روزنامه صبا

روزنامه صبا

محمدتقی‌زاده در گفت‌وگو با صبا:

«اعتراف می‌کنم»؛ از تعلیق تا گسست روایت


وقتی یک سریال با یک اثر خارجی مثل «Criminal» مقایسه می‌شود، این سؤال پیش می‌آید که سازندگان چقدر توانسته‌اند آن ایده را بومی کنند و چقدر صرفاً از روی نمونه خارجی الگوبرداری کرده‌اند.

 

زهرا طاهریان – «سریال «اعتراف می‌کنم» با ساختاری متفاوت و روایت پرونده‌های جنایی در فضای بازجویی، از جمله آثار متفاوت شبکه نمایش خانگی به شمار می‌رود؛ اما در کنار این تفاوت، درباره نحوه شکل‌گیری تعلیق، پیش‌بینی‌پذیر شدن روند روایت، کیفیت کارگردانی و بازی‌ها و چگونگی پرداخت به شخصیت‌ها نیز نقدهایی مطرح شده است. محمد تقی‌زاده، عباس نصراللهی و بهزاد زهرایی در گفت‌وگو با ما، ضمن بررسی نقاط قوت و ضعف این سریال، از ایده متفاوت آن، انتخاب بازیگران، ساختار اپیزودیک و چالش‌های روایت در فضای محدود گفته‌اند.

 

 

اولین مواجهه شما با سریال «اعتراف می‌کنم» چگونه بود؟ به نظرتان سریال از همان ابتدا چه تصویری از خودش ارائه می‌دهد؟

در ابتدا وقتی در نوشتار اولیه سریال، با «Criminal» نتفلیکس مقایسه می‌شود. از همان لحظه، به نظرم یک دو قطبی موافق و مخالف درباره سریال به وجود می‌آید. این را از بازخوردها هم می‌توان فهمید.

مهم‌ترین انتقادهایی که درباره سریال مطرح شده، بیشتر حول چه موضوعی است؟

بحث این پیش می‌آید که سریال چقدر ایرانی شده و چقدر تقلیدی باقی مانده است. به نظرم این یکی از بحث‌های اصلی درباره «اعتراف می‌کنم» است. طبیعتاً وقتی یک سریال با یک اثر خارجی مثل «Criminal» مقایسه می‌شود، این سؤال پیش می‌آید که سازندگان چقدر توانسته‌اند آن ایده را بومی کنند و چقدر صرفاً از روی نمونه خارجی الگوبرداری کرده‌اند.

گروه تولید «اعتراف می‌کنم» را چطور می‌بینید؟

حضور یک‌سری از بازیگران و کلیشه‌زدایی از بعضی شمایل، به نظرم نکته مثبتی است. مشخص‌ترین نمونه‌اش پوریا پورسرخ است. انتخاب پوریا پورسرخ برای این نقش، از نظر کستینگ نکته حائز اهمیتی محسوب می‌شود و به نظرم اتفاق جالبی است.

درباره مهدی هاشمی چطور؟ حضور ایشان را چطور ارزیابی می‌کنید؟

حضور مهدی هاشمی به نظرم مهم و تأثیرگذار است. ایشان یکی از بهترین بازیگران سینمای ایران است و به خاطر تنوع نقش‌هایی که بازی کرده، تقریباً هر نقشی به او بدهیم، از عهده‌اش برمی‌آید. حضورش در این سریال هم مهم است. البته مهدی هاشمی از آن بازیگرهایی است که حتی وقتی نقشی را تکرار می‌کند، باز هم می‌تواند جذاب باشد.

اگر بخواهید مهم‌ترین نقاط قوت «اعتراف می‌کنم» را جمع‌بندی کنید، به چه مواردی اشاره می‌کنید؟

فکر می‌کنم سه چیز مهم است؛ یکی بحث اپیزودیک بودن و ساختار جداگانه سریال است که باعث می‌شود هر قسمت ماجرای خودش را داشته باشد و جذاب باشد. دوم، بازیگران و انتخاب‌های کستینگ و به‌خصوص کلیشه‌زدایی از بعضی شمایل است. سوم هم خود ایده سریال است؛ اینکه یک سریال خارجی را گرفته و این ایده را وارد فضای ایرانی کرده است. البته همین مورد آخر هم محل بحث است و هم می‌تواند نقطه قوت باشد و هم نقطه ضعف.

