محمد رحمتی در گفتوگو با صبا:
محسن کیایی در «شیطونی» از نقشهای آشنایش فاصله گرفت
محمد رحمتی کارگردان فیلم کوتاه «شیطونی» از شکلگیری ایده فیلم، تفاوت رویکردش با اقتباسهای وفادارانه و آزاد، چالشهای تولید اثری متکی بر جلوههای ویژهٔ بصری و تجربه همکاری با محسن کیایی میگوید.

سروین دهقان – چهلوسومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران، فرصتی برای دیدهشدن تجربهها و نگاههای متفاوت فیلمسازانی است که هر یک از مسیری شخصی به سینما رسیدهاند. مونا فرخنده، محمد رحمتی و فرزانه دادخواهی، سه کارگردان فیلم کوتاه، در گفتوگو با روزنامه صبا از جهان داستانی آثارشان، تجربههای تولید، محدودیتهای مالی و اجرایی و نسبت خود با جشنوارهها میگویند؛ روایتهایی که در کنار تفاوتهایشان، تصویری از دغدغهها و دشواریهای فیلمسازی مستقل و جوان در ایران ترسیم میکنند.
محمد رحمتی با فیلم کوتاه «شیطونی» در چهلوسومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران حضور دارد؛ اثری فانتزی که با همکاری چند مجموعه تولید شده و محسن کیایی در آن ایفای نقش میکند. رحمتی در این گفتوگو از شکلگیری ایده فیلم، تفاوت رویکردش با اقتباسهای وفادارانه و آزاد، چالشهای تولید اثری متکی بر جلوههای ویژهٔ بصری و تجربه همکاری با محسن کیایی میگوید.
ایده ساخت «شیطونی» از کجا شکل گرفت؟ فیلم اقتباسی است و از چه اثری الهام گرفتهاید؟
مدتها پیش داستانی با عنوان «دست» نوشته «بنجامین پرسی» را خوانده بودم که ذهنم را درگیر کرده بود و برای مدتی طولانی با من ماند. وقتی تصمیم گرفتم بر اساس آن فیلم بسازم، به این نتیجه رسیدم که نمیخواهم صرفاً داستان را منتقل کنم، چون بضاعت فرهنگی داستان و ما اجازه چنین کاری را نمیداد. رویکرد من بیشتر اقتباس تفسیری بود؛ یعنی برداشتی که از آن داستان داشتم، با اقتضائات زمانه، تجربه زیسته و نگاه شخصیام ترکیب شود. در فرایند بازنویسی فیلمنامه احساس کردم برای شکلگیری جهان فیلم به عناصر دیگری هم نیاز دارم. به همین دلیل، از شخصیت «تینگ» در سریال «ونزدی» ساخته «تیم برتون» و فضای سایر آثار فانتزی نیز الهام گرفتم. در داستان اولیه، شخصیت با یک دست مصنوعی مواجه میشود، اما در فیلم من این موقعیت به اسباببازیفروشی و اکشنفیگور «تینگ» پیوند میخورد. بنابراین، «شیطونی» حاصل ترکیب چند منبع الهام و تفسیر شخصی من از آنهاست؛ نه اقتباسی کاملاً وفادارانه است و نه اقتباسی آزاد به معنای متعارف آن.
عنوان «شیطونی» هم ظاهراً بخشی از معمای فیلم را در خود دارد. چرا این نام را انتخاب کردید؟
اگر بیشتر توضیح بدهم، ممکن است بخشی از داستان فاش شود! اما بهطور کلی، گاهی آدمها از سر سهلانگاری یا نگاه ساده به یک موقعیت، دست به شیطنتهایی میزنند که پیامدهای بزرگتری از تصور اولیهشان دارد. همین ایده در انتخاب عنوان فیلم برایم اهمیت داشت؛ چراکه عنوان هر اثری دریچهٔ ورود به جهان آن اثر و ایجاد گفتوگو با مخاطب خودش است. ترجیح میدهم مخاطب هنگام تماشای فیلم، خودش ارتباط میان عنوان و اتفاقات داستان را کشف کند.
فیلم شما فضایی فانتزی دارد و ظاهراً تولید آن هم هزینهبر بوده است. در شرایط فعلی، تأمین سرمایه چنین پروژهای چقدر دشوار است؟
«شیطونی» محصول همکاری سه مجموعه است: انجمن سینمای جوانان ایران، استودیو فیلم هشتونیم و کمپانی فیلم سید. مدیریت استودیو هشتونیم بر عهده آقای امیرحسین افچنگی که خودشان یکی از برجستهترین ویژوال آرتیستهای در حال حاضر هستند و مدیریت کمپانی فیلم سید بر عهده آقای محمدرضا نوری که تهیه کننده چند اثر در امسال و سالهای گذشته بوده، است. این مجموعهها بهصورت مشترک در تولید فیلم مشارکت کردند و واقعاً سنگ تمام گذاشتند. از آنجا که با اثری فانتزی و متکی بر جلوههای ویژه بصری روبهرو بودیم، تولید آن به منابع مالی بیشتری نسبت به بسیاری از فیلمهای کوتاه واقعگرا نیاز داشت. بخش عمده هزینهها نیز به جلوههای ویژه بصری و مرحله پس از تولید اختصاص پیدا کرد. به همین دلیل، اجرای پروژه بهصورت مستقل و با اتکا به یک مجموعه، دشوار بود و همکاری چند مجموعه امکان ساخت فیلم را فراهم کرد.
