سرمقاله امیر افشارفتوحی
آینده سینما در قابهای کوچک
چهلوسومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران امروز با نمایش نسخه تصحیحرنگشده «عمو سیبیلو» ساخته بهرام بیضایی آغاز میشود؛ انتخابی که تماشاگر را به خاطرههای سینمای ایران پیوند میدهد.

امیر افشارفتوحی/ چهلوسومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران امروز با نمایش نسخه تصحیحرنگشده «عمو سیبیلو» ساخته بهرام بیضایی آغاز میشود؛ انتخابی که تماشاگر را به خاطرههای سینمای ایران پیوند میدهد. بازگشت این فیلم به پرده، بهانهای برای یادآوری نامی است که سینما را با نگاه مستقل، تجربهگری و جستوجوی زبان شخصی پیوند زده بود. اما ارزش چنین انتخابی فقط در زندهکردن خاطرهها نیست؛ مهمتر آن است که در کنار میراث سینما، فرصتی برای دیدهشدن نسل تازهای فراهم شود که قرار است خاطرههای فردای این هنر را بسازد.
جشنواره فیلم کوتاه تهران از معدود رویدادهایی است که میتوان در آن، پیش از تثبیت نامها و شکلگیری مناسبات رایج سینمای حرفهای، با تجربههایی تازه روبهرو شد. فیلم کوتاه به فیلمساز اجازه میدهد بیآنکه الزاماً درگیر محاسبات پرهزینه تولید بلند باشد، به سراغ ایدههایی برود که شاید در قالبهای دیگر مجال شکلگیری پیدا نکنند. همین ویژگی، این عرصه را به یکی از مهمترین میدانهای کشف استعداد و آزمودن زبانهای تازه سینمایی تبدیل کرده است.
برنامههای چهلوسومین دوره نیز ظرفیتهایی فراتر از رقابت فیلمها دارند. مرور تجربههای سینمایی کشورهای مختلف و توجه به پیوند ادبیات و سینما، امکان مواجهه با روایتهایی متفاوت را فراهم میکند. چنین برنامههایی زمانی اثرگذارند که تماشاگر را از تماشای صرف فراتر ببرند و زمینه مقایسه، گفتوگو و شناخت شیوههای مختلف فیلمسازی را فراهم کنند. سینما با تکرار الگوهای آشنا زنده نمیماند؛ با مواجهه با جهانهای تازه و جسارت در روایت جان میگیرد.
با این حال، جشنواره هر اندازه هم پربار باشد، نمیتواند بهتنهایی پاسخگوی نیازهای سینمای کوتاه باشد. فیلمهایی که در این روزها دیده میشوند، پس از پایان جشنواره نیز به فرصت نمایش و ارتباط با مخاطب نیاز دارند. فیلمسازی که ماهها برای ساخت اثری وقت گذاشته، نباید تمام امکان دیدهشدن را به چند نوبت نمایش و نتیجه داوری محدود ببیند. اینجا همان نقطهای است که حمایت از سینمای کوتاه باید از برگزاری رویداد فراتر برود و به بخشی ماندگار از سیاست فرهنگی تبدیل شود.
در این میان، انجمن سینمای جوانان ایران به دلیل سابقه آموزشی و تولیدی خود، جایگاهی مهم دارد. تقویت آموزش در شهرهای مختلف، فراهمکردن امکان تولید و گسترش مسیرهای نمایش و پخش، میتواند به ماندگاری استعدادهایی کمک کند که امروز در جشنواره حضور دارند. البته برنامهریزی در این حوزه زمانی قابل ارزیابی است که نتایج آن روشن باشد؛ چند فیلم امکان نمایش مستمر پیدا کردهاند، چه تعداد از آثار به چرخه پخش راه یافتهاند و امکانات آموزشی تا چه اندازه به تولید واقعی منجر شدهاند؟ پاسخ به این پرسشها، معیار سنجش پیشرفت است، نه صرف اعلام برنامهها.
اعتبار جشنواره نیز به همین اندازه اهمیت دارد. سابقه طولانی و استقبال فیلمسازان سرمایهای ارزشمند است، اما حفظ آن به اعتماد حرفهای وابسته است. شفافیت در فرایند انتخاب و داوری و پاسخگویی به نقدهای مستند، نه نشانه ضعف، بلکه بخشی از مسئولیت یک رویداد معتبر است. جشنوارهای که میخواهد مرجع سینمای کوتاه باشد، باید از گفتوگوی انتقادی استقبال کند و اجازه دهد کیفیت آثار، معیار اصلی قضاوت باقی بماند.
سینمای کوتاه ایران امروز به پشتوانه فیلمسازان پرتلاش و تجربههای متنوع خود، امکان حرکت به سوی افقهای تازه را دارد. وظیفه جشنواره و نهادهای پشتیبان آن، فراهمکردن شرایطی است که این ظرفیت پس از پایان روزهای جشنواره نیز فرصت رشد داشته باشد. خاطرههای سینما ارزشمندند؛ اما آینده این سینما را آثاری خواهند ساخت که امروز مجال تولید، نمایش و دیدهشدن پیدا میکنند.