 به نظرتان خود این ایده که یک سریال خارجی مبنا قرار گرفته، می‌تواند برای «اعتراف می‌کنم» یک امتیاز محسوب شود؟

به هر حال ایده جالب است. اینکه شما یک فرمت موفق خارجی را بگیرید و بخواهید در فضای خودتان اجرا کنید، فی‌نفسه می‌تواند جذاب باشد. بحث اصلی این است که این ایده چقدر توانسته در فضای ایرانی بازطراحی و بومی‌سازی شود. بنابراین خود ایده به نظرم نقطه قوت است، ولی میزان ایرانی شدن و فاصله گرفتن از اثر اصلی است که محل بحث قرار می‌گیرد.

روند بازجویی‌ها و نحوه پیشبرد هر پرونده را از نظر ایجاد تعلیق و غافلگیری چطور ارزیابی می‌کنید؟

حالا اگر کمی از این فضای مثبت فاصله بگیریم، یک‌سری ایرادات در سریال وجود دارد که باعث می‌شود محل مکث و بحث باشد؛ ایرادهایی که یک‌جورهایی ممکن است به ذوق موافقان و دوستداران سریال بزند و نگذارد آن را به یک سریال منحصربه‌فرد، حالا نمی‌گوییم بی‌نقص، بلکه کم‌نقص تبدیل کند. یکی از چیزهایی که وجود دارد و به نظرم خیلی هم مهم است، بخش روند بازجویی‌هاست. ببینید، روند بازجویی‌ها به شکلی است که در وهله اول مخاطب می‌داند که در پایان، یعنی بعد از قسمت دوم، فکر کنم دیگر مطمئن است که این فرد اعتراف می‌کند و ماجرا در همین قسمت تمام می‌شود. ممکن است این توجیه به وجود بیاید که ما دنبال چه چیزی هستیم؟ دنبال چگونگی آن هستیم. بله، این همان مسیر است که مثلاً هیچکاک دنبال می‌کرد و ما می‌خواهیم همین کار را انجام دهیم. اما به نظر می‌رسد این مسئله یک مقدار باگ باشد و در این فضا محل بحث قرار بگیرد که وقتی مخاطب به این نقطه می‌رسد، از آن ذوق‌زدگی گرفته می‌شود. به هر حال مسیر خیلی مبهم نیست و مخاطب متوجه می‌شود که این مسئله حل می‌شود. این یک مسئله‌ای است که پیرامون سریال وجود دارد و به نظرم تا حدی چالشی است و می‌شود آن را به عنوان نقد مطرح کرد. مسئله دوم در مورد این مسیر برمی‌گردد به اینکه هرچقدر جلوتر می‌رویم، شاهد این هستیم که ایرادات و باگ‌هایی در شخصیت‌پردازی و پردازش داستان، تعلیق، پرداخت و آن روند وجود دارد؛ به‌طوری که برخی قسمت‌ها و برخی بخش‌ها را کاملاً می‌توانیم حذف کنیم و به نظر اضافه می‌آیند. مثلاً این تجربه را داشته باشد که آقای ثانی‌فر، پلیس داستان، جدایی از همسرش را تجربه کرده؛ این‌ها می‌توانست یک چیزی باشد که مثلاً با زندگی شخصیتی که از او بازجویی می‌شود مرتبط باشد. ما در این اپیزود می‌بینیم که یک هم‌پوشانی و هماهنگی بین داستان آدم‌ها و داستان شخصیت‌ها، یعنی داستان کسانی که از آن‌ها بازجویی می‌شود به وجود می‌آید و این خیلی نکته مهمی است. اما الان تقریباً دارد به باگ تبدیل می‌شود. یک بخش برای خودش می‌رود جلو و توضیح می‌دهد و شروع می‌کند شخصیت‌ها را توضیح دادن و این یک بخش دیگر است و انگار که دو چیز جداگانه هستند.

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی