پوریا دهقان در گفتوگو با روزنامه صبا:
وطن را نمیتوان در هیچ کشور دیگری پیدا کرد
کارگردان «تاریخ دقیق پرواز» در گفتوگو با روزنامه صبا از تجربه شخصی خود در مواجهه با مهاجرت، تنهایی سه نسل و چالشهای ساخت فیلمی با حضور بازیگر کودک و بازیگری دارای محدودیت گفت.

بهناز وفایی وحدت – کارگردان «تاریخ دقیق پرواز» در گفتوگو با روزنامه صبا از تجربه شخصی خود در مواجهه با مهاجرت، تنهایی سه نسل و چالشهای ساخت فیلمی با حضور بازیگر کودک و بازیگری دارای محدودیت گفت. فیلم کوتاه «تاریخ دقیق پرواز» به کارگردانی پوریا دهقان و تهیهکنندگی مجید حقیقت، محصول سازمان هنری رسانه ای اوج با محوریت مهاجرت، تنهایی و روابط خانوادگی ساخته شده است؛ داستان پیرمردی که پس از از دست دادن شنوایی، در انتظار بازگشت دخترش است و به دنبال راهی برای برقراری ارتباط با او میگردد. دهقان معتقد است فیلم کوتاه علاوه بر آنکه میتواند مسیری برای ورود به سینمای بلند باشد، فرصتی برای آزمونوخطا و رسیدن فیلمساز به زبان شخصی خود نیز فراهم میکند.
در فیلم «تاریخ دقیق پرواز» با موضوع مهاجرت و تنهایی سه نسل روبهرو هستیم. چه چیزی در فیلمنامه شما را برای ساخت این اثر جذب کرد؟
فیلمنامه این فیلم را محمدمهدی عزیزمحمدی نوشته است و جذابیت آن برای من در این بود که داستان، سه نسل و سه شخصیت متفاوت را روایت میکند که هرکدام نگاه خاص خود را به موضوع مهاجرت دارند و دیدگاهشان را درباره آن بیان میکنند؛ اینکه مهاجرت چه تأثیری بر زندگی آنها گذاشته، چه پیامدهایی برایشان داشته و حتی چه فرصتها و مزایایی برایشان به همراه آورده است. نکته دیگری که میتوانم به آن اشاره کنم، موضوع تنهایی این سه نسل است. هرکدام از این شخصیتها در مواجهه با مهاجرت، تنهایی را تجربه میکنند و این تنهایی تأثیر متفاوتی بر آنها میگذارد؛ اینکه چه احساسی در آنها ایجاد میکند، زندگیشان را به کدام سمت میبرد و در مواجهه با تنهایی چه تصمیمهایی میگیرند. اینها مجموعه موضوعاتی بودند که برای من اهمیت داشتهاند.
خود شما هم در مقاطعی از زندگی به مهاجرت فکر کردهاید. این تجربه شخصی چه نقشی در پرداختن به چنین موضوعی داشت؟
واقعیت این است که من نیز در مقاطعی از زندگی با موضوع مهاجرت و تصمیمگیری درباره آن مواجه بودهام، اما همواره به این نتیجه رسیدهام که نمیتوانم جایی بهتر از کشور خودم زندگی کنم. در دو مقطع از زندگیام، یک بار در اوایل نوجوانی و بار دیگر پس از پایان دوره کارشناسی، به مهاجرت فکر کردم. در هر دو مقطع، شرایط لازم برای رفتن از ایران برایم فراهم بود، اما واقعیت این است که موضوع مهم برای من این بود که نمیتوانم در کشور دیگری همان احساس و حالوهوایی را تجربه کنم که در کشور خودم دارم؛ حتی اگر در آنجا موفقتر باشم و امکانات بیشتری در اختیارم قرار بگیرد. آنچه در ایران برای من وجود دارد، چیزی است که نمیتوانم در هیچ کشور دیگری پیدا کنم؛ زیرا در نهایت، در آنجا بهعنوان یک فرد خارجی شناخته میشوم. کلمه وطن برای من بسیار متفاوت است.
خانواده در آثار قبلی شما هم حضور داشته است. آیا میتوان گفت این موضوع یکی از دغدغههای اصلی شما در فیلمسازی است؟
پیش از این فیلم دیگری با عنوان «قصه باغ انار» داشتم که آن هم به موضوع خانواده میپرداخت. البته این فیلم محصول یک کارگاه فیلمسازی بود. فیلمنامه آن را من نوشته بودم، اما کارگردانی آن بهصورت مشترک و با مشارکت پنج نفر انجام شد که من نیز یکی از کارگردانان آن بودم. در سال ۱۴۰۳، فیلم دیگری با عنوان «برقص» ساختم که از نظر ژانر کاملاً متفاوت بود. این فیلم در ژانر وحشت قرار میگرفت و موضوع آن مقاومت بود و داستانش در فلسطین اتفاق میافتاد. با این حال، دغدغه اجتماعی من همواره خانواده بوده و هست. حتی در فیلم کوتاه «برقص» که اثری در ژانر وحشت است و در بستر جهان مقاومت و کشور فلسطین روایت میشود، باز هم مسئله خانواده برای من پررنگ بود و تلاش کردم در این فیلم نیز بیشتر به موضوع خانواده بپردازم.
در جریان ساخت «تاریخ دقیق پرواز» با چه چالشهایی مواجه بودید؟
از نظر من، برای یک کارگردان، شاید یکی از چالشبرانگیزترین تجربهها، کار کردن با بازیگری باشد که محدودیتهایی دارد یا با بازیگر کودک همکاری کند. فیلم من هر دو ویژگی را بهطور همزمان داشت و همین موضوع، کار را تا حدودی دشوار میکرد. در وهله نخست، ایجاد شیمی و ارتباط متقابل میان این دو بازیگر اهمیت داشت تا بتوانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. از سوی دیگر، لازم بود خودم نیز بتوانم با هر دوی آنها ارتباط مؤثری برقرار کنم. در این مسیر، تلاش کردیم در کوتاهترین زمان ممکن، به بهترین کیفیت دست پیدا کنیم و شاید همین مسئله، کار را دشوارتر میکرد.
با توجه به تجربهای که از فیلمهای قبلی به دست آوردهاید، نگاهتان به مسیر فیلمسازی و ادامه فعالیت در سینمای کوتاه چیست؟
من فعالیت در حوزه فیلم کوتاه را با هدف ورود به سینمای بلند آغاز کردم. با این حال، به نظرم فیلم کوتاه، پیش از آنکه فرصتی برای ورود به سینمای بلند باشد، اهمیت دیگری نیز دارد و آن، فراهم کردن بستری برای آزمونوخطا و پیدا کردن زبان سینمایی خود بهعنوان فیلمساز است. فیلم کوتاه به فیلمساز کمک میکند تا به شناخت بهتری از شیوه کار خود برسد و برای مواجهه با چالشهایی که در سینمای بلند ممکن است با آنها روبهرو شود، آمادگی پیدا کند. مشکلات و چالشها در هر فیلمی و برای هر فیلمسازی وجود دارند. بنابراین، چه بهتر که بتوانیم این مشکلات را در قالب فیلمی کوچکتر، جمعوجورتر و حتی کمخطرتر تجربه کنیم و برای مواجهه با آنها راهحل پیدا کنیم، بهجای اینکه برای نخستین بار در مقیاس سینمای بلند با چنین چالشهایی روبهرو شویم.
در مقایسه با آثار قبلیتان، «تاریخ دقیق پرواز» را گامی رو به جلو در مسیر کارگردانی خود میدانید؟
واقعاً پرسش دشواری است و به نظرم، پیشزمینه این موضوع و پاسخ آن لزوماً با یکدیگر همخوانی ندارند. میتوانم بگویم که در مقایسه با فیلم «قصه باغ انار» که در سال ۱۴۰۱ ساخته شد و فیلم «برقص» که در سال ۱۴۰۳ ساخته شد، در این فیلم از نظر کارگردانی بالغتر شدهام و تجربیات بهتری کسب کردهام. در فاصله دو ساله میان ساخت فیلم «برقص» و فیلم «تاریخ دقیق پرواز»، تلاش کردم به بلوغ بیشتری در کارگردانی برسم. امیدوارم این اتفاق افتاده باشد، اما درباره اینکه فیلم در جشنواره تا چه اندازه دیده خواهد شد، واقعاً نمیتوانم نظر مشخصی بدهم. امیدوارم فیلم دیده شود و مخاطب خود را پیدا کند، اما فکر میکنم این موضوع چندان در اختیار من نیست. من تمام تلاشم را کردم تا فیلم خودم را به بهترین شکل ممکن بسازم و امیدوارم مخاطبان نیز آن را دوست داشته باشند.
در پایان، فکر میکنید نتیجه نهایی فیلم تا چه اندازه حاصل نگاه کارگردان و تا چه اندازه حاصل همکاری عوامل مختلف است؟
اگر این فیلم به نتیجهای مطلوب رسیده و ساخته شده است، چه از نظر نقاط قوت و چه از نظر نقاط ضعف، حاصل تلاش یک تیم بوده است. از مرحله پیشتولید، شامل فیلمنامهنویس و عوامل حاضر در این مرحله، تا مرحله تولید، از جمله فیلمبردار و دیگر عوامل، همچنین گروه صحنه و لباس، همه در کنار یکدیگر تلاش کردیم تا اثری خوب تولید کنیم. اگر همراهی و تلاش این افراد نبود، هرگز چنین اتفاقی رقم نمیخورد. در این میان، باید بهطور ویژه از مجید حقیقت، تهیهکننده فیلم، یاد کنم که از ابتدا تا انتهای کار در کنار ما بود و تمام تلاش خود را به کار گرفت تا بتوانم فیلم خودم را با بهترین کیفیت ممکن بسازم.




