. امروز اگر در خیلی از جاها نگاه کنید، مردم بیشتر فیلم و سریال می‌بینند، ولی الزاماً نه در تلویزیون و نه در سینما.

 پس جنگ را نمی‌توان تنها دلیل کاهش مخاطب دانست؟

خیر. اگر بخواهیم یک دلیل برای این کاهش اعلام کنیم، قطعاً فقط جنگ نیست. افزایش قیمت‌ها، تورم و مشکلات اقتصادی مردم طبیعی است که تأثیر داشته باشد. ممکن است خانواده‌ها سینما را از سبد تفریح خود حذف کنند. رشد پلتفرم‌ها هم مؤثر است. عامل دیگر، سرعت رفتن فیلم از سینما به پلتفرم و شبکه نمایش خانگی است. در گذشته فاصله‌ای بین اکران فیلم و عرضه آن در شبکه نمایش خانگی وجود داشت. شاید چندین ماه فاصله می‌افتاد و خیلی‌ها ترجیح می‌دادند زودتر به سینما بروند و فیلم مورد علاقه‌شان را روی پرده ببینند. ولی الان فیلم بلافاصله بعد از اکران وارد اکران آنلاین و بعد از آن وارد VOD می‌شود و در دسترس خانواده‌ها قرار می‌گیرد.

برای حمایت از اقتصاد سینمادارها، این فاصله نباید بیشتر شود؟

این بحث وجود دارد. ولی از طرف دیگر، بسیاری از پلتفرم‌ها می‌خواهند در موج تبلیغاتی‌ای که فیلم در زمان اکران سینمایی دارد، قرار بگیرند و از آن استفاده کنند. اگر فاصله بیفتد، تصور می‌کنند دوباره باید برای اینکه فیلم بالا بیاید، دیده شود و معرفی شود، تبلیغ کنند. بنابراین برای تهیه‌کننده و پلتفرم ممکن است از نظر تبلیغاتی و اقتصادی اثربخش‌تر و به‌صرفه‌تر باشد که فاصله کوتاه باشد. اما در دوره‌ای که من معاون نظارت بودم، در شورای صنفی نمایش سازمان سینمایی تصمیم گرفتیم برای کمک به سینما و بازگشت مردم، اجازه بدهیم شورای صنفی نمایش آیین‌نامه را اقتضایی اجرا کند. آن چند هفته الزامی که بعد از آن باید فیلم از پرده برداشته می‌شد، کنار گذاشته شد و اگر خاطرتان باشد چند فیلم رکورد فروش و رکورد مخاطب را هم شکستند. فکر می‌کنم همچنان می‌تواند چنین شرایطی وجود داشته باشد. البته تعداد فیلم‌هایی که می‌خواهند اکران شوند زیاد است و ناچاراً باید تعداد هفته‌های نمایش را کمتر کرد تا فیلم‌های بیشتری امکان اکران پیدا کنند.

 در این میان وضعیت اقتصادی سینمادار چه می‌شود؟ افزایش قیمت بلیت تا چه اندازه می‌تواند کمک‌کننده باشد؟

