مهدی فرجی در گفتوگو با روزنامه صبا:
نسل جوان را نباید مقصر دانست/ سختگیری در حوزه دفاع مقدس دست قصهپرداز را میبندد
اینکه فکر کنیم وقتی داریم به موضوع دفاع مقدس میپردازیم حتماً باید همه چیز با واقعیت تطبیق داشته باشد، دست قصهپرداز را میبندد و خیالپردازیها را محدود میکند.

سروین دهقان – دفاع مقدس برای تلویزیون ایران همواره یکی از مهمترین و در عین حال دشوارترین حوزههای تولید بوده است؛ حوزهای که از یک سو به دلیل پیوند با تاریخ معاصر، فرهنگ و خاطره جمعی جامعه اهمیت ویژهای دارد و از سوی دیگر، تولید اثر نمایشی درباره آن با محدودیتها، حساسیتها و الزامات خاصی همراه است. مسئله اما فقط به امکانات تولید، بودجههای سنگین یا دسترسی به تجهیزات مورد نیاز برای بازسازی فضای جنگ محدود نمیشود؛ آنچه در سالهای اخیر بیش از گذشته محل بحث بوده، چگونگی روایت این دوره تاریخی برای مخاطب امروز است؛ مخاطبی که با زبان روایی متفاوتی بزرگ شده و برای همراه شدن با یک فیلم یا سریال، بیش از هر چیز به قصه، شخصیت و درام نیاز دارد. مهدی فرجی، تهیهکننده و مدیر باسابقه تلویزیون، از جمله چهرههایی است که تجربه فعالیت در هر دو سوی این ماجرا را دارد؛ سالها در جایگاه مدیریتی در سازمان صداوسیما با تولید آثار نمایشی مواجه بوده و پس از پایان مسئولیتهای مدیریتی، وارد عرصه تهیهکنندگی شده است. در سوابق مدیریتی او، مدیرکل تولید، مدیر فیلم و سریال شبکه یک و همچنین مدیر شبکههای یک و دو سیما دیده میشود. در دوره فعالیت مدیریتی او نیز آثاری همچون «مدار صفر درجه»، «زیر تیغ»، «صاحبدلان»، «ساعت شنی»، «میوه ممنوعه» و«پایتخت» در مجموعه تولیدات شاخص تلویزیون قرار گرفتند. فرجی پس از سالها فعالیت مدیریتی، به شکل جدی وارد عرصه تهیهکنندگی شد و «لژیونر» از تجربههای نخست او در این عرصه بود. پس از آن، «نونخ» به یکی از مهمترین پروژههای کارنامه تهیهکنندگی او تبدیل شد؛ مجموعهای که در چند فصل ادامه پیدا کرد و فرجی تهیهکنندگی آن را بر عهده داشت. «۰۲۱» و «حکم رشد» نیز از دیگر سریالهایی هستند که در دوره فعالیت او به عنوان تهیهکننده تولید شدند. اهمیت این سابقه از آن جهت است که فرجی در بحث درباره دفاع مقدس، صرفاً از منظر یک تهیهکننده صحبت نمیکند؛ او تجربهای طولانی در مدیریت تولید و تصمیمگیری درباره آثار نمایشی دارد و در سالهای اخیر نیز مستقیماً با دشواریهای تولید سریال، از جمله ساخت یک مجموعه چندفصلی مانند «نونخ»، مواجه بوده است. خودش نیز پیشتر درباره دشواری تولید این مجموعه گفته بود که ساخت «نونخ» به دلیل ویژگیهای فرهنگی، لهجه، قومیت و حساسیتهای مربوط به نمایش فرهنگ محلی، کار سادهای نیست. اکنون فرجی در گفتوگو با روزنامه صبا، از چالشهای تولید آثار دفاع مقدس میگوید؛ از اینکه چرا این آثار کمتر به برندهای ماندگار تبدیل شدهاند، چرا نباید نسل جوان را به دلیل فاصله گرفتن از برخی آثار دفاع مقدس مقصر دانست، چگونه میتوان قهرمانهایی انسانیتر و باورپذیرتر خلق کرد و چرا به اعتقاد او، مشکل آثار دفاع مقدس را نباید فقط در کمبود بودجه جستوجو کرد. او همچنین از پروژه دفاع مقدسی جدیدی خبر میدهد که در مرحله پیشتولید قرار دارد و قرار است «برگی از تاریخ پرافتخار دوران دفاع مقدس» را به تصویر بکشد.
شما سالها از داخل مدیریت تلویزیون به تولید نگاه کردهاید و حالا از جایگاه تهیهکننده با آن مواجه هستید؛ امروز اگر بخواهید عملکرد تلویزیون در حوزه دفاع مقدس را از بیرون نقد کنید، اولین نقدتان چیست؟
برای این سؤال پاسخ مشخصی ندارم و ترجیح میدهم درباره آن اظهارنظر نکنم.
چرا تلویزیون توانست «نونخ» را به یک برند تبدیل کند، اما در ژانر دفاع مقدس کمتر توانسته چنین برندی بسازد؟
واقعیت این است که برند کردن آثار دفاع مقدس، چه فیلم سینمایی باشد، چه سریال و چه مجموعه تلویزیونی، به مراتب کار سختتر و دشوارتری است. نمیگویم اصلاً شدنی نیست، اما به هر حال موضوع دفاع مقدس یکی از مسائل حساس، مهم و کلیدی کشور ماست و نمیتوان با آن مثل هر موضوع دیگری برخورد کرد. ما هنوز از سالهای دفاع مقدس فاصله زیادی نگرفتهایم و مردم هم با حساسیت به آثار فرهنگی و هنری که در این خصوص تولید میشود نگاه میکنند. به هر حال بخش زیادی از جامعه هنوز با آن دوران ارتباط مستقیم دارد. کسانی که در سالهای جنگ حضور داشتند، رزمندگان عزیز، جانبازان عزیز و خانوادههای شهدا هنوز در جامعه حضور دارند و طبیعی است که وقتی اثری درباره آن دوران ساخته میشود، با دقت و حساسیت بیشتری آن را دنبال کنند. بنابراین اینکه ما به راحتی بتوانیم یک سریال دفاع مقدسی را به برند تبدیل کنیم و بعد فصلهای بعدی آن را تولید کنیم، کار به مراتب سخت و دشواری است. با بسیاری از موضوعات مربوط به دفاع مقدس خیلی نمیشود شوخی کرد و خیلی نمیشود به شکل ساده و معمول روی آنها تمرکز کرد. حساسیتهایی وجود دارد که باید آنها را در نظر گرفت. من فکر میکنم یکی از کارهای مهمی که ما میتوانیم انجام دهیم این است که به جای اینکه فقط سریالهای فصلی در حوزه دفاع مقدس تولید کنیم و بخواهیم آنها را تبدیل به برند کنیم، سعی کنیم موضوع دفاع مقدس را در سریالهای روزمره خودمان هم قرار دهیم؛ هم در تلویزیون و هم در پلتفرمها. به هر حال یک افتخارآفرینی بزرگ توسط ملت ما صورت گرفته است. این خیلی خوب است که ما در آثار فرهنگی که تولید میکنیم، حداقل اشارهای به موضوع دفاع مقدس، شخصیتها، قهرمانیها و ایثارگریهای آن دوران داشته باشیم. لازم نیست همیشه یک اثر را از ابتدا تا انتها به عنوان یک اثر مستقیم دفاع مقدسی تعریف کنیم. میتوانیم فرهنگ ایثار و مقاومت را در آثار هنری و فرهنگیمان بگنجانیم و به این ترتیب این فرهنگ را در مجموعه تولیداتمان زنده نگه داریم. به اعتقاد من اگر در بیشتر کارهایی که حداقل در تلویزیون تولید میشود، بتوانیم به شکل درست و طبیعی اشارهای به این موضوع داشته باشیم، میتوانیم موضوع دفاع مقدس را بسیار بزرگ، مهم و ماندگار کنیم. این موضوع بخشی از تاریخ و فرهنگ ماست و باید در آثار فرهنگی ما حضور داشته باشد.
