ساناز آقایی در گفتوگو با صبا:
برای خلق شخصیت، بازسازی رفتارهای بیرونی کافی نیست
ساناز آقایی، بازیگر نمایش «قصاب»، با اشاره به تغییر جنسیت شخصیت افسر پلیس در اجرای شاهو رستمی، این انتخاب را فرصتی برای پرداختن به ابعاد پیچیدهتری از قدرت، آسیبپذیری و خشونت اجتماعی میداند.

سروین دهقان – نمایش «قصاب» به کارگردانی شاهو رستمی، با تکیه بر موقعیتی معمایی و پرسشهایی اخلاقی، مخاطب را به مواجهه با مرزهای مبهم عدالت، قدرت و خشونت میبرد؛ جایی که حقیقت همیشه آن چیزی نیست که در نگاه نخست به نظر میرسد. در گفتوگو با شاهو رستمی، ساناز آقایی و پویا باقری، از شکلگیری این اجرا، چالشهای بازیگری و کارگردانی، بازخوانی شخصیتها و دشواریهای تولید و ادامهدادن تئاتر در روزگار امروز گفتهایم؛ گفتوگوهایی درباره نمایشی که میخواهد تماشاگر را نه فقط سرگرم، بلکه وادار به فکرکردن کند.
ساناز آقایی، بازیگر نمایش «قصاب»، با اشاره به تغییر جنسیت شخصیت افسر پلیس در اجرای شاهو رستمی، این انتخاب را فرصتی برای پرداختن به ابعاد پیچیدهتری از قدرت، آسیبپذیری و خشونت اجتماعی میداند. او معتقد است در انتخاب نقش، متن و جهان دراماتیک اثر برایش اولویت دارند و با وجود دشواریهای اقتصادی و موانع تولید، ادامه فعالیت در تئاتر را نوعی ایستادگی میداند.
در مسیر بازیگریتان، چه چیزی در نمایش «قصاب» شما را برای پذیرفتن این نقش متقاعد کرد؟
اولویت من در انتخاب نقش و نمایش، همواره متن و نمایشنامه است. متن دراماتورژیشده «قصاب»، با ادبیات روان و فاصلهگرفتن از کلیشههای متون ترجمهشده، در کنار قصه معمایی و پرتعلیقش، برایم جذاب بود. محتوا و پیام نمایش نیز با باورها و طرز فکر من شباهت داشت. از طرف دیگر، به شاهو رستمی بهعنوان کارگردان و توانایی او برای ارائه اجرایی خوب از این متن باور داشتم. مجموع این عوامل باعث شد حضور در «قصاب» را بپذیرم.
شخصیت افسر پلیس در نسخه اصلی نمایشنامه مرد است، اما در اجرای شاهو رستمی این شخصیت به زنی تبدیل شده است. این تغییر چه امکانات و چالشهایی برای شما ایجاد کرد؟
صادقانه بگویم، این تغییر باعث شد یکی از بهترین پیشنهادهای بازیگری دوران حرفهایام در تئاتر را دریافت کنم. این نقش از جنبههای مختلف، چه اکتسابی و چه انتسابی، با من تناسب داشت.
تغییر جنسیت شخصیت افسر پلیس، با ظرافت و ریزبینی، به جهان اثر کمک میکند و میتواند در انتقال مفهوم نمایش و بازنمایی نقش زنان در خشونتهای گسترده اجتماعی و بازپسگرفتن حقوق پایمالشدهشان مؤثر باشد.
چالش اصلی من در اجرای این نقش، نمایش همزمان قدرت یک افسر پلیس و آسیبپذیری او بهعنوان یک مادر بود. همچنین باید شوخطبعی بیملاحظه و گاه بیمزه شخصیت را در کنار زخمها و دردهای تاریخی و پنهان او نشان میدادم. کنار هم قراردادن این ویژگیهای ظاهراً متناقض، بخش مهمی از دشواری و جذابیت نقش بود.
برای باورپذیرکردن شخصیت پلیس، بیشتر به رفتارهای بیرونی و زبان بدن تکیه کردید یا به جهان درونی و تناقضهای او؟
اندکی از رفتارهای بیرونی افسران پلیس وام گرفتم، اما مبنای اصلی شکلگیری شخصیت، جهان نمایشنامه و ویژگیهای درونی او بود. به نظرم برای خلق یک شخصیت باورپذیر، صرفاً بازسازی رفتارهای بیرونی کافی نیست؛ بازیگر باید بتواند منطق رفتاری شخصیت را در موقعیتهای مختلف درک کند و از دل آن، به انتخابهای اجرایی برسد.
همکاری با شاهو رستمی در شکلگیری این شخصیت چقدر تعیینکننده بود؟ تا چه اندازه در طراحی و تفسیر نقش آزادی عمل داشتید؟
تسلط شاهو رستمی بر متن و درک او از مفهوم و محتوای اثر، در هدایت بازیگران بسیار تأثیرگذار بود. او در طراحی و اجرای نقشها کمک زیادی به ما میکرد و نسبت به جزئیات بازیها حساسیت بالایی داشت. با این حال، این دقت و حساسیت به معنای محدودکردن نقش بازیگران در فرایند خلق شخصیت نبود، بلکه به آنها کمک میکرد انتخابهایشان را دقیقتر کنند و به درک مشترکتری از جهان نمایش برسند.
آیا فکر میکنید زنبودن شخصیت پلیس، برداشت مخاطب از اقتدار، قدرت و تصمیمگیری او را تغییر میدهد؟ این تغییر را در واکنش تماشاگران احساس کردهاید؟
فکر میکنم لزوماً چنین نیست. از نظر من، بخش عمدهای از تماشاگران تئاتر از مرزهای جنسیتزده عبور کردهاند و ویژگیهای یک شخصیت را نه صرفاً بر اساس جنسیت، بلکه با توجه به موقعیت، جهان و کنشهایی که در آن شکل میگیرد، ارزیابی میکنند. به همین دلیل، ترجیح میدهم این شخصیت را بیش از آنکه از دریچه زن یا مرد بودن ببینم، در بستر موقعیت دراماتیک و پیچیدگیهای انسانیاش بررسی کنم.
در طول اجراها، آیا بازخوردی از مخاطبان دریافت کردید که نشان دهد آنها شخصیت شما را متفاوت از آنچه انتظار داشتید، درک کردهاند؟
تجربه مشخصی از این نوع بازخورد نداشتهام. شاید بتوان یکی از دلایلش را در مستقیم و بیپردهبودن پیام، جهان و شعارهای متن و اجرا جستوجو کرد. البته برداشت مخاطبان همیشه میتواند متفاوت باشد و هر تماشاگر بر اساس تجربه و نگاه خودش با نمایش ارتباط برقرار میکند.
با توجه به دشواریهای تولید و اجرای تئاتر در شرایط امروز، بزرگترین چالش شما برای حفظ کیفیت بازی در این پروژه چه بوده است؟
وقتی نظم در یک جامعه به هم میریزد، تمام ابعاد آن جامعه تحت تأثیر قرار میگیرد و ما نیز از این قاعده مستثنا نیستیم. در مسیر تولید و اجرای «قصاب»، بارها با موانعی روبهرو شدیم که هرکدام بهتنهایی میتوانستند برای متوقفشدن کار کافی باشند. با این حال، تصمیم گرفتیم به هر شکل ممکن نمایش را روی صحنه ببریم و تمام توانمان را برای ارائه بهترین اجرای ممکن به کار گرفتیم. حفظ تمرکز و کیفیت کار در چنین شرایطی، مستلزم تلاش و همراهی همه اعضای گروه بود.
و سخن پایانی؟
امیدوارم روزی را در کشورمان ببینیم که هنرهای سرگرمکننده بار دیگر به اصالت و شرافت خود بازگردند؛ از جمله هنر نمایش.




