بهزاد زهرایی در گفتوگو با صبا:
«اعتراف میکنم»؛ یک تریلر پلیسی است
«اعتراف میکنم» یک تریلر پلیسی است. حالا درباره اینکه آیا روانشناختی هم هست یا نه، باید بگویم که در گذشته مرزها بین ژانرها خیلی پررنگتر بودند و اختلاط ژانر کمتر داشتیم.

زهرا طاهریان – «سریال «اعتراف میکنم» با ساختاری متفاوت و روایت پروندههای جنایی در فضای بازجویی، از جمله آثار متفاوت شبکه نمایش خانگی به شمار میرود؛ اما در کنار این تفاوت، درباره نحوه شکلگیری تعلیق، پیشبینیپذیر شدن روند روایت، کیفیت کارگردانی و بازیها و چگونگی پرداخت به شخصیتها نیز نقدهایی مطرح شده است. محمد تقیزاده، عباس نصراللهی و بهزاد زهرایی در گفتوگو با ما، ضمن بررسی نقاط قوت و ضعف این سریال، از ایده متفاوت آن، انتخاب بازیگران، ساختار اپیزودیک و چالشهای روایت در فضای محدود گفتهاند.
میخواهم درباره ژانر این سریال بپرسم. به نظر شما «اعتراف میکنم» یک سریال جنایی است یا بیشتر با ترفندها و مفاهیم روانشناسی سروکار دارد؟
اجازه بدهید درباره ژانرشناسی یک توضیح بدهم؛ چون متأسفانه این مقولههای نظری سینما در کشور ما همیشه مغفول و گمنام بودهاند. وقتی موضوعی داریم که در رابطه با قتل و اتفاقات اینچنینی است، میخواهم بهطور کلی واژهها را درست به کار ببرم. اگر ما موضوع را از دید کارآگاه دنبال کنیم، مثل شرلوک هلمز یا پوآرو، سریال تبدیل به یک اثر کارآگاهی میشود. همه اینها هم زیرژانرهای مختلفی دارند. اگر از دید مقتول یا قاتل به ماجرا نگاه کنیم، مثل سریال «تو» که در آمریکا بیشتر دیده شده، در واقع داریم قاتل را دنبال میکنیم که آدم میکشد و اتفاقات مربوط به او را میبینیم. در این حالت، ژانر سریال جنایی میشود؛ یعنی ما ماجرا را از دید جانی دنبال میکنیم و باید با او همراه شویم. این سریال یک ماجرا و کشمکش دارد که آن را تریلر هم محسوب میکنیم. در واقع، سریال «اعتراف میکنم» یک تریلر کارآگاهی یا پلیسی است. اگر کارآگاه آن شرلوک هلمز یا مثلاً پوآرو باشد، کارآگاهی خصوصی محسوب میشود. اگر پلیس رسمی در آن حضور داشته باشد، تبدیل به یک اثر پلیسی میشود؛ مثل آثار دیوید فینچر. بنابراین اگر بخواهیم از لحاظ ژانرشناسی درست بگوییم، «اعتراف میکنم» یک تریلر پلیسی است. حالا درباره اینکه آیا روانشناختی هم هست یا نه، باید بگویم که در گذشته مرزها بین ژانرها خیلی پررنگتر بودند و اختلاط ژانر کمتر داشتیم. مثلاً یک فیلم فقط عاشقانه بود و تم سیاسی، اقتصادی یا اجتماعی در آن وجود نداشت. سالهاست که ما اختلاف ژانر داریم. اما برای شناسایی ژانر باید ببینیم آن تم چه درصدی از سریال را به خودش اختصاص میدهد تا بتوانیم بگوییم مثلاً اثر روانشناختی هم هست. در این مدل سریال هم شاید یک قسمت کاملاً رنگوبوی روانشناختی به خودش بگیرد و شاید هم نگیرد. دقت کردید؟ این موضوع به هر قسمت سریال بستگی دارد.
درباره بازی بازیگران، انتخابها و گریمهای متفاوت سریال چه نظری دارید؟
یک اتفاقی افتاده که به نظر من در این سریال اتفاق خوبی است و آن، بحث انتخاب بازیگران است. بازیگران به نسبت در یک باند تراز قرار گرفتهاند؛ یعنی یکی از آنها بسیار ضعیف نیست و دیگری در نقطه مقابل، بسیار در اوج نیست که تفاوت بین بازیگران و حتی بازی آنها فاحش باشد. این باعث میشود کار یکدست شود. شما وقتی یک مجموعه، یک اداره، یک اتاق، یک هتل یا یک مغازه را نشان میدهید، کاراکترها خیلی نمیتوانند از هم پرت باشند. اینجا چون یک محیط پلیسی است، تنها کسی که میتوانیم از لحاظ قدرت بازیگری یا بازی متفاوت برایش استثنا قائل شویم، از لحاظ اصول علمی بازیگری و کارگردانی، همان متهمی است که میآورند. یعنی این تیم را باید یکدست ببینیم که به نظر من این یکدستی بهدرستی رعایت شده است.
یعنی به نظر شما این اتفاق در انتخاب بازیگران رعایت شده است؟
بله، رعایت شده است. حالا آن بازیگری که ما دیدیم و آوردهاند، هنوز به مرحلهای نرسیده که یک هیولای قدرتمند را بیاورند. البته باز هم در همان باند هستند و ایرادی هم ندارد. ولی از لحاظ اینکه مثلاً اگر من میخواستم انتخاب کنم، اگر قرار بود یک زن را به عنوان مجرم بیاورم، حتماً یک زن چهره و سرشناس میآوردم و یک بازی حسابی از او میگرفتم. اینطوری سریال خیلی کشش پیدا میکرد. اگر یک خانم قدرتمند یا یک آقای قدرتمند و یک بازیگر درجهیک را بیاورند که نقش هیولا را بازی کند، کل سریال را بالا میکشد و این موضوع ربطی به ترکیببندی بازیگران در اتاق پلیس ندارد.
شاید این انتخاب به این دلیل انجام شده باشد که نشان دهند صرفاً یک آدم با چنین ویژگیهای ظاهری یا کسی که به چهرهاش میخورد، الزاماً قاتل نیست. البته این فقط نظر من است و ممکن است درست نباشد.
نه، ببینید، ما خانم رویانونهالی را در چند فیلم آقای فرمانآرا داریم؛ «خانه روی آب» و یکی از فیلمهایش «بوی کافور، عطر یاس» بود. اساساً یک بازیگر قوی و نامدار میتواند نقش یک زن خانهدار و مطیع را هم بازی کند. توانایی آن بازیگر است که این کار را انجام میدهد. من بحث نامدار و قدرتمند بودن بازیگر را دارم. ما خیلی وقتها میگوییم مثلاً اگر فیلم آقای سروش صحت این چهار چهره را نداشته باشد، کسی نمیرود آن را ببیند. به خاطر آن چهار اسم، مثلاً امین حیایی و مهران مدیری، مردم میروند فیلم را میبینند. اینجا برعکسش را میگویم. از لحاظ الزامات ژانری و ماهیت ساخت، باید برای آن حریف یک چهره میآوردند. هم از لحاظ کیفی، کار پررنگ و گلدرشت میشد و هم یک حریف و شخصیت منفی قدرتمند در سریال قرار میگرفت.