سینما همچنان ارزان‌ترین تفریح فرهنگی نسبت به کنسرت، موسیقی زنده و تئاتر است. اما حواشی رفتن خانواده به سینما، هزینه‌های دیگری ایجاد می‌کند و همین موضوع می‌تواند تصمیم خانواده را تغییر دهد. خیلی از خانواده‌ها ممکن است بگویند به جای اینکه الان به سینما برویم، یکی دو ماه صبر می‌کنیم تا فیلم وارد پلتفرم شود و در خانه ببینیم. از طرف دیگر، معتقدم قیمت‌گذاری بلیت سینما تا وقتی متمرکز باشد و از تهران برای همه کشور تعیین شود، اشکال بیشتری ایجاد می‌کند. ما خیلی از امور را به استان‌ها و شهرها واگذار کرده‌ایم. به نظرم در حوزه قیمت بلیت هم باید این امکان وجود داشته باشد که شرایط هر شهر و استان در نظر گرفته شود. وقتی به شکل رسانه‌ای اعلام می‌کنیم قیمت بلیت سینما ۲۰۰ هزار تومان شده، مردم در بسیاری از شهرها فکر می‌کنند همه سینماها همین قیمت را دارند و می‌گویند دیگر نمی‌توانیم سینما برویم. در حالی که ما سه نوع سینمای مدرن، ممتاز و درجه یک داریم و قیمت‌هایشان متفاوت است. سینماهای مدرن قیمت بالاتری دارند و در کنار آن سینماهای ممتاز و درجه یک هم هستند. علاوه بر این، آفرها، نیم‌بها بودن و شناور بودن قیمت بلیت که در شورای صنفی تصویب شده و اجرا می‌شود، شرایط متفاوتی ایجاد کرده است. در بسیاری از روزها و ساعت‌ها امکان تماشای فیلم با قیمت پایین‌تر وجود دارد. واقعاً از این ارزان‌تر، کار را برای سینمادارها سخت می‌کند. هزینه انرژی، تجهیزات، نیروی انسانی و نگهداری سینما افزایش پیدا کرده است. حفظ و نگهداری سالن‌ها در شرایط فعلی بسیار سخت است. من هفته گذشته خدمت هیأت‌مدیره انجمن سینماداران رسیدم و از آنها برای دوران جنگ تشکر کردم که تلاش کردند سینماها باز بماند. تاب‌آوری‌ای که سینماداران از خودشان نشان دادند قابل توجه است و به ما کمک می‌کند از این شرایط عبور کنیم و سینما بتواند سالن‌هایش را روشن نگه دارد. از طرف دیگر، قیمت تجهیزات نمایش فیلم بسیار افزایش پیدا کرده است. ویدئوپروژکتور یکی از مهم‌ترین تجهیزات نمایش فیلم در سینماست و قیمت آن چند برابر شده است. اگر خراب شود، بسیاری از سینماها توان تعویض آن را ندارند. بنابراین شناور کردن قیمت بلیت برای اینکه اقشار ضعیف بتوانند در ساعت‌هایی از روز با قیمت پایین‌تر فیلم ببینند، اقدام خوبی است و در کنار آن، اگر قیمت‌گذاری استانی و غیرمتمرکز شود، مشکلات کمتر خواهد شد.

 یعنی شما معتقدید ممکن است در بعضی شهرها حتی افزایش قیمت بلیت هم لازم باشد؟

بله. بعضی شهرها واقعاً نیاز دارند قیمتشان حتی افزایش پیدا کند. نباید شرایط همه کشور را یکسان تصور کرد. مردم تنوع فرهنگی، اقلیمی و اقتصادی دارند. در برخی شهرها مثلاً نیمه اول سال، پنجشنبه و جمعه مردم به کوه و دشت و طبیعت می‌روند و اصلاً سینما نمی‌روند. نمی‌شود برای چنین شهری از تهران تصمیم گرفت. باید دستورالعمل دقیق و درست داشته باشیم، نظارت از تهران باشد، اما قیمت‌گذاری متناسب با شرایط هر منطقه انجام شود. این تمرکززدایی می‌تواند به رضایت بیشتر سینماداران و همچنین مخاطبان کمک کند.