با توجه به اینکه محسن کیایی بیشتر با نقشهای کمدی شناخته میشود، چرا او را برای بازی در «شیطونی» انتخاب کردید؟
از زمانی که فیلمنامه را مینوشتم، به این فکر میکردم که چه بازیگری میتواند این شخصیت را اجرا کند. همیشه هنگام تماشای فیلمهای سینمای ایران، لحظاتی از بازی بازیگران در ذهنم میماند؛ لحظاتی که ممکن است لزوماً به نقشهای شناختهشده آنها مربوط نباشد. در مورد آقای محسن کیایی هم چنین تجربهای داشتم. از ایشان لحظات جدیای در فیلمهای مختلف دیده بودم که در ذهنم ثبت شده بود و احساس میکردم میتوانند از لحظات آشنای نقشهایشان فاصله بگیرند و شخصیت متفاوتی را بازی کنند که در بهترین حالت ممکن این اتفاق افتاد و من در «شیطونی» با بازی متفاوتی از آقای محسن کیایی مواجه شدم. انعطافپذیری ایشان در طراحی شخصیت و اجرای آن برایم تبدیل شد به یک تجربهٔ غنی و مورد مطالعاتی مثال زدنی. جالب این است که بدانید آقای کیایی از آنجایی که خودشان هم نویسنده هستند چقدر در تحلیل فیلمنامه و شخصیتپردازی مسلط هستند و چه پیشنهادهای جذابی در راستای ارتقاء اثر میدهند. با این حال هنگامی که میخواستم از ایشان دعوت به همکاری کنم، مطمئن نبودم که برای حضور در یک فیلم کوتاه پیشنهاد را بپذیرند. پس از تکمیل داستان و از طریق ارتباطاتی که داشتم، با ایشان تماس گرفتم. فیلمنامه را خواندند، از آن خوششان آمد و با روی باز پیشنهاد را پذیرفتند. به من اعتماد کردند و مقابل دوربین آمدند. این همکاری برای من تجربه ارزشمندی بود.
تولید فیلم با چه چالشهایی همراه بود؟ بهویژه با توجه به حجم جلوههای ویژه بصری و محدودیتهای معمول فیلم کوتاه؟
طبیعتاً چالشهای زیادی داشتیم. تولید هر فیلمی با مسائل و دشواریهایی همراه است و «شیطونی» هم از این قاعده مستثنا نبود. ترجیح میدهم وارد جزئیات مشکلات تولید نشوم، اما لازم میدانم از آقای سعید خانی تهیه کننده و مدیرعامل پخش «خانه فیلم»، آقای بهروز شعیبی مدیرعامل «انجمن سینمای جوانان ایران» و آقای محمدرضا همایی تهیهکننده محترم فیلم کوتاه «هایکپی» تشکر کنم که در طول کار نهایت همکاری را با من و گروه داشتند و از هیچ کمکی دریغ نکردند.
فیلم قبلی شما، «هایکپی»، در جشنواره موفقیتهایی به دست آورد. با توجه به آن تجربه، چه انتظاری از حضور «شیطونی» در جشنواره امسال دارید؟
به نظرم پیشبینی نتیجه جشنواره کار سادهای نیست؛ چون متر و معیار سنجش و رویکردهای داوری به فراخور هر دورهای میتواند متفاوت باشد. ممکن است فیلمی در یک دوره مورد توجه قرار بگیرد و جوایز متعددی دریافت کند، اما در دورهای دیگر با استقبال مشابهی روبهرو نشود. بخشی از این مسئله به معیارهای ارزیابی و بخشی دیگر به نگاه و سلیقه اعضای هیئت انتخاب و داوران برمیگردد. حتی ممکن است فیلمی را خودمان بسیار دوست داشته باشیم، اما فرد دیگری با آن ارتباط برقرار نکند. نگاه هر مخاطب به سینما، حاصل ترکیبی از دانش، تجربه و سلیقه شخصی اوست و داوری آثار هم از این تفاوتها تأثیر میپذیرد. بنابراین، ترجیح میدهم درباره نتیجه جشنواره پیشداوری نکنم و اجازه بدهم فیلم مسیر خودش را طی کند.




