سرمقاله امیر افشارفتوحی
جشن سینما؛ بازگشت یک ضرورت صنفی
بازگشت جشن خانه سینما پس از وقفه طولانی را باید فراتر از احیای یک مراسم فرهنگی دانست؛ این بازگشت فرصتی برای ترمیم پیوندهای صنفی و یادآوری هویتی جمعی است.

امیر افشارفتوحی – هفت سال دوری از یک سنت صنفی، برای سینمایی که حیاتش به کار جمعی و همکاری دهها حرفه وابسته است، اتفاق کوچکی نیست. در این سالها فیلم ساخته شد و جشنوارههای مختلفی برگزار شد، اما جای خالی رویدادی که سینماگران در آن به ارزیابی دستاوردهای همکارانشان بنشینند، همچنان احساس میشد. بازگشت جشن خانه سینما پس از این وقفه طولانی را باید فراتر از احیای یک مراسم فرهنگی دانست؛ این بازگشت فرصتی برای ترمیم پیوندهای صنفی و یادآوری هویتی جمعی است که بدون آن، سینما به مجموعهای از فعالیتهای پراکنده و رقابتهای فردی تقلیل پیدا میکند.
جشن خانه سینما باید با جشنوارهها و دیگر مراسم اهدای جایزه تفاوت داشته باشد و اهمیت آن در شمار تندیسها و شکوه مراسم نیست، بلکه در ماهیت داوری و مرجعیت حرفهای آن است. وقتی سینماگران درباره کار همکاران خود داوری میکنند، تخصص و شناخت حرفهای جایگزین ملاحظات بیرونی میشود. فیلمبردار کیفیت فیلمبرداری را میسنجد، تدوینگر درباره تدوین نظر میدهد و متخصصان هر حوزه، ارزش کار همصنفان خود را تشخیص میدهند. چنین داوریای میتواند کیفیتهایی را برجسته کند که در گیشه و هیاهوی تبلیغات کمتر دیده میشوند. اعتبار جشن خانه سینما بیش از هر چیز به استقلال رأی و سلامت داوریهای آن وابسته است.
البته صنفی بودن یک جشن بهخودیخود تضمینکننده اعتبار آن نیست و داوری همکاران زمانی ارزشمند است که از مناسبات شخصی، رفاقتها و ملاحظات غیرحرفهای فاصله بگیرد. اگر قرار است این جشن به مرجعی معتبر برای شناخت کیفیت سینمای ایران تبدیل شود، سازوکار انتخاب داوران، معیارهای ارزیابی و شیوه تصمیمگیری باید روشن و قابل اعتماد باشد و شفافیت در اینجا تشریفات اداری نیست؛ بلکه بخشی از اعتبار جایزه است. حمایت از جشن نیز نباید به معنای مصون دانستن آن از نقد باشد؛ هرچه جایگاه این رویداد مهمتر باشد، ضرورت پاسخگویی آن بیشتر خواهد بود.
از سوی دیگر، جشن خانه سینما نباید به رقابتی برای اثبات برتری چند چهره یا فیلم محدود شود. سینما حاصل همکاری مجموعهای از تخصصهاست و بسیاری از تلاشهای حرفهای در سایه ستارهمحوری و توجه بیش از اندازه به نام کارگردانان و بازیگران کمتر دیده میشوند. یکی از کارکردهای مهم این جشن باید بازگرداندن توجه به همین سرمایه کمتر دیدهشده باشد؛ کسانی که کیفیت نهایی یک اثر بدون دانش و مهارت آنها شکل نمیگیرد. به رسمیت شناختن این نقشها، تأکید بر این واقعیت است که سینما هنری جمعی است و هیچ موفقیت ماندگاری بدون مشارکت حرفههای گوناگون به دست نمیآید.
اما مهمترین مسئله درباره بازگشت جشن خانه سینما، آینده آن است. هفت سال وقفه نشان داد که یک سنت صنفی، حتی با سابقه و اعتبار گذشته، بدون اراده مستمر میتواند از حیات حرفهای یک مجموعه حذف شود. اختلافات درونصنفی، مشکلات اقتصادی و تغییر شرایط مدیریتی ممکن است بر سر راه هر رویدادی قرار بگیرند، اما نباید بهانهای برای تعطیلی طولانیمدت یکی از مهمترین قرارهای جمعی سینماگران باشند. استمرار جشن باید به سازوکاری پایدار وابسته باشد، نه اشخاص و مناسبات مقطعی. این مسئولیت هم بر عهده برگزارکنندگان است و هم صنوفی که صاحب اصلی این رویدادند.
البته این جشن صنفی قرار نیست تصویری بینقص از سینمای ایران ارائه کند. سینمایی که با بحران اقتصادی، دشواریهای تولید و کاهش ارتباط با بخشی از مخاطبان روبهروست، بیش از هر زمان به فضایی برای گفتوگو و بازنگری نیاز دارد. جشن خانه سینما میتواند فراتر از معرفی آثار برگزیده، فرصتی برای مواجهه صریح با این مسائل باشد؛ جایی که سینماگران برای شنیدن یکدیگر، طرح اختلافنظرها و تقویت مناسبات حرفهای گرد هم بیایند. چنین کارکردی قطعا به این رویداد عمق اجتماعی و صنفی میبخشد.
بازگشت جشن خانه سینما اتفاقی مثبت و قابل تامل است، اما نباید به همین بازگشت بسنده کرد. این رویداد زمانی به جایگاه واقعی خود میرسد که داوریهایش معتبر، مناسباتش شفاف، حضورش فراگیر و استمرارش تضمینشده باشد. به نظرم سینمای ایران به مراسم دیگری برای اهدای تندیس نیاز ندارد؛ به نهادی زنده برای پاسداشت کیفیت، تقویت همبستگی و بازشناسی سرمایه حرفهای خود نیازمند است. بنابراین امیدواریم هفت سال وقفه آخرین تجربه از این دست باشد و ارزش بازگشت جشن خانه سینما را نه در شبی که برگزار میشود، بلکه در سالهایی باید سنجید که پس از آن، بیوقفه و با اعتبار ادامه پیدا میکند.