 مبنای قیمت‌گذاری باید اقتصاد سینما باشد یا توان اقتصادی مخاطب؟

هر دو. سینماداران معمولاً همیشه موافق افزایش قیمت بلیت هستند و خیلی بیشتر از قیمت فعلی را می‌خواهند. اما من همیشه تأکید کرده‌ام که باید راه‌های جذب مخاطب را بیشتر کنیم. بخشی از این موضوع به فیلمسازان و تهیه‌کنندگان برمی‌گردد؛ باید تنوع مورد نیاز مردم را در سینما داشته باشیم و نیاز مخاطب را دقیق بشناسیم. ما گاهی فکر می‌کنیم همان‌طور که قیمت بلیت را برای همه کشور تعیین می‌کنیم، مردم هم در همه کشور از یک فیلم به یک شکل استقبال می‌کنند؛ در حالی که این‌طور نیست. چهار استان تهران، خراسان رضوی، اصفهان و فارس نزدیک به ۷۰ درصد فروش سینمای کشور را به خود اختصاص داده‌اند. بخش عمده فروش همین استان‌ها هم در مراکز استان‌ها یعنی تهران، مشهد، اصفهان و شیراز اتفاق می‌افتد. در شهرهای دیگر ممکن است فیلم مورد علاقه مردم اصلاً روی پرده نیاید. من چندی پیش در چابهار بودم و با سینماگران آن شهر جلسه داشتم. آنها می‌گفتند اگر فیلم‌های قهرمان‌محور، شبیه فیلم‌هایی که جمشید هاشم‌پور در دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰ بازی می‌کرد، ساخته شود، مردم صف می‌کشند. سؤال این است که آیا یک پخش‌کننده به این فکر می‌کند که برای سینمای آن شهر فیلمی متناسب با این سلیقه اکران شود یا حتی مشابه آن تولید شود؟ نیاز مخاطب به ژانرهای مختلف وجود دارد و ما باید در تولید هم بازنگری اساسی کنیم. باید علایق مردم در شهرهای مختلف را بشناسیم. امروز خوشبختانه سامانه‌هایی ایجاد کرده‌ایم که چنین امکانی را برای فیلمسازان فراهم می‌کند. اگر در گذشته یک عدد کلی درباره فروش استان در اختیار فیلمساز قرار می‌گرفت، امروز با سامانه «رسا» می‌تواند روند سینمای ایران را شهر به شهر، سینما به سینما و حتی سانس به سانس بررسی کند. فیلمساز می‌تواند ببیند فروش فیلمش در روز اول و دوم و سوم چگونه بوده، سانس اول چه تفاوتی با سانس دوم دارد، در یک شهر چه اتفاقی افتاده و در شهر دیگر چه اتفاقی افتاده است. این داده‌ها کمک می‌کند برخورد مخاطب با فیلم بهتر شناخته شود و امیدواریم جامعه سینمایی از این امکان استفاده کند.

 اگر سالن ساخته شود، تجهیزات کامل شود، اما فیلم نفروشد، انگشت اتهام باید به سمت چه کسی برود؟

بخش عمده تصمیم‌گیری درباره فیلمی که اکران می‌شود، با دفاتر پخش، صنف سینماداران و تهیه‌کنندگانی است که صاحبان فیلم هستند. آنها تصمیم می‌گیرند چه فیلمی ساخته شود، چه فیلمی و چه زمانی اکران شود و چه داستان‌هایی تولید شود. من هنوز معتقدم تنوع ژانر در سینمای ما کم است. ژانر حادثه‌ای بعد از مدت‌ها با فیلم‌هایی مثل «اسکورت» دوباره مورد توجه قرار گرفته و احتمالاً مورد استقبال علاقه‌مندان این نوع سینما قرار می‌گیرد، چون جای آن در سینما خالی بوده است. در ژانرهای دیگر هم چنین کمبودهایی داریم و باید برای آنها فکر و طراحی و تولید شود.