آیا مشکل آثار دفاع مقدس کمبود بودجه است یا کمبود قصهای که مخاطب امروز را درگیر کند؟
البته پول و بودجه مسئله مهمی است. واقعیت این است که تولیدات مربوط به حوزه دفاع مقدس، کارهای سنگین و پرهزینهای هستند. برای تولید چنین آثاری امکانات و تجهیزات زیادی لازم است. اما به اعتقاد من مشکل اصلی فقط پول نیست. یکی از مشکلات اصلی این است که متولیانی که در حوزه دفاع مقدس در کشور فعالیت میکنند، بسیار سختگیرانه با موضوع دفاع مقدس در فیلمنامهها برخورد میکنند. اینکه فکر کنیم وقتی داریم به موضوع دفاع مقدس میپردازیم حتماً باید همه چیز با واقعیت تطبیق داشته باشد، دست قصهپرداز را میبندد و خیالپردازیها را محدود میکند. طبیعتاً فیلمساز باید به واقعیت تاریخی احترام بگذارد، اما اگر قرار باشد هر بخش از قصه حتماً به یک واقعه ثبتشده و دقیقاً اتفاقافتاده محدود شود، فضای قصهپردازی محدود میشود. این موضوع میتواند کار نویسنده را سخت کند. از طرف دیگر، اگر فکر کنیم همه دستگاهها و نهادهای مربوط به دفاع مقدس باید یک فیلمنامه را بخوانند و نظر بدهند و اگر تأیید کردند، بعد متریال و مواد تولید این فیلم سینمایی یا سریال دفاع مقدسی را در اختیار فیلمساز قرار دهند، باز هم مسیر تولید دشوار میشود. بالاخره مواد منفجره، توپ و تانک، هواپیما و هلیکوپتر چیزی نیست که هر جایی وجود داشته باشد و فیلمساز بتواند به راحتی آنها را از یک جایی تأمین کند. برای تأمین این امکانات ناچار است در تأیید فیلمنامهاش تأیید دستگاهها و نهادهای مربوط به دفاع مقدس را داشته باشد. آنجا خیلی مواقع سختگیرانه برخورد میشود. خیلی مواقع هم سلیقهها با سلیقه فیلمساز یکی نیست. بنابراین محدودیتها و مشکلاتی به وجود میآید که روی روند تولید تأثیر میگذارد. نکته دوم بحث بودجه است. این حرف بسیار درستی است که متأسفانه به اندازه کافی برای تولیدات دفاع مقدسی سرمایهگذاری نمیشود. این هم یک مسئله است و نمیتوان آن را نادیده گرفت. تولید آثار دفاع مقدس به دلیل امکاناتی که نیاز دارد، هزینهبر است و باید برای آن سرمایهگذاری شود. اما در کنار بودجه، ما برای اینکه بتوانیم فیلمهای دفاع مقدسی جذاب بسازیم، باید ابتدا قصههای جذاب داشته باشیم. باز هم فکر میکنم به دلیل دشواریهایی که تحقیق و پژوهش در حوزه دفاع مقدس دارد و همینطور اینکه دستیابی به شخصیتهایی که میتوانند دفاع مقدس ما را روایت کنند، گاهی دشوار است و این افراد در دسترس نیستند، کار قصهنویسی سخت شده است. معمولاً وقتی با نویسندهها صحبت میکنیم، میگویند کار در این حوزه خیلی سخت است. میگویند ما نمیتوانیم خیلی خیالپردازی کنیم. بنابراین ترجیحشان این میشود که بروند در حوزههای دیگر کار کنند؛ چون دستشان بازتر است و محدودیتهای کمتری دارند. ما حتماً باید تلاش کنیم نویسندههای با موضوع دفاع مقدس را شناسایی کنیم و روی آنها تمرکز داشته باشیم. حتی باید شرایطی فراهم کنیم که این نویسندگان بتوانند تکثیر شوند و نویسندگان دیگری به آنها اضافه شوند. باید بتوانیم دستمزدهای نسبتاً بهتری در حوزه دفاع مقدس به نویسندگانمان بدهیم و شرایط را برای نگارش فیلمنامه با موضوع دفاع مقدس فراهم کنیم. بنابراین اگر بخواهیم یک جمعبندی داشته باشیم، مشکل فقط پول نیست. بودجه یک بخش مهم ماجراست، اما قصه، فیلمنامه، تحقیق و پژوهش، نویسنده و شرایطی که برای قصهپردازی فراهم میکنیم، همه در کنار هم قرار میگیرند تا یک اثر دفاع مقدسی جذاب شکل بگیرد.