 درباره سالن‌های سینما چه کرده‌اید؟ مخصوصاً سینماهایی که در جریان جنگ آسیب دیدند؟

یکی از وظایف مؤسسه سینماشهر پشتیبانی از سالن‌های سینمای کشور است. در دو سه سال اخیر، علاوه بر تجهیز سالن‌ها، بحث استفاده از داده‌ها و ایجاد سامانه‌ها را هم دنبال کردیم، چون اطلاعات برای تولید و عرضه بسیار مهم است. اما آن اقدام قدیمی مؤسسه یعنی کمک به تجهیز سالن‌ها همچنان پابرجاست. در دو سال گذشته بیش از صد قرارداد با سینماهای مختلف برای تجهیزات داشته‌ایم؛ از پروژکتور لیزری گرفته تا سیستم صدا، پرده و سرور پخش فیلم. در اسفند ۱۴۰۳ حتی مجبور شدیم تعداد زیادی سینما، حدود ۵۰ سینما را که یکی از برندهای نامرغوب سرور وارد آنها شده بود و از کار افتاده بود، در مدت کوتاهی پوشش دهیم و سرورها را جمع‌آوری و جایگزین کنیم که هزینه زیادی برای ما داشت. این حمایت‌ها در شورای حمایتی مؤسسه بررسی می‌شود. میزان فعالیت سالن، نقش و جایگاه آن در شهر و استان، خوش‌حساب یا بدحساب بودن نسبت به دفاتر پخش، میزان حمایت‌هایی که قبلاً دریافت کرده و اهمیت سالن برای شبکه سینمایی کشور در تصمیم‌گیری مؤثر است. هدف ما این است که حمایت به سه ضلع برسد؛ مردم، صاحبان فیلم و صاحبان سینما.

 در دو سال اخیر چقدر به توسعه سالن‌های جدید کمک کرده‌اید؟

در دو سال گذشته ۸۲ سالن سینمای جدید در کشور ساخته شده و ما بخش عمده‌ای از این پروژه‌ها را حمایت کرده‌ایم. البته در ماه‌هایی که شرایط جنگی بود، سرمایه‌گذاری در سینما هم کاهش پیدا کرد، اما خوشبختانه دوباره رونق گرفته است. سالن سینما مثل لوکوموتیو است که بقیه واگن‌ها را با خودش می‌کشد. وقتی سالن سینما راه می‌افتد، تولید فیلم هم رونق می‌گیرد و اهالی سینما در صنف‌های مختلف مشغول می‌شوند. ما در حوزه فنی هم نیروی متخصص بسیار خوبی داریم و تقریباً در همه حوزه‌ها توانمندی داخلی داریم. اگر سالن سینما فعال باشد، فروش خوبی داشته باشد و مخاطب وارد سالن شود، سرمایه‌گذاران برای تولید فیلم هم رغبت بیشتری پیدا می‌کنند.

 الان حدود ۷۰ شهر بالای ۱۰۰ هزار نفر هنوز سینما ندارند. برای این شهرها چه برنامه‌ای دارید؟

یکی از دغدغه‌های اصلی ما همین است. در بهمن ۱۴۰۳ در شورای سینما طرحی برای تجهیز و راه‌اندازی سالن نمایش در شهرهای بالای ۱۰۰ هزار نفر که سینما ندارند تصویب شد، اما در سال ۱۴۰۴ بودجه آن تأمین نشد. ما از بودجه‌ای که سازمان سینمایی به عنوان کمک در اختیار مؤسسه سینماشهر قرار می‌دهد، سال گذشته حدود ۱۶ سالن را در شهرهای مختلف راه‌اندازی کردیم. توجه ویژه‌ای هم به شهرهای مرزی داشتیم، چون فاصله زیادی با مرکز استان و پایتخت دارند. از جنوب کشور، جزیره بوموسی و کنگان، تا شهرستان زهک در مرز ایران و افغانستان، شهرهایی مثل گرمی و بیله‌سوار در اردبیل و ماکو در شمال غرب کشور را در اولویت قرار دادیم. هفته گذشته هم سالن سینمای زهک در مرز ایران و افغانستان افتتاح شد. البته اولویت ما فقط مرزی بودن نیست. جمعیت، آمادگی مسئولان محلی، فراهم بودن امکانات و بررسی میزان علاقه مردم به سینما هم برای ما مهم است. امسال هم با وجود شرایط سخت‌تر، امیدواریم بتوانیم برای مناطق کم‌برخوردارتر شرایط بهتری فراهم کنیم.

 درباره طرح سینمای رایگان، آیا اگر پیشنهاد پرداخت یارانه فرهنگی یا اختصاص سهمیه رایگان سینما به مردم مطرح شود، حاضر به اجرای آزمایشی آن هستید؟

من تجربه خوبی در این زمینه دارم. سال ۱۳۹۲، زمانی که مدیرعامل انجمن سینمای جوانان ایران بودم و آقای ایوبی رئیس سازمان سینمایی بودند، یکی از طرح‌هایی که اجرا کردیم، اکران رایگان یک روز برای همه مردم ایران بود. روز ۱۰ بهمن ۱۳۹۲ به مناسبت پیشواز دهه فجر، سینما را برای یک روز رایگان کردیم. تبلیغ و اطلاع‌رسانی خوبی انجام شد. آن زمان پردیس‌های سینمایی به اندازه امروز وجود نداشت، اما استقبال مردم بسیار زیاد بود. همکاران ما از سراسر کشور پیام می‌دادند که در شهر ما چه خبر است و چقدر استقبال شده است. در بعضی سینماها تا نیمه‌های شب سانس گذاشتند. البته مشکلاتی هم داشتیم؛ در بعضی شهرها به دلیل ازدحام مردم، شیشه‌ها و درها شکسته شد. مشکل اصلی این بود که زیرساخت لازم برای مدیریت این حجم از مراجعه مردم و صدور بلیت را نداشتیم. امروز این شرایط فرق کرده است. در ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ در راستای اجرای طرح جوانی جمعیت، زیرساخت طرح سینمای رایگان برای مادران دارای سه فرزند را آماده کردیم. مادرانی که سه فرزند زیر ۲۰ سال داشتند، می‌توانستند پنج بلیت رایگان دریافت کنند و همراه خانواده به سینما بروند. بلیت از طریق سامانه صادر می‌شد و حتی سامانه باید از ثبت احوال استعلام می‌گرفت تا کد ملی تأیید شود. این کار زیرساختی سختی بود، اما به خوبی اجرا شد و مسئولان مربوطه و مردم رضایت داشتند. در تماس‌هایی که با مرکز تماس سینمای ایران داشتیم، یک نکته مهم مشخص شد؛ خانواده‌های زیادی می‌گفتند در شهر ما سینما وجود ندارد؛ ما کجا برویم؟ همان حدود ۷۰ شهری که گفتم، هنوز مشکل دسترسی به سالن سینما دارند. اما از نظر زیرساخت فنی، امروز دیگر مثل سال ۱۳۹۲ غافلگیر نمی‌شویم. طرح ۳۰ اردیبهشت عملاً یک مانور بود تا ببینیم زیرساخت ایجادشده چه میزان بار را می‌تواند تحمل کند و خوشبختانه خوب اجرا شد.

 اگر دوباره سینمای رایگان اجرا شود، فکر می‌کنید مردم استقبال کنند؟

مردم ما خوشبختانه حامی سینما هستند. یکی از ویژگی‌های سینمای ایران این است که بخش عمده سالن‌های سینما فیلم‌های ایرانی را نمایش می‌دهند. در دنیا بخش عمده سالن‌های سینما در اختیار سینمای آمریکا است، اما مردم ایران همچنان علاقه دارند فیلم ایرانی را روی پرده بزرگ ببینند. ما باید این امکان را به شکل عادلانه در همه کشور فراهم کنیم. ایجاد زیرساخت مناسب بسیار مهم است و در ۱۰ سال گذشته دولت‌ها به این موضوع اهتمام داشته‌اند. در بسیاری از شهرهایی که بخش خصوصی رغبت به سرمایه‌گذاری ندارد، از مجتمع‌های فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی استفاده کرده‌ایم و با تجهیز آنها به سیستم نمایش دیجیتال، امکان نمایش فیلم را ایجاد کرده‌ایم.