اگر نسل جوان با فیلمهای کلاسیک دفاع مقدس ارتباط نمیگیرد، آیا باید نسل جوان را مقصر دانست یا روایتگر را؟
نسل جوان را که نباید مقصر شناخت. ببینید، یک جاهایی روایتگری ما درست نبوده و خوب عمل نکردهایم و همین موضوع باعث دلزدگی در بین مخاطبان شده است. خیلی شعاری عمل کردهایم و این شعارزدگی باعث شده بخشی از مخاطبان نتوانند با اثر ارتباط برقرار کنند. یک جاهایی هم فیلمسازهای ما فیلمهای خوبی نساختهاند. آثار دفاع مقدس در تلویزیون و سینما زیاد ساخته شده، اما اینکه بگوییم کارهای درخشان و آثاری که آدم را میخکوب کند و بنشاند پای فیلم، تعدادشان زیاد بوده و قابل توجه بوده، من عرض میکنم نه. بنابراین یک بخش از مسئله این است که فیلمساز متأسفانه نتوانسته آثار فاخر، درخور توجه، جذاب و باشکوه تولید کند. وقتی مخاطب قرار است چند ساعت از وقت خود را صرف دیدن یک فیلم یا چندین قسمت یک سریال کند، باید چیزی در قصه و شخصیت وجود داشته باشد که او را همراه کند. یک جاهایی هم سختگیریهایی که در حوزه دفاع مقدس در تولیدات وجود دارد، باعث شده روایتگریها خیلی شعاری، خیلی مستقیم و غیرسینمایی و غیرتلویزیونی باشد. وقتی روایت بیش از اندازه مستقیم شود، فرصت کشف و همراهی را از مخاطب میگیرد. مجموعه این مسائل باعث شده فیلم و سریالهایی که ما در این حوزه میبینیم، در رقابت با سایر آثار، مثل ملودرامها و سریالهای عاشقانه، از جذابیت کمتری برخوردار باشند. بنابراین نسل جوان کمتر به آنها توجه کرده است. به نظرم اگر بخواهیم مخاطب جوان را جذب کنیم، نباید او را سرزنش کنیم. باید ببینیم خودمان چه چیزی برای او ساختهایم و چقدر توانستهایم قصهای ارائه کنیم که برایش جذاب باشد. مخاطب امروز انتخابهای زیادی دارد و اگر یک اثر نتواند او را با خودش همراه کند، طبیعی است که به سراغ اثر دیگری برود.
چرا قهرمانهای دفاع مقدس در بسیاری از آثار ما یا بیش از حد قدیسگونهاند یا اصلاً فرصت پیدا نمیکنند وجه انسانی و خاکستریشان دیده شود؟
بله، من موافقم. واقعیتش این است که ما در بسیاری از آثار دفاع مقدسیمان، قهرمانان را بسیار انسانهای قدیس و مقدس، بدون اشکال، بدون نقص و بدون کمبود نشان دادهایم؛ یعنی از ابتدا اصلاً یک قهرمان هستند. در حالی که کاری که در فیلمسازی صورت میگیرد این است که ما باید به یک شخصیت منحنی رشد بدهیم. نباید از ابتدا با یک شخصیت قهرمانی مواجه باشیم که هیچ نقش و مسیری برای رشد ندارد. به یک عبارتی، قهرمان قصه ما نباید اول تا آخر یکی باشد و در یک خط مستقیم قرار داشته باشد. باید سیر صعودی پیدا کند. اگر فرض کنیم داریم یک فیلم میبینیم و قهرمان قصه ما با یک بحران، یک چالش و یک مشکل مواجه میشود، اگر از ابتدا مطمئن باشیم این مشکل را حل میکند، این انسان نمیلغزد، دچار خطا نمیشود و تصمیم اشتباه نمیگیرد، خب این دیگر چه چیز جذابی برای یک بیننده دارد که ببیند؟ عملاً ابتدا تا پایانش قابل پیشبینی است. بیننده وقتی یک سریال یا فیلم را دنبال میکند که برایش قابل پیشبینی نباشد؛ نه موضوع قصه و نه شخصیت قصه. باید هر لحظه احتمال بدهد ممکن است شخصیت ما دچار چالش شود، در یک چالش و بحران بلغزد، خطا کند یا تصمیم اشتباه بگیرد. یا اینکه جریان و ماجرا و قصه ما به گونهای باشد که قابل پیشبینی نباشد و بیننده دچار غافلگیری شود. خب ما تقریباً چنین چیزی را در آثار دفاع مقدسیمان کمتر داریم و به همین دلیل فیلمهایمان هم کمتر جذاب است. اینکه شخصیت را انسانی نشان بدهیم به معنای این نیست که قهرمانی او را زیر سؤال ببریم. اتفاقاً وقتی مخاطب مسیر یک شخصیت را دنبال میکند، وقتی میبیند او با چالش مواجه میشود، تصمیم میگیرد، ممکن است خطا کند و بعد از آن مسیر رشدش را طی میکند، این مسیر برای مخاطب قابل لمستر و جذابتر میشود. ما باید به شخصیت فرصت بدهیم که در طول داستان ساخته شود. اگر شخصیت از همان صحنه اول کامل و بینقص باشد، دیگر اتفاق خاصی برای او نمیافتد که مخاطب بخواهد آن را دنبال کند.
آیا معتقدید برای ساخت فیلم دفاع مقدس باید بودجه دولتی وجود داشته باشد، چون سرمایه خصوصی به دلیل ریسک گیشه وارد این حوزه نمیشود؟
بله، معتقدم دولت حتماً باید در فیلمهای دفاع مقدسی سرمایهگذاری کند. موضوع دفاع مقدس با فرهنگ ما و با تاریخ ما گره خورده است. ما درباره یک دوره پرشکوه و پرافتخار از این سرزمین و ملت ما صحبت میکنیم. افتخارآفرینیهای بسیار بزرگی صورت گرفته است. مردم ما تقریباً با دست خالی و بدون داشتن بسیاری از تجهیزات نظامی پیشرفته، با یکی از بزرگترین قدرتهای منطقهای و همزمان با بسیاری از کشورهای غربی که از رژیم صدام حمایت میکردند، درگیر جنگ بودند و یک افتخار بزرگ آفریدند. این موضوع در فرهنگ ما تنیده شده است. امروز در هر کوچه و پسکوچهای نام یک شهید وجود دارد. بسیاری از قلههای قهرمانی ما همین شهدای ما هستند و اینها بخشی از تاریخ و هویت این جامعه هستند. بنابراین طبیعی است که دولت باید در سرمایهگذاری برای ساخت فیلمهای دفاع مقدس نقش داشته باشد. باید اجازه بدهد این سینما رشد کند، پویایی داشته باشد و مسیر رو به کمال خود را طی کند. تولید یک اثر دفاع مقدسی معمولاً هزینههای بیشتری دارد و امکانات بیشتری میخواهد. بنابراین نمیتوان انتظار داشت که همیشه سرمایه خصوصی به تنهایی وارد این حوزه شود و تمام هزینهها و ریسکهای تولید را قبول کند. به همین دلیل معتقدم حمایت دولت از این حوزه لازم است تا این سینما بتواند به مسیر خودش ادامه دهد و آثار بیشتری تولید شود.