 یکی از طرح‌هایی که درباره اقتصاد سینما مطرح شده، «تسهیم از مبدأ فروش بلیت» است. این طرح فقط برای شفاف‌سازی است یا درآمد سینمادار و صاحب فیلم را هم تغییر می‌دهد؟

همزمان با روز ملی سینما، همه سینماهای کشور به این طرح پیوستند. از پنجم مرداد که به شکل رسمی از طرح رونمایی کردیم، با اینکه چند روز قبل از آن شروع شده بود، خوشبختانه همه سالن‌های سینمای کشور بدون مشکل به این طرح متصل شدند. اکنون هر فیلمی که اکران می‌شود، سهم صاحب فیلم و صاحب سینما از همان ابتدا از هم تفکیک می‌شود و در کیف پول آنها قرار می‌گیرد و هر ۲۴ ساعت یک بار می‌توانند پول خود را برداشت کنند. این یک خواسته قدیمی تولیدکنندگان، کارگردانان و تهیه‌کنندگان سینمای ایران بود که بتوانند زودتر به پول خود دسترسی پیدا کنند و از آن برای تبلیغات و سرمایه‌گذاری فیلم‌های بعدی استفاده کنند. سال‌ها این فرآیند به این شکل بود که پول در اختیار سینمادار قرار می‌گرفت و سینمادار براساس توافق با دفاتر پخش، سهم صاحبان فیلم را برمی‌گرداند. در این فرآیند اختلافاتی هم میان سینمادار و صاحبان فیلم و دفاتر پخش ایجاد می‌شد. اجرای این طرح با همراهی سینماداران انجام شد. آنها در شرایط سخت فعلی پذیرفتند چنین طرحی اجرا شود؛ طرحی که چندین بار در دولت‌های مختلف مطرح شده بود اما به نتیجه نرسیده بود. به نظر من همراهی سینماداران قابل ستایش و احترام است.

 اگر سه سال دیگر، در روز ملی سینما، دوباره درباره کاهش مخاطب صحبت کنیم، قرار است باز هم همین دلایل را مطرح کنیم؟

من به عنوان مسئول نمی‌توانم همه عواملی را که می‌تواند مخاطب را به سینما بیاورد فراهم کنم. یکی از بزرگ‌ترین مشکلات ما این است که بسیاری از مردم اصلاً مطلع نمی‌شوند فیلمی که مناسب سلیقه آنهاست در سینما اکران شده است. تبلیغات بسیار مهم است و فضای مجازی به تنهایی پاسخگوی این تبلیغات نیست. شما فیلم «ببعی» و انیمیشن «سفینه نجات» را ببینید. وقتی مخاطب خودش را در شبکه‌ای که حضور دارد و آن را می‌بیند، تبلیغات مناسب، به‌وفور، با تعداد زیاد و به شکل‌های متنوع دریافت می‌کند، بچه‌ای در خانه نمی‌ماند و همه دوست دارند این فیلم را در سینما ببینند. ما باید برای بقیه فیلم‌ها هم همین اتفاق را ایجاد کنیم. من در دوره‌های مختلف این چالش را با دوستان صداوسیما و بخش بازرگانی آنها داشته‌ام. درباره رفتار سلیقه‌ای نسبت به فیلم‌های ایرانی هم صحبت کرده‌ام. در فروردین ۱۳۹۶، طی توافقی که با صداوسیما و دستگاه‌های نظارتی انجام دادیم، قرار شد برای اینکه تبلیغات فیلم‌های سینمای ایران به سمت شبکه‌های ماهواره‌ای نرود، تلویزیون به این فیلم‌ها روی خوش نشان دهد. در سال‌های ۱۳۹۶، ۱۳۹۷ و ۱۳۹۸ تیزرهای فیلم‌های ایرانی به شکل بسیار مناسبی از تلویزیون پخش شد و این اتفاق به سینمای ایران کمک زیادی کرد. اما بعد، کرونا آمد و سیاست‌ها و مدل تبلیغات تغییر کرد و متأسفانه امروز شرایطی را می‌بینیم که تبلیغات سینمای ایران در تلویزیون به شکل گذشته نیست.