چرا مخاطبان آثار دفاع مقدس دو دستهاند؛ یک سری ارتباط میگیرند و یک سری دیگر خیر و این آثار را سطحی و سفارشی میبینند؟ به نظرتان مشکل اصلی چیست؟
بخشی از این موضوع به همان مسئله روایتگری برمیگردد. وقتی ما در یک اثر بیش از اندازه مستقیم و شعاری صحبت میکنیم، طبیعی است که بخشی از مخاطبان نتوانند با آن ارتباط برقرار کنند. در واقع اگر فیلمساز به جای اینکه اجازه بدهد قصه و شخصیتها با مخاطب صحبت کنند، بخواهد همه چیز را مستقیماً به مخاطب بگوید، جذابیت اثر کمتر میشود. ما باید بتوانیم قصههای جذاب داشته باشیم. باید شخصیتهایی داشته باشیم که مخاطب بتواند آنها را بشناسد و با آنها همراه شود. اگر قهرمان ما از همان ابتدا بدون نقص و بدون چالش باشد، طبیعی است که بخشی از مخاطبان امروز با او ارتباط برقرار نکنند. در کنار این موضوع، سختگیریهایی که در حوزه تولید آثار دفاع مقدس وجود دارد نیز میتواند بر شکل روایت تأثیر بگذارد. مجموعه این مسائل دست به دست هم میدهد تا بخشی از مخاطبان احساس کنند اثر بیش از اندازه مستقیم یا سفارشی است. بنابراین باید به قصه و شخصیت توجه بیشتری کنیم. اگر داستان جذاب باشد و شخصیتها برای مخاطب قابل لمس باشند، میتوانیم مفاهیم مورد نظرمان را هم در دل همین قصه منتقل کنیم.
با توجه به شرایط امروزی، آیا تصمیم به ساخت اثر دفاع مقدسی دارید؟ و اگر بله، کمی درباره اثر توضیح دهید.
بله. من همین الان درگیر پیشتولید یک اثر دفاع مقدسی هستم که انشاءالله یک برگ از تاریخ پرافتخار دوران دفاع مقدس را ورق خواهد زد و تصاویری از آن دوران باشکوه را به تصویر خواهد کشید. این پروژه در مرحله پیشتولید قرار دارد و تلاش ما این است که بتوانیم تصویری از آن دوران را به نمایش بگذاریم. طبیعتاً برای ساخت چنین اثری باید به شرایط و ویژگیهای آن دوران توجه داشت و بتوانیم فضای آن سالها را به شکل مناسبی به تصویر بکشیم. اطلاعات دقیقتر درباره پروژه را انشاءالله در فرصتهای بعدی عرض خواهم کرد.
صحبت پایانی
به اعتقاد من دفاع مقدس همچنان یکی از موضوعات مهم فرهنگی و تاریخی کشور ماست و باید برای روایت درست آن تلاش کنیم. ما یک دوره مهم و پرافتخار را پشت سر گذاشتهایم و لازم است این تاریخ و فرهنگ ایثار و مقاومت در آثار هنری و فرهنگی ما حضور داشته باشد. اما این حضور باید با قصههای جذاب و روایت درست همراه باشد. اگر بتوانیم این اتفاق را رقم بزنیم، هم میتوانیم مخاطب امروز را بیشتر با این آثار همراه کنیم و هم این بخش مهم از تاریخ کشورمان را برای نسلهای بعد روایت کنیم.