 چرا این موضوع برای سینما تا این اندازه مهم است؟

وقتی کسی چند میلیارد تومان هزینه می‌کند، ماه‌ها یا یکی دو سال وقت می‌گذارد، انرژی و سرمایه صرف می‌کند و فیلم می‌سازد، اما امکان تبلیغ فیلمش را ندارد، طبیعی است که تلاش کند از هر امکانی استفاده کند. من حتی در سال ۱۳۹۵، در جلسه‌ای با معاون وقت دادستانی که درباره پخش تیزرهای ماهواره‌ای از ما توضیح می‌خواست، همین موضوع را مطرح کردم. گفتم اگر فیلمساز امکان تبلیغ فیلمش را نداشته باشد، از هر راهی برای معرفی فیلم استفاده می‌کند. قبل از انقلاب، در سینماها تبلیغات فیلم‌ها به شکلی انجام می‌شد که مخاطب منتظر اکران فیلم می‌ماند. پیش‌پرده‌ها مرتب پخش می‌شد و مخاطب با فیلم آشنا می‌شد. امروز وقتی تبلیغ یک فیلم سینمایی در تلویزیون پخش می‌شود، گاهی اصلاً متوجه نمی‌شویم فیلم چیست، بازیگرانش چه کسانی هستند، برای چه گروه سنی ساخته شده و اصلاً مناسب چه مخاطبی است. چون زمان تبلیغ آن‌قدر کوتاه است که صاحب فیلم مجبور می‌شود تیزری بسازد که مخاطب حتی فرصت نمی‌کند بفهمد با چه فیلمی مواجه است. در حالی که باید این رنگارنگی و تنوع داستان‌ها و فیلم‌هایی که در سینمای ایران اکران می‌شود، توسط تلویزیون معرفی شود. رسانه ملی باید از این ظرفیت استفاده کند، نه اینکه شبکه‌های ماهواره‌ای در معرفی فیلم‌ها از ما جلو بزنند. تبلیغات مؤثر می‌تواند مخاطب را به سینما برگرداند و ما باید این بخش را جدی‌تر بگیریم.

 پس اگر بخواهیم یک عامل را به عنوان حلقه مفقوده بازگشت مخاطب معرفی کنیم، تبلیغات یکی از مهم‌ترین آنهاست؟

قطعاً. ما سالن، تجهیزات و فیلم داریم، اما اگر مخاطب نداند چه فیلمی روی پرده است و آن فیلم برای چه گروهی مناسب است، اتفاقی نمی‌افتد. باید برای فیلم‌ها تبلیغات متنوع و گسترده انجام شود. من همچنان معتقدم مردم ایران سینما را دوست دارند. وقتی شرایط عادی باشد، وقتی فیلم متنوع باشد، وقتی سالن کیفیت مناسبی داشته باشد و وقتی مردم بدانند فیلم مورد علاقه‌شان روی پرده است، می‌توانند دوباره به سینما برگردند. سینما تجربه‌ای جمعی است که در خانه نمی‌توان دقیقاً همان را تجربه کرد. مردم دوست دارند کنار هم فیلم ببینند، مخصوصاً در فیلم‌های کمدی، با هم بخندند و این تجربه مشترک را داشته باشند. ما باید سالن‌ها را ارتقا بدهیم، صندلی، صدا و پرده را بهتر کنیم و تجربه‌ای بسازیم که مخاطب نتواند همان را در خانه به دست بیاورد. از طرف دیگر، تولیدکنندگان هم باید به این فکر کنند که فیلمی که برای سینما ساخته می‌شود واقعاً برای پرده بزرگ مناسب باشد. متأسفانه سال‌هاست بخشی از فیلم‌های سینمایی شبیه تله‌فیلم شده‌اند و وقتی مخاطب به سینما می‌رود، ممکن است احساس کند فیلم برای پرده بزرگ ساخته نشده است. اگر این چند ضلع یعنی سالن مناسب، فیلم متنوع، تبلیغات مؤثر و دسترسی عادلانه مردم به سینما در کنار هم قرار بگیرد، من امیدوارم سینمای ایران دوباره بتواند مخاطبان بیشتری جذب کند.

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی